بسم الله الرحمن الرحیم
جناب محمد بن سلمان!
با سلام و احترام.
این نامه را نه بهعنوان یک سیاستمدار، نه بهعنوان نماینده دولت یا
گروهی خاص، بلکه بهعنوان یک انسان مسلمان و یک نویسنده افغانستانی مینویسم، انسانی که هرگاه در هر گوشه جهان خون
انسانها بر زمین ریخته میشود، اندوهگین میگردد و هرگاه خانهای ویران، کودکی
یتیم و خانوادهای آواره میشود، آن را درد مشترک همه انسانها میداند.
جنگ، هر جا که باشد، برای من خوشایند نیست، خواه در افغانستان باشد،
خواه در یمن، فلسطین، سوریه، عراق، ایران، اوکراین یا هر نقطه دیگری از جهان. من باور دارم که هیچ ملتی با ویرانی آباد نمیشود و
هیچ حکومتی با افزایش شمار قربانیان، برای همیشه امنیت به دست نمیآورد.
امروز سخن من با شما درباره یمن است، سرزمینی که سالهاست مردم آن
هزینه یک منازعه پیچیده داخلی، منطقهای و بینالمللی را میپردازند.
جناب ولیعهد!
شاید بسیاری از سیاستمداران به قدرت از زاویه تعداد سربازان،
هواپیماها، موشکها، قراردادهای نظامی و متحدان بینالمللی نگاه کنند، اما قدرت
واقعی یک کشور همیشه در این چیزها خلاصه نمیشود.
گاهی یک تصمیم سیاسی میتواند از هزاران بمب نیرومندتر باشد.
گاهی کنار گذاشتن سلاح، نشانه ضعف نیست، بلکه میتواند نشانه اعتمادبهنفس
سیاسی باشد.
و گاهی رهبر یک کشور میتواند با یک تصمیم تاریخی، جایگاه خود را نهتنها
در میان دولتها، بلکه در دل میلیونها انسان تثبیت کند.
من از همین زاویه میخواهم با شما سخن بگویم.
عربستان سعودی برای مسلمانان جهان کشوری عادی نیست. در سرزمین شما مکه مکرمه و مدینه منوره قرار دارد،
دو شهری که جایگاهی بیمانند در وجدان دینی مسلمانان دارند.
میلیونها مسلمان از سراسر جهان هر سال چشم به سوی کعبه میدوزند و
مسلمانان در نمازهای روزانه خود رو به آن میایستند.
از همینروست که عنوان «خادم حرمین شریفین» تنها یک عنوان سیاسی یا تشریفاتی نیست، برای
مسلمانان معنایی عاطفی و دینی دارد.
به باور من، همین جایگاه میتواند برای عربستان یک سرمایه بزرگ اخلاقی
و معنوی باشد.
اگر عربستان بتواند خود را از یک بازیگر نظامی به یک میانجی بزرگ صلح
در جهان اسلام تبدیل کند، شاید اثری بر افکار عمومی مسلمانان بگذارد که هیچ قدرت
نظامی قادر به ایجاد آن نیست.
جناب محمد بن سلمان!
امروز یمن بیش از هر چیز به صلح نیاز دارد.
سالها جنگ، اقتصاد این کشور را فرسوده، زیرساختهای آن را آسیبپذیر
و زندگی مردم را دشوار کرده است. گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ میگوید بیش از ۲۲ میلیون نفر در یمن به کمکهای بشردوستانه و حمایت نیاز
دارند و حدود ۱۸.۳ میلیون نفر با
ناامنی غذایی حاد روبهرو هستند. بیش از ۲.۲ میلیون کودک زیر پنج سال نیز با سوءتغذیه حاد مواجهاند.
این ارقام فقط عدد نیستند.
پشت هر عدد، یک انسان وجود دارد.
پشت یک میلیون، میلیونها داستان انسانی وجود دارد.
کودکی وجود دارد که شاید پدرش را از دست داده باشد، مادری که شاید
خانهاش ویران شده باشد، پیرمردی که شاید دیگر توان آغاز دوباره زندگی را نداشته
باشد.
