۱۳۹۶ دی ۷, پنجشنبه

حمله انتحاری به مرکز تبیان محکوم است .




بنام خدا«ج»
انفجار مرکزفرهنگی تبیان یک جنایت نا بخشودنی است

7/10/1396



با تاسف که امروز در مرکز فعالیت های فرهنگی تبیان درمحفلی که قرار بود در ارتباط روز سیاه و ننگین ششم جدی پژوهش علمی صورت گیرد ، دشمنان انسانیت (داعش ) و حامیان وحشی شان این محفل را مورد حمله انتحاری قرارداده و تعداد کثیری از هموطنان مارا شهید و زخمی کردند .
بلی در کشوری که طراح و تیوریسن امنیتش یک خورد ضابط زخم خورده ای که روزی جزء عمال متجاوز روس بودباشد ، و از کسیکه رسمأ پشتیبانی خودرا ازاین نیروهای ضدبشری (داعش) اعلان نموده، استقبال شود و دهها موتر قیمتی ضد گلوله در اختیارش قرار گیرد، باید مراکز فرهنگی و مجالس پژوهشی و تحقیقاتی مورد حملات خصمانه قرار داده شود، زیرا داعش و حامیانش که سالهای طولانی عمر خود را در جنگل و در کنار میمون ها سپری کرده اند نمیخواهند که شهر شهر علم و دانش و فرهنگ باشد .
باید جدأ بخاطر  داشت که عمال خودفروخته و پیروان اندیشه ناپاک سوسیال صهیونیزم که هنوزهم زخم شمشیر مجاهدان پاک باخته  راه آزادی و استقلال وطن را به تن دارند ، در پی انتقام از مردم آزادیخواه کشور هستند زیرا آن ضربت ها به ایشان به کابوسی تبدیل گردیده که هنوز هم خواب آرام ندارند . پس بنابرباید هوشیار بود .
غبار می نویسد: درجنگ اول افغان و انگلیس نماینده انگلیس نزد خان شیرین خان جوانشیر آمد و به او گفت: از حکومت افغانستان چیزی به شما نمی رسد زیرا شما شیعه هستید ، هرقدرنفری را که بگویی ما معاش سالانه میدهیم ، شما دست از جنگ در مقابل ما بکشید .  خان شیرین خان جوان شیر  در جواب نماینده انگلیس می گوید : مهم نیست که چیزی بما برسد یا نرسد لیکن ما تعهد کرده ایم که شما را از خاک خود بیرون کنیم و اینکار را خواهیم کرد. نماینده انگلیس با یاس و ناامیدی برگشت .  امروز هم اگر برای نجات افغانستان همه دست بدست هم داده و برای آوردن امنیت ، آزادی و نابودی دشمنان متعهد نشویم یقینا ما را نابود خواهند کرد.
برتری جویان قومی و سمتی و.... خوب بدانند که راه بجایی نخواهند برد ، افغانستان خانه مشترک اقوام مختلف است ، اگر امریکا و سایر کشور های که اینجا دنبال تاراج ما آمده اند به این فکر باشند که افغانستان را با قوم خاصی و یا حزب خاصی اداره خواهند کرد ، کور خوانده اند .
من به امریکا و طرفدارانش هشدار میدهم که استراتیژی موجود تان در افغانستان شکست خورده و ادامه این راه غلط جزسرافگندگی تاریخی چیز دیگری برای تان نخواهد بود. شما طی شانزده سال بی عرضه ترین و نالایق ترین افرادی ر ا به این کشور با عنوان تکنوکرات تحمیل کردید که در همین قدر مدت اینها تا زادگاه خود رفته نتوانستند البته ازترس.  یقین داشته باشید که تحمیل اینگونه افراد برملتی که سالهاست رنج می کشند بزرگترین ظلم وخیانت به انسانیت مخصوصا مردم مظلوم افغانستان هست .
امریکا و طرفدارانش باید بپذیرند که سرنوشت آینده شان در افغانستان ، سرنوشت انگلیس و شوروی سابق هست ، یعنی اینکه تا هنوز که هنوز هست استعمال کلمه انگلیس و شوروی در بین عامه مردم دقیقا فحش است . و ما متاسفیم از اینکه  امریگا با این همه مصرف که پول آن از تکس مردم شریف آنجا تهیه می شود و با پیروی از یک استراتیژی غلط و برخورد های متملقانه جواسیسش به این سرنوشت گرفتار خواهد شد و آن روز دور هم نخواهد بود.
من این حمله وحشیانه را به سهم خودم محکوم نموده به شهدای این حادثه خونین بهشت برین و به مجروحین این حادثه شفای عاجل استدعا می نمایم و از همه هموطنان عزیز خود تقاضا مندم  که در جهت جلوگیری از همچو حوادث خود بسیج شوند و از دولت نابکاری که درقبال این چنین حوادث بی تفاوت است ، امیدی نداشته باشند .والسلام

۱۳۹۶ آذر ۲۸, سه‌شنبه

خلاصه و پایان بحث استراتیژی 9




طرح های استراتیژیک در روند اصلاحات
غلام علی صارم 
در ارتباط یک سلسله مسایل استراتیژیک مثلأ مدیریت استراتیژیک و استراتیژی وظیفه ای و اصلی ،  حمایت گمرکی به عنوان استرایژی تقویه صنایع داخلی، نقش مدیران استراتیژیک در جهت تطبیق استراتیژی تقویه صنایع داخلی ، نقش مدیران استراتیژیک در جهت تطبیق استراتیژی ، ما مسایلی را متذکر شدیم که دوستان میتوانند این مسایل را در کتاب « اصلاحات ضرورتی برای افغانستان ! اما.....» مطالعه نمایند ، در این اینجا از تکرار آن خود داری می نماییم .
در قسمت تجارت هم ما طرحی را تحت عنوان ( طرح استراتیژی تجارت در افغانستان ) در هشت مورد ارائه نمودیم و آمادگی خود را در قسمت توضیح و دفاع از آن هم اعلان نمودیم که هشت مورد مذکور عبارت اند از :
1-      حمایت از سرمایه گذاری و سکتور خصوصی .(نوت: حمایتی که ما را منظور است این لجام گسیختگی فعلی نمی باشد)
2-      بالا بردن ظرفیت های تولیدی و انکشاف صادرات .
3-      بکار گیری سرمایه های فزیکی و انسانی .
4-      اصلاحات اداری . (نوت: اصلاحاتی که با شیوه موجود از طریق کمیسیونی بنام اصلاحات اداری صورت می گیرد از نظر ما مردود است و ماآنرا اصلاحات نه بلکه فساد میدانیم .)
5-      تسهیلات ترانسپورتی .
6-      کنترول رقابت در بازار.
7-      کنترول کیفیت .
8-      اجراات هماهنگ .
         ( البته این طرح را با مختصر توضیح آن دراینجانیزبعدا مطالعه خواهید فرمود.)
با وجود توضیحاتی که در ذیل هریک از موارد فوق ارائه گردیده ما آنرا قابل بحث میدانیم .  و از بحث در اینجا به جهت جلوگیری از اطاله کلام خود داری می نماییم .
مطلب دیگر اینکه طرح ها و اقداماتی که تحت عنوان استراتیژی ملی صورت گرفته گرچه تذکراتی در قسمت آن ارائه گردیده ، منباب تاکید یکبار دیگر آن را ناکافی و غیر مسوولانه اعلان میداریم و آنرا وسیله ای میدانیم برای تاراج دارائی های عامه .
آنچه در ذیل مطالعه می نمایید طرح های است که به عنوان استراتیژی و در جهت اصلاح نا بسامانی های این کشور در چهار حوزه کاری ارائه گردیده است .
قابل ذکر میدانم که موارد مذکور نظر شخصی اینجانب نیست.  بلکه نظر جمعی است که با آرمان پدید آمدن یک نهضت اصلاحی درکشور کار و فعالیت خستگی نا پذیر می نمایند و آنرا به عنوان مرام نامه موقتی برای نهضت مذکور پذیرفته اند، از آنجائیکه منهم افتخار عضویت این نهضت را دارم ، چون کلیه کارهای فرهنگی ام در راستای اصلاحات است ،  نمی خواهم مزید برآن چیزی بگویم  یا بنویسم ، البته این را قابل یاد آوری میدانم که موارد مذکور استراتیژی موقتی است و طبق معمول این را نیز قابل بحث میدانیم بدین معنی که راه مباحثه در قسمت آن باز است و آنطوریکه در فوق ذکر شد پایان این بحث نه ، بلکه آغاز بحث است پیرامون استراتیژی در افغانستان .

در حوزه فرهنگی :
ما باور داریم که اسلام به گونه های متنوع فرهنگ و نژاد در کشور ما وحدت می بخشد و جامعه ای را شکل میدهد که جامعه ای مسلمان افغانستان نامیده می شود.
ما سیاست هدایت فرهنگ را  که ریشه در قوم گرایی و بر تر دانستن یک فرهنگ بر فرهنگ های دیگر در جامعه ای ما دارد و به جدایی حوزه  سیاست از فر هنگ تاکید می نماییم .
ما به فضای باز فرهنگی عقیده داریم و می کوشیم در محیط فرهنگی متحرک و پویایی ایجاد و با دست زدن به انقلاب فرهنگی آثار نامیمون استثمار، استبداد، خشونت و رسوبات منفی و ذلت آور فرهنگ استعماری و استثماری را نابود و به شفافیت محیط فرهنگ ملی افزوده ، اعتماد به نفس، نوع دوستی ، حس برادری ، احترام به حقوق دیگران را که حالا بنام حقوق بشر توسط ناقضان واقعی آن تبلیغ میشود ، در جامعه ای افغانستان اعاده می نماییم.
ما ضمن حمایت از آزادی اندیشه و بیان ، قلم و مطبوعات آزاد نمی توانیم ابتذال را بنام هنر قبول و یا مطبوعات را وسیله ای در دست قدرتمندان و اشاعه دهندگان فحشا پذیرا شویم .
 به همین منظور عجالتأ از وسایل ذیل در راستای تحقق اهداف فرهنگی خود سود خواهیم جست البته برنامه های جامع تر فرهنگی را نیز از نظر دور نداشته که به موقع ارائه خواهد گردید.
·         چاپ و نشر کتب علمی ، فرهنگی ، هنری و.... تولید فکر و برنامه جهت غنا مندی هرچه بیشتر فرهنگ ملی در سایه تمدن اسلامی .
·         برگزاری دوره های آموزش روزنامه نگاری ، تئاتر، سینما ، فلمبرداری ، کارگردانی و.....
·         توسعه فضای آموزش  علوم انفورماتیک .
·         احیا و تقویت هنر موسیقی ملی.
·         توسعه و گسترش سواد حیاتی .
·         برگزاری سمینار های علمی ، آموزشی و راهبردی در راستای بازسازی و نوسازی نظام تعلیمی و تربیتی افغانستان .
·         گسترش مناسبات فرهنگی افغانستان و جهان .
·         تولید فلم های مستند و سینمایی.

در حوزه ء سیاسی :
پیکرهء افغانستان واحد در نتیجه ای تصادمات داخلی، مداخلات و تجاوزات خارجی که تقریبأ سه دهه از تاریخ کشور ما را در بر می گیرد ، فروپاشیده و تمام نهاد ها و موسسات سیاسی نظامی ، امنیتی فرهنگی و مدنی خود را از دست داده است ، در حال حاضر که افغانستان ویرانه ای بیش نیست و دست اندازی های اجانب به بهانه های گوناگون ادامه دارد.  ما به این باور هستیم که نهاد های سنتی گذشته در وضعیت جدید ملی و بین المللی قابل بقا و دوام نیست . لهذا نهاد ها و موسسات عسکری و اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، و مدنی کشور در فضای جدید جهان بایدمطابق اقتضاآت و دگر گونی  های نوین سازماندهی شوند.
با  توجه به اوضاع بحران زای کنونی و ایجاب بحران زدایی و نیازمندی های کوتاه مدت و بلند مدت کشور ، ما اهداف استراتیژیک را در عرصه ء سیاسی بصورت زیر تدوین نموده پیشنهاد می نماییم:
*- دفاع از حاکمیت ملی ، وحدت ملی ، تمامیت ارضی، اعاده استقلال سیاسی و نهادینه سازی در این راستا را از مسوولیت های ملی و تاریخی خویش دانسته و به آن پا می فشاریم .
*- استبداد دست نشانده که در قرون معاصر کشور ما را به تباهی کشانده و اوضاع نابسامان فعلی را به میراث گذاشته است ، بخشی از تاریخ سیاه افغانستان می باشد و باید اجازه تکرار نیابد.
*- ما اعتقاد داریم که حق اعتراض کردن ، پیشنهاد کردن، انتخاب کردن و انتخاب شدن ، حزب سیاسی و انجمن ساختن ، پایان دادن به حکومت استبدادی و خود کامه و واقعیت بدست گرفتن سرنوشت خویش ، حق انکار ناپذیر تمام انسان های روی زمین ، من جمله حق مردم متدین و باشهامت ما است و ما در راستای تحقق این مقوله ها آخرین تلاش را خواهیم کرد.
*-ما مبارزه جدی را در پیش خواهیم گرفت تا  نظام ریاستی ناکار آمد به یک نظام پارلمانی خدمت گذار که خواست همگانی است تبدیل گردد.
*- «شورا» که یک اصل اسلامی و پذ یرفته شده در مناسبات اجتماعی مسلمانان است تلاش شود تا کسانی که در راس اداره امور مملکت در سطح مرکز و ولایات هستند از جانب مردم انتخاب و به کار گمارده شوند.
*- قانون انتخابات موجود از نظر ما ناقص است و نمی تواند انتخابات عادلانه در پرتو آن تحقق یابد ، چرا که امکان هرگونه جعل و دست کاری در آن متصور است و باید قانون انتخابات جدید تدوین یابد و به منصه ء اجرا گذاشته شود.
*- در سال  های گذشته ، اداره های موقت ، انتقالی و منتخب در ایجاد نهاد های سیاسی و حقوقی دولتی به طرز مرگباری ناکام شده است که دلیل آن سپردن کار به نااهلان و سلطه اجانب بر منابع مالی ما می باشد، باید مصمم بود تا کار به اهل آن سپرده شود، نهاد سازی به سویه ملی و راه اندازی اصلاحات بنیادی صورت گیرد.
*- موجودیت قوت های نظامی خارجی در کشور ما باید قانونمند ساخته شود تا از اقدامات خود سرانه آنها جلوگیری به عمل آید. ما از طریق ممکن سعی خواهیم کرد تا مردم به این خواست خود دست یابند.

در حوزه اجتماعی:
در شرایط کنونی جامعه ای  افغانستان عملأ یک جامعه ء فروپاشیده است. فروپاشی از زمانی شروع شد که زمام داران خود کامه در مرحله اول دروازه ء جامعه را برا ی تداوم سلطه شخصی خود بروی تغییرات علمی ، فنی و سیاسی دنیای مدرن مسدود کردند.  وقتی که انقلاب انفورماتیک دیوار های آهنین سانسور را در نوردید و اطلاع رسانی به یک امر سهل مبدل شد ، جامعه سنتی در برابر ارزشهای دنیای جدید متزلزل و ساخت سنتی قدرت رو  بافول گذاشت .
همزمان با سهولت در نظام اطلاع رسانی و لرزیدن پایه های اقتدار سنتی ، در مرحله دوم روشنفکران سطحی نگر بدون درک صحیح از میکانیزم بطی ای تغییرات اجتماعی در یک جامعه قبایلی و ارج نگذاشتن به کردار دین در جامعه ای سنتی ، به مذهب زدایی باین بهانه که دین عامل عقب ماندگی میباشد اقدام کردند.
ما به این باور هستیم که: در صورتی یک جامعه ای متحد ، آزاد و با وقار خواهیم داشت که به اقدامات ذیل متوسل شویم:
*- تشویق و تقویت روحیه عزت و اعتماد به نفس در میان ملت و پاسداری از حقوق انسانی ، هویت ملی ، فرهنگی و تاریخی مردم افغانستان .
*- فراهم کردن محیط سالم زندگی برای مردم در تمامی بخش های عمومی و خصوصی ، از بنیادی ترین حقوق جامعه است و نایل شدن به امنیت جانی ، مالی و فکری ، پیش شرط ارتقاء مادی و معنوی می باشد . برای رسیدن به سطح چنان رشد و ارتقا ایجاب می کند که از واقع بینی در برنامه ریزی ، سیاست و صراحت و شفافیت در وضع مقررات وعمل به آنها کارگرفته شود.
*- نیمی از جامعه ای مارا زنان تشکیل میدهند. متاسفانه در جامعه ای سنتی ما  چه بخاطر زمخت بودن پیکره سنت و فرهنگ قبایلی و چه به دلیل عقب ماندگی فرهنگی و چه به دلیل سوء استفاده از مذهب و یا تفسیر غلط از آن ، زنان از حقوق انسانی شان ، حتی حقوقی که اسلام به آنها قایل شده است محروم ساخته شده اند . اصلا عدالت و انکشاف مناسب جامعه ای افغانستان ایجاب می کند که برای تامین حقوق زنان و ارائه خدمات اجتماعی به آنان دست به مبارزه جدی و دوام دار زده شود.
*- بعد از زنان بخش بزرگ و قابل ملاحظه ای جامعهء ما را جوانان تشکیل میدهند. این طبقه نظر به حساسیت خاص که نسبت به اوضاع حاکم برزندگی خود و کشور دارد لازم است به جوانان چه از نظر ایجاد فضای سازگار تحصیلی و چه از نظرکاریابی توجه جدی صورت گیرد.
* - برمبنای اندیشه ای دینی و ضمیر انسانی خدمت به جامعه محروم و بی پناه افغانستان برحسب مقتضای زمان و مکان با شعار و شعور فقر زدایی ، رفاه عمومی و اشتغال همگان جزء از مسوولیت های مهم هر شهروند افغان پنداشته شده و در این جهت تلاش پیگیر به عمل خواهد آمد .
*- تشدید روحیه ایثار و انفاق در نظام روابط اجتماعی از وظایف  و مکلفیت های ما می باشد که در این راه جدیت لازم روی دست گرفته خواهد شد.

درحوزه ء اقتصادی :

افغانستان یگانه کشور جهان سوم می باشد که بخاطر ناکار آمد ی حکومت ، تداوم وضعیت قرون وسطایی جامعه که خواست زمام داران برای حفظ قدرت بود و عقب ماندگی فنی و  تخنیکی نتوانست نیروی انسانی  و منابع طبیعی خود را فعال و در راستای شکوفایی اقتصادی و فنی بکار اندازد که آثار فلاکت بار «سونومی» اقتصادی بیشتر از دیگر عرصه ها رنج آور و ا ندوه بار می باشد.
در هیچ کشور در حال توسعه با ندازه افغانستان ، سیاست به خصوص سیاست خارجی بالای اقتصاد ملی اثرات سوء نداشته است .  درگذشته سیاست پشتونستان خواهی دولت،  اقتصاد کشور را از مسیر خود کفائی بیرون و بدامن شوروی انداخت و در حال حاضر اثرات تجاوز خارجی ، جنگ داخلی ، سلطه ء تریاک و سیاست های غلط بانگ جهانی و ابزار آن ، موسسات  داخلی و خارجی بیشتر از هر عامل دیگری آیندهء اقتصاد افغانستان را تیره و تار ساخته است.
با در نظر داشت عوامل گوناگون اثر گذار به تحولات اقتصادی کشور ما سیاست اقتصادی کشور را چنین فورمول بندی می کنیم :
*- اصل اسلامی «بیع» بجای «ربا» در مارکیت ها و بازار ها و جلوگیری از کنز و ایجاد تعدیل ثروت .
*- تدوین و راه اندازی برنامهء توسعه اقتصادی مبنی بر منابع داخلی در جهت ایجاد اقتصاد ملی با تامین ارتباط سود مند با بازار جهانی و استفاده ای درست از دست آورد های عصری در عرصه ای علوم ، تخنیک و تجارب بشری .
*- تحقق عدالت اقتصادی با تقلیل بخشیدن گام به  گام شگاف طبقاتی میان فقرا و اغنیا و نابودی کامل بهره کشی اقتصادی انسان از انسان .
*- فراهم کردن شرایط مساعد برای بهره برداری مساویانه از امکانات اقتصادی ، برای تمام شهر وندان کشور ، غرض رشد اقتصادی و اعتلای شخصیت انسانی .
*- اخذ مالیات متناسب با افزایش درآمد ها .
*- در شرایطی که افغانستان به کشور یک محصول آنهم تریاک مبدل شده است و کشور ما متاعی برای عرضه کردن در مارکیت جهانی جز تریاک ندارند و بازار داخلی هم به میدان مصرف اموال غیر معیاری همسایگان و کشور های صادر کننده مبدل شده ، صحبت و ترویج از بازار آزاد پیش از وقت است .
*-دست اندازی اجانب را در عرصه ء اقتصادی مضر دانسته و عملکرد لجام گسیخته موسسات غیر دولتی را به اقتصاد افغانستان زیان بار می دانیم .
*- ما از رشد و توسعه متوازن اقتصادی حمایت و توسعه مورد نظر را قبل از سرشماری دقیق در راستای برنامه ریزی و سازمان دهی مجدد و واحد های اداری عملی ندانسته نفوس شماری را قدم اول برنامه ریزی و توسعه ای اقتصادی موزون می دانیم .
*-ما تا زمان نابود کردن اقتصاد غیر قانونی و مستقر ساختن اقتصادقانونی از اقتصاد دولتی و مختلط جانب داری می کنیم و کار برد اقتصاد دولتی هر گز به معنای سوسیالیستی آن که در بلاک شرق سابق رایج بود نیست .
*-  ما وقتی که از اقتصاد دولتی حرف بمیان می آوریم این راه کار فقط بخاطر حمایت از ملت در برابر تروریست های اقتصادی و جاباز کردن برای اقتصاد قانونی و تشویق گام بگام بخش خصوصی می باشد و بس و این سیاست اقتصادی موقتی خواهد بود .
*- برای رشد و توسعه اقتصاد ملی و سکتور خصوصی و بپا ایستادن تاجر و سرمایه گذار  کشور حمایت گمرگی را از لوازم و ضروریات میدانیم .
*- ایجاد نظام بانک داری اسلامی و ترویج سیستم قرض الحسنه از اولویت های کاری خواهد بود .
*- جهت رشد و تقویه سکتور خصوصی و رسیدن به اقتصاد بازار ، طرح ما حرکت تدریجی و گام بگام است.  تجربه ثابت کرد که حرکت های تند و شتاب زده نه تنها بجایی نمی رسند بلکه زمینه های ناچیزی  که جهت سرمایه گذاری در کشور موجود است آنرا نیز از بین می برد.
*- جهت رشد صنایع ملی و صنایع داخلی و حمایت از سرمایه گذاری های داخلی طرح ما این است که موضوع پروتکشنیزم یا حمایت گمرکی الی رسیدن به مرحله که تاجر و سرمایه گذار قدرت و توانایی رقابت را پیدا کنند ، به عنوان یک اصل در نظر گرفته شده و رعایت گردد . ( در این رابطه نیز در کتاب اصلاحات  بحث مستقلی صورت گرفته است . )

۱۳۹۶ آذر ۳, جمعه

مقدمه بر اتخاذ استراتیژی صحیح در افغانستان 8



استراتیژی ضرورتی بر روند اصلاحات
غلام علی صارم 
با وجودیکه در هر شرایط و در هر سطحی اصلاحات یک ضرورت است و هیچگاهی نمی توان به منتفی بودنش حکم کرد اما با توجه به بحران سه دهه و دور ماندن از کاروان تمدن ، اصلاحات در کشور ما یک ضرورت و یک امر اجتناب ناپذیر است.
شش سالی که از کنفرانس بن گذشت ( البته این مطالب در سال 1386نوشته شده ) و یکی از مواردی که در آنجا توافق شده بود، موضوع اصلاحات اداری در کشور بود .
عده ای پروسه پی .آر.آر  را در این شش سال دست آورد خوبی برای حکومت میدانند و خوشبینانه می گویند که با تطبیق پروسه پی .آر.آر  کیفیت کار در افغانستان بهبود پیدا کرده و کار ها مسلکی تر و فنی تر و بهتر از گذشته ها صورت می گیرد . نحوه مبارزه با فساد اداری خوب بوده و کمیسیون مبارزه با ارتشا و فساد اداری توانسته فعالیت های چشم گیری را انجام بدهد  و بعضأ کار کرد های وزارت دفاع ، صحت ، تجارت و بعضی از وزارت خانه های دیگر را به عنوان شاهد مثال ذکر می نمایند .
اما  بی خبر از اینکه پی.آر.آر بذات خود برای افغانستان  و اداره آن مصیبتی بدتر از تمام مصائب گذشته بوده است . آنهائیکه خوشبینانه از پی .آر.آر  یاد می کنند یا اینکه تحت تاثیر تبلیغات آدم های کرایی این پروسه قرار گرفته و یا اینکه واقعأ نمیدانند که پروسه پی.آر.آر چه مصیبتی را به این کشور و مردمش مخصوصأ مامورین دولتی تحمیل نموده است !
ادارات افغانستان در حال حاضر بحدی فاسد گردیده و رشوه ستانی تا حد گروگان گیری ، بحدی است که در تاریخ این کشور سابقه ندارد.
جذب افراد چه از طریق اداره مربوطه و چه از طریق کمیسیون مستقل اصلاحات اداری کاملا به اساس روابط است نه ضوابط ، سیستم واسطه بازی و قوم گرائی که بار ها به مصائب این کشور افزوده است ، به اوج خود رسیده . کشور های کمک دهنده از جمله بانک جهانی در پرداخت کمک های خود در این کشور اعمال نظر می کنند ، و کمکی را که می پردازند باید بجای که آنها میخواهند مصرف گردد. نه آنجا که افغانها خود احساس ضرورت می کنند.
بعنوان مثال: بانک جهانی بخاطر برق یکصدو نود و هشت میلیون دالر به وزارت آب و برق داد تا ظرف سه سال از ازبکستان به کابل برق وارد نمایند. به عقیده ما اگر از بانک جهانی درخواست می شد که این پول را به خود افغانها واگذار نمایید تا بالای ذخایر ذغال سنگ سرمایه گذاری و برق حرارتی تولید نمایند و یا بالای منابع آبی کشور که اتفاقأ خیلی زیاد هم است سرمایه گذاری گردد،  بانک جهانی هرگز نمی پذیرفت و به همین ترتیب صد ها مورد دیگر .
جمعی به قول لوی سارنوال {اسبق} ( آقای جبار ثابت) در رستورانت های خارج کار می کردند امروز به عنوان مشاور حقوقی و متخصص ، ماهانه هزار ها دالر معاش می گیرند و جمعی که واقعأ زحمت می کشند و سنگینی بار اداره را بردوش دارند معاش شان ماهانه معادل یکصد دالر امریکایی هم نیست.
بااین حال اصلاحاتی که واقعأ در ادارات ما ضرورت است و ماهم آنرا یک ضرورت اجتناب ناپذیر میدانیم ، میخواهند بوسیله به آنهائیکه ماهانه هفتاد هزار  یا بیشتر و کمتر دالر امریکائی معاش میدهند ، در این کشور بوجود بیاورند، در حالیکه این یک امر محال است و آنچه را  یک متخصص خارجی ارائه می نماید در این کشور قابل تطبیق نخواهد بود، زیرا متخصصین خارجی سیمای عینی یک ساختار و یا  صورت اصلاح شده یک اداره را ارائه می نمایند و میروند.  در حالیکه هر اصلاحی و هر تغییری که در یک اداره پدید می آید با پیامد های خوب و بد آن کارمند ان داخلی مواجه هستند .
امروز وزارت خانه های را که وضعیت کاری آنها را با تطبیق پروسه پی . آ ر . آر بهتر می  خوانند مثلأ وزارت صحت ، دفاع ، تجارت ، و....
درحالیکه در مناطق مرکزی به فاصله یک روز راه با اسپ کسی برای تطبیق یک امپول پیدا نمی شود و در کابل دهها نفر داکتر به عنوان کارمند اضافی از وزارت اخراج می گردند ، و در وزارت دفاع حتی قتل صورت می گیرد، ووزارت تجارت یکبار دیگر قربانی اندیشه پوچ و مزخرف فاشستی می گردد و این وزارتی که باید تجارت نماید به یک وزارت واردات تبدیل می شود.  و وزارت انکشاف دهات با سرازیر نمودن میلیون ها دالر و افغانی زمینه ساز هزاران نوع فساد و اختلافات قومی و منطقه یی در اطراف می گردد.
درحال حاضر هزاران ماموری که سالها عمر خود را در راه ماموریت صرف کرده بودند بدون سر نوشت و بعضأ در حال انتظار بسر می برند. اینها کسانی هستند که تحت عنوان اصلاحات به صف بیکاران جامعه پیوند داده شده اند.  اینکار بذات خود زمینه ساز صدها و هزار ها نوع فساد اجتماعی می گردد.  زیرا انسان گرایی یک بعد مهم و اساسی در شیوه حکومت داری است ، همانطوریکه انسان ها نیاز به غذا ، هوا و محیط فزیکی مناسب دارند ، همانگونه به احساس شخصیت در محیط کار و روابط اجتماعی و حرمت نیاز مند هستند.  چگونه خواهد شد که یک مامور بعد از بیست سال یا  کمتر و بیشتر به عنوان یک آدم بدرد نخور دستش از کار گرفته شده و بدون سرنوشت بماند، واضح است که این حرکت یک حرکت توهین آمیز بوده و طبعأ عکس العمل بدی را در قبال خواهد داشت .
با این حال میخواهند مردم افغانستان را با کلمات افسون نموده و یک سلسله اعمال راکه واقعأ به این کشور و مردمش درد سر آفرین بوده و هست به عنوان پیشرفت و تحول در ادارات جلوه دهند در حالیکه مردم افغانستان آنرا مردود میدانند.
آنچه را  که عده ای خاص با  همکاران خاص و کرایی خود شان اعمال نظر نموده و اسمش را اصلاحات می گذارند به  عقیده ما دردسری هست  که  به این مردم تحمیل نموده اند.
به  عقیده ما پروسه  اصلاحات در افغانستان هرچه تلاش شود که توسط جمعی یا  حزبی یا گروه خاصی تطبیق شود، محال خواهد بود، این موضوع سرنوشت یک کشوری است که سالهاست از کاروان تمدن بشری عقب مانده ،  باید مردم، احزاب و سازمان های اجتماعی در آن سهم داشته باشند.
دو موضوع از همه بیشتر ضرورت است تا رعایت گردد:
1 – مشارکت
2-استراتیژی ( که در قسمت استراتیژی تاحال گفته آمدیم و تاآنجا که لازم است  ادامه خواهیم داد.)
جمعی که امروز میخواهند مدل های خارجی را تطبیق نمایند بیهوده و عبث وقت خود را ضایع می کنند« ارز خود می برندو زحمت ما میدارند» تجربه ثابت نمود که همانطوریکه جمعی عجولانه در سال 1357 قدرت سیاسی این مملکت را به همکاری و پشتیبانی روسهابه عهده گرفتند و خواستند کاری را در کمترین وقت انجام دهند که روسها در هفتاد سال انجام داده بودند ، بالاخره به شکست و افتضاح خود پی بردند ، و نه تنها خود را خوار وذلیل کردند که قدرت شوروی و کمونیسم را در زباله دان تاریخ انداختند.
امروز هم همانست ، آنهائیکه میخواهند در قسمت ایجاد فضای دموکراتیک ، در قسمت تجارت، اقتصاد ، اداره عامه ، مدل های اروپائی و امریکائی را که بعد از صد ها سال به آن رسیده اند، تطبیق نمایند، بدانند که به خطا رفته اند . همانطوریکه مدل های دیموکراسی در امریکا ، اروپا ، جاپان و... باهم فرق دارند از افغانستان هم باید فرق داشته باشد و الا به بیراهه خواهند رفت .
درکل جهت اصلاح اداره عامه در افغانستان ما چهار مورد را به عنوان راه کار و استراتیژی اصلاح در اداره عامه پیشنهاد می نماییم :
1-     اصلاح سیستم کار
2-     اصلاح ساختار تشکیلاتی دولت
3-     طرح و تدوین استراتیژی (اصلی و وظیفه ای)
4-     حرکت تدریجی و گام بگام
که در قسمت هرکدام ما طرح و توضیح لازم را تاحدی در کتاب «اصلاحات ضرورتی برای افغانستان ...اما.. » ارائه کردیم که دوستان میتوانند آنرا مطالعه نمایند و مزید برآن پیشنهاداتی را در اخیر این کتاب نیز ارائه نموده و آنرا نیز قابل بحث و توضیح دانسته ، ضمن اینکه بر ضروت مشارکت یکبار دیگر تاکید می نمایم .  


حرکت گام بگام همراه با سهم گیری دولت
ما را عقیده بر این است که استراتیژی در کل هماهنگ کردن ابزار های سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و ... برای دست یابی به هدف است .
از طرفی «ریمون آرون» می گوید: « مطالعات استراتیژیک در هر قرنی ، ویا در هر لحظه ای از تاریخ ، از مسائلی الهام می گیرد که از وقایع روز ناشی شده است » (1)
همچنان ما قبلا هم متذکر شدیم که هرکسی از یک نوع استراتیژی تدوین شده بصورت دوامدار پیروی نماید ، قطعأ شکست میخورد زیرا نقطه های ضعف آن افشا و دشمن به دفع آن می پردازد.
بعضأ مسایلی دیگری در استراتیژی ها وجود دارد که در عمل نمودن استراتیژی بدرد بخور دست زدن به ابتکار را محرز می سازد که بخاطر بدست آوردن هدف حتی یک سلسله مسایل اجتماعی را باید نادیده بگیرند ، به عنوان مثال این نمونه را در امریکا میتوان مشاهده کرد، مثلأ : اینکه هرگز ضربه اول را نزنید ،  از ضعیف پشتیبانی نمایید در امریکا یک اصل اجتماعی است که بارها زیر پا گردیده است .
در هر مرحله از تصمیم گیری استراتیژی ، اندیشه ای به منزله ترکیبی از عوامل سیاسی ، اقتصادی و نظامی مدنظر قرارگیرد.
اصلأ در تعاریفی که ما از استراتیژی به عمل آوردیم گفتیم که: استراتیژی بکار گیری وسایل تحت اختیار برای دستیابی به هدف است که قوه نظامی یا قوه قهریه یکی از این وسایل است. یا به قول فون مولتکه آلمانی : «سازگار کردن عمل وسایل تحت اختیار در جهت دستیابی به هدف مورد نظر.» .
پس بنا براین در طرح و تدوین استراتیژی معادلات روز را هرگز نمی توان نادیده گرفت.
مثلأ در بعد اقتصادی :  در قانون اساسی ما اقتصاد بازار آزاد یک اصل پذیرفته شده است .  اینکار در حالی صورت گرفت که اقتصاد این کشور به سیستم اقتصاد رهبری شده اداره می شد ، ما برای اینکه اقتصاد این کشور ازحالت رهبری شده به اقتصاد بازار آزاد برسد یک مرحله گذار و یک حرکت گام به گام و تدریجی را پیشنهاد کردیم و حالا هم این پیشنهاد را تکرار می کنیم ، اما جمعی دو پا را به یک موزه انداخته می گفتتند و می گویند الا و لابد  اقتصاد بازار آزاد تا بگوی که رسیدن به این مرحله یک استراتیزی لازم دارد، می گویند نه ما اقتصاد بازار را تطبیق می کنیم و هر حرکتی که تطبیق آنرا به تاخیر بیندازد قانون اساسی را زیر پا گذاشته است .
با این روش دهها و صد ها دستگاه های کوچک و بزرگ تولیدی را غیر فغال ساخته و صدها هزار کارگر مظلوم را بیکار ساختند.
باید همه بپذیریم که روش فعلی در ساحه تجارت و اقتصاد و ضعف های که در مدیریت گماشتگان این ساحه وجود دارد در کشور فاجعه آفریده است ، صعود قیم مواد اولیه در حال حاضر بیداد می کند ، مهاجرین که از خارج آمده بودند دوباره برگشتند ، حتی مهاجر جدید هم داریم ، بیکار شدگان ، آنهائیکه توان هجرت را داشتند هجرت کردند،  و آنهائیکه توانایی نداشتند ماندند، و در بسیار موارد دیده شده که حتی دست به تگدی زده اند.
همینطور اصلاحات که در ادارات بوجود آوردند ، اصلأ به عقیده ما در ادارات با عمل کرد موجود نه تنها اصلاحات بوجود نیامده که فساد ایجاد شده است .
هزاران مامور که تمام دارائی اش همین معاش بخور نمیر بود از کار برکنار گردیده و بی سرنوشت گردیدند . که از این طبقه نیز ما شاهدمثال داریم که دست به تگدی زده اند.
در مجموع از نظر ما این روشها ، روشهای کاملأ غلط و نادرست است .
ما در همه ابعاد این کشور خواهان اصلاحات هستیم و در این راستا میخواهیم یک استراتیژی بسیار دقیق طرح ریزی شود ، عملکرد های عجولانه با اینکه این کار در امریکا و اروپا این گونه است و ما هم همینطور می کنیم از نظر ما کاملأ نا پسند و مردود است. شرایط افغانستان ، اوضاع سیاسی و اجتماعی افغانستان ، اوضاع فرهنگی افغانستان حالات بخصوص خود را دارد .
امروز امریکا، کشور های اروپایی ، بزرگترین کشور های که از لحاظ اقتصادی در سطح بالایی قرار دارند از صنایع داخلی خود حمایت می کنند، حمایت گمرکی یک اصل است برایشان در جهت تقویه صنایع داخلی.  اما در افغانستان تا نام از حمایت گمرکی بگیری ، جمعی دیوانه وار حمله می کنند که اگر حمایت گمرکی صورت بگیرد قانون اساسی نقض می شود ، هدف تطبیق قانون است ، تمام دنیا بخاطر رسیدن به هدف ، استراتیژی دارند ، مگر قدرتمندان مملکت ما که میخواهند آنچه هست به یک گام طی نمایند.
یک وقتی کمونیست ها این کار را کردند و با این عمل عجولانه خود افغانستان را به فساد و تباهی کشاندند .  امروز جمعی با عین حرکت را ه دوصد ساله غربی ها را میخواهند به همان شکل طی نمایند . در حالیکه این کار ممکن نیست .
جهت رفع این معضل ، استراتیژیی که ما در نظر داریم و آنچه را به عنوان یک اصل پیشنهاد می نماییم اینست که در کلیه موارد چه اقتصادی ، نظامی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و.... اصلاحاتی که بوجود می آید با یک حرکت تدریجی و گام بگام باید انجام شود .
موضوع دیگر سهم گیری دولت است مخصوصأ در پروژه های  انکشافی و مخصوصأ سرمایه گذاری .
ما قبول داریم که دولت به جای اینکه تامین کننده و عمل کننده باشد تسهیل کننده باید باشد و باید دولت صلاحیت های تصمیم گیری را در پیشرفت های اقتصادی و... واگذار نماید ، اما! به دلائل سیاسی هیچ دولتی نمی تواند خود را کاملأ از خدمات عام المنفعه کنار بکشد ، اگر چه میتواند از ابزار های دیگری غیر از مالکیت استفاده کند.  حتی اگر موسسات خدمات عام المنفعه به بخش خصوصی فروخته شود، دولتها کنترول شدیدی از طریق مقررات اعمال خواهند کرد.
به عقیده ما دولت از کوچکترین صنعت تا بزرگترین صنایع که در کشور ایجاد می شود باید به اشکال مختلف از جمله پروتکشنیزم یا  حمایت گمرکی از آن باید حمایت نماید و این حمایت تا زمانی ادامه پیدا کند که اینها بتوانند در میدان رقابت ایستادگی نمایند.
اینکه بعضی ها استدلال می نمایند که در این صورت کیفیت تولید پائین می آید، و رقابت هم از بین خواهد رفت ، به نظر ما یک دلیل کاملأ ناموجه است، دولت مرجع قانون گذار است و میتواند در هر صورت قدرت و ادار گری خود را حفظ نماید.  و ازطرفی سهم گیری دولت به عنوان شریک در  تولید و بعدأ واگذاری آن بصورت تدریجی به سکتور خصوصی روش استراتیژیک دیگری است که در شرایط فعلی میتواند باعث رشد اقتصاد وابسته ما گردد.
بکبار دیگر تاکید به استراتیژی گام بگام و سهم گیری دولت در تولید و تجارت را  تاکید نموده و تجدید نظر در روش موجود اقتصاد بازار و تجارت در هم ریخته کشور را ضرورت میدانم .
--------------------------------  
منابع:
1-     استراتیژی معاصر صفحه 6