برف بام خود را بر بام همسایه نیندازید
نگاهی به فرافکنی در موضوع مواد مخدر و توهین به ملت افغانستان
غلام علی صارم
دوشنبه 29 سرطان 1405
چندی پیش، در یکی از برنامههای طنز ایران، عباس جمشیدیفر و همکارش(از
متولدین گمرک تهران) با جملات و اشاراتی، افغانستان و مردم آن را دستمایه شوخی
وتمسخر قرار دادند. شاید از نگاه سازندگان برنامه، این سخنان صرفاً یک شوخی بوده
باشد، اما در واقع، هنگامی که حیثیت و هویت یک ملت هدف تمسخر قرار میگیرد، دیگر
نمیتوان آن را صرفاً طنز نامید. آزادی بیان و طنز، در همه نظامهای حقوقی دنیا،
با مسئولیت اجتماعی همراه است و هیچکس حق ندارد کرامت میلیونها انسان را به
بهانه خنداندن مخاطب خدشهدار کند.
آنچه تأسفبارتر است، این است که چنین سخنانی بر بستری از یک روایت
قدیمی شکل میگیرد، روایتی که سالهاست تلاش میکند افغانستان را منشأ همه مشکلات
مربوط به مواد مخدر در ایران وجهان معرفی کند. این روایت، اگرچه ممکن است از نظر
سیاسی یا تبلیغاتی برای برخی سودمند باشد، اما از منظر علمی، حقوقی، انسانی و
منطقی، به این سادگی قابل دفاع نیست.
هیچ تردیدی وجود ندارد که افغانستان در مقاطع مختلف، یکی از بزرگترین
تولیدکنندگان تریاک در جهان بوده است. این واقعیتی است که گزارشهای بینالمللی
نیز آن را تأیید کردهاند. اما آیا این واقعیت به این معناست که تمام مشکلات ناشی
از اعتیاد در کشورهای دیگر را باید بر دوش افغانستان گذاشت؟ پاسخ روشن است: خیر.
تولید، تنها یکی از حلقههای زنجیره مواد مخدر است. پس از آن، قاچاق،
انتقال، انبارداری، توزیع، فروش، پولشویی و مصرف قرار دارد. اگر در کشوری مواد
مخدر به دست مصرفکننده میرسد، این پرسشها نیز باید پاسخ داده شود: چه کسانی آن
را از مرز عبور میدهند؟ چه شبکههایی آن را در داخل توزیع میکنند؟ چگونه این حجم
از تجارت غیرقانونی سالها ادامه مییابد؟ چه عواملی موجب افزایش تقاضا میشود؟
هیچیک از این پرسشها را نمیتوان تنها با اشاره به نام افغانستان پاسخ داد.
از منظر حقوقی نیز، اصل «مسئولیت شخصی» یکی از بنیادیترین اصول عدالت
است. همانگونه که جرم یک فرد را نمیتوان به همه شهروندان یک کشور نسبت داد،
مسئولیت تولید غیرقانونی مواد مخدر نیز نباید به معنای مجوزی برای توهین به همه
مردم افغانستان تلقی شود. بیش از چهل میلیون انسان با فرهنگها، قومیتها و دیدگاههای
گوناگون در افغانستان زندگی میکنند. آنان نه قاچاقچیاند و نه سزاوار آن هستند که
در رسانههای دیگر کشورها تحقیر شوند.
واقعیت دیگر این است که افغانستان خود از بزرگترین قربانیان تجارت
مواد مخدر بوده است. دههها جنگ، ناامنی، فقر، فروپاشی اقتصاد روستایی و دخالتهای
خارجی، شرایطی را به وجود آورد که در برخی مناطق، کشت خشخاش به یکی از معدود راههای
تأمین معاش تبدیل شد. سود اصلی این تجارت نیز غالباً نصیب کشاورزان فقیر نمیشود،
بلکه در اختیار شبکههای بزرگ قاچاق، گروههای جنایتکار و واسطههای بینالمللی
قرار میگیرد.
از سوی دیگر، کشورهای مصرفکننده نیز مسئولیت سنگینی بر عهده دارند.
تجربه جهانی نشان داده است که بدون وجود بازار مصرف، تجارت مواد مخدر دوام نمیآورد.
به همین دلیل، سازمانهای بینالمللی همواره بر اصل «مسئولیت مشترک» تأکید کردهاند،
یعنی کشورهای تولیدکننده، ترانزیتی و مصرفکننده، هر سه باید سهم خود را در مبارزه
با این پدیده بپذیرند.
از این منظر، فرافکنی نهتنها کمکی به حل بحران نمیکند، بلکه مانع
شناخت ریشههای واقعی آن میشود. اگر اعتیاد در کشوری افزایش یافته است، باید
عوامل داخلی آن نیز بررسی شود، از وضعیت اقتصادی و اجتماعی گرفته تا سیاستهای
پیشگیری، درمان، آموزش، مبارزه با فساد و مقابله با شبکههای توزیع. هیچ جامعهای
صرفاً با متهم کردن همسایه، از مسئولیت خود رهایی نمییابد.
متأسفانه گاهی این فرافکنی، از حوزه سیاست فراتر میرود و وارد عرصه
فرهنگ و هنر میشود. هنرمند، بهویژه وقتی مخاطب میلیونی دارد، باید بداند که هر
کلمه او میتواند بر ذهنیت جامعه اثر بگذارد. وقتی ملیتی به عنوان سوژه تمسخر
معرفی میشود، زمینه برای گسترش تبعیض، نفرت و تحقیر نیز فراهم میگردد. این نه
هنر است و نه طنز، بلکه بازتولید کلیشههای زیانبار است.
در این میان، نباید فراموش کرد که میلیونها شهروند افغانستان سالها
در ایران زندگی و کار کردهاند. بسیاری از آنان در ساختوساز، کشاورزی، صنعت و
خدمات سهم مهمی در اقتصاد ایران داشتهاند. آنان مالیات پرداختهاند، کار کردهاند،
قانون را رعایت کردهاند و زندگی آبرومندانهای داشتهاند. آیا انصاف است که همه
این انسانها، تنها به دلیل ملیت خود، موضوع تمسخر قرار گیرند؟
اگر عباس جمشیدیفر و همکارش واقعاً به ارزشهای انسانی و اخلاق حرفهای
باور دارند، باید بدانند که مسئله فقط عذرخواهی نیست، مسئله پذیرش مسئولیت است.
هنگامی که توهینی در سطح عمومی و ملی صورت میگیرد، جبران آن نیز باید در همان سطح
باشد. احترام به ملت افغانستان، احترام به اصل کرامت انسانی است، اصلی که هیچ مرزی
نمیشناسد.
ما نیز به همان اندازه که انتظار داریم از افغانستان تصویری منصفانه
ارائه شود، معتقدیم هیچ ایرانی نباید به خاطر رفتار یک فرد یا یک گروه مورد قضاوت
قرار گیرد. ملت ایران و ملت افغانستان، پیوندهای تاریخی، فرهنگی و زبانی عمیقی
دارند و نباید اجازه داد رفتارهای نسنجیده یا برنامههای سطحی این سرمایه مشترک را
خدشهدار کند.
سخن پایانی آنکه، اگر قرار است درباره مواد مخدر سخن گفته شود، باید
بر پایه پژوهش، آمار معتبر و مسئولیتپذیری باشد، نه بر اساس کلیشهها و پیشداوریها.
و اگر قرار است طنز ساخته شود، باید قدرت، فساد و کاستیها را نقد کند، نه آنکه
حیثیت ملتها را نشانه بگیرد.
خطاب ما به کسانی که افغانستان را سپر مشکلات داخلی خود قرار میدهند،
تنها این است: مشکلات هر جامعه، پیش از هر چیز، نیازمند شناخت و اصلاح در همان
جامعه است. هیچ ملتی با سرزنش همسایه پیشرفت نکرده است. پس به جای آنکه برف بام
خود را بر بام دیگران بیندازید، نخست برف بام خویش را پاک کنید، زیرا حقیقت، هرچند
گاهی تلخ باشد، از فرافکنی بسیار شرافتمندانهتر است.