آیا جهان اسلام میتواند در برابر چنین رنجی بیتفاوت بماند؟
من البته نمیخواهم همه مسئولیتهای جنگ یمن را متوجه عربستان بدانم. بحران یمن پیچیده است و بازیگران مختلف داخلی و
منطقهای در آن نقش دارند. حملات حوثیها
علیه عربستان و دیگر اهداف نیز بخشی از واقعیت این منازعه است و امنیت شهروندان و
سرزمین عربستان نیز موضوعی واقعی و قابل چشمپوشی نیست.
در همین روزها نیز تنش دوباره افزایش یافته و عربستان از رهگیری یک
پهپاد در نزدیکی حریم هوایی مکه خبر داده است، حوثیها نیز هدف قرار دادن مکه را
رد کردهاند.
اما پرسش من این است:
آیا پاسخ هر حمله باید الزاماً حملهای دیگر باشد؟
آیا نمیتوان چرخه انتقام را متوقف کرد؟
آیا نمیتوان بهجای آنکه هر طرف منتظر حرکت طرف مقابل بماند، یکی از
طرفها قدم نخست را بردارد؟
و اگر عربستان چنین قدمی بردارد، آیا این قدم میتواند سرآغاز یک تحول
بزرگتر در منطقه نباشد؟
من معتقدم میتواند.
جناب ولیعهد!
شما در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارید، انتخاب میان ادامه یافتن
یک منازعه فرسایشی و تلاش برای تبدیل شدن به یکی از چهرههای اصلی صلح در جهان
اسلام.
ممکن است برخی مشاوران به شما بگویند که قدرت باید با قدرت پاسخ داده
شود.
ممکن است برخی متحدان نظامی بگویند که امنیت بدون سلاح بیشتر امکانپذیر
نیست.
ممکن است کسانی نیز معتقد باشند که عقبنشینی از میدان نظامی به معنای
دادن امتیاز به رقیب است.
اما تاریخ همیشه چنین چیزی را ثابت نکرده است.
در تاریخ، رهبرانی نیز وجود داشتهاند که با تصمیمهای صلحآمیز خود
جایگاهی پیدا کردهاند که جنگاوران نتوانستند به آن دست یابند.
من نمیگویم عربستان یکجانبه همه مسائل یمن را حل کند یا امنیت خود
را نادیده بگیرد.
میگویم عربستان میتواند ابتکار یک روند صلح فراگیر را در دست بگیرد،
روندی که در آن همه طرفهای یمنی، با نظارت و میانجیگری مناسب، درباره آینده کشور
خود گفتوگو کنند.
اگر چنین روندی آغاز شود، عربستان میتواند بهجای آنکه فقط یکی از
طرفهای درگیر باشد، به یکی از مهمترین طرفهای صلح تبدیل شود.
این تفاوت بسیار بزرگی است.
جناب محمد بن سلمان!
شاید شما بتوانید کاری کنید که در آینده، وقتی مردم جهان اسلام نام
عربستان را میشنوند، تنها نفت، ثروت، سلاح، قراردادهای اقتصادی و رقابتهای منطقهای
به یادشان نیاید، بلکه بگویند:
عربستان کشوری بود که در یک لحظه حساس، راه جنگ را رها کرد و راه صلح
را انتخاب نمود.
تصور کنید اگر عربستان بهجای هزینه کردن برای ادامه جنگ، بخش بزرگی
از توان اقتصادی و سیاسی خود را برای بازسازی یمن به کار گیرد.
مدرسه بسازد.
بیمارستان بسازد.
جاده و بندر و شبکه آب و برق ایجاد کند.
به جوانان یمنی آموزش حرفهای بدهد.
برای مردم یمن فرصت کار ایجاد کند.
و مهمتر از همه، به همه طرفهای یمنی بگوید:
بیایید بهجای آنکه فرزندان خود را برای جنگ آماده کنیم، آنان را برای
ساختن کشور آماده کنیم.
آن روز شاید نام عربستان در یمن با خاطره جنگ پیوند نخورد، بلکه با
خاطره بازسازی و صلح پیوند بخورد.
و چه سرمایهای بزرگتر از این برای یک کشور وجود دارد؟
جناب ولیعهد!
من از اصطلاح «حکومت بر دلها»
استفاده میکنم؛ البته نه به معنای حکومت سیاسی، بلکه به معنای به دست
آوردن احترام و محبت مردم.
قدرت نظامی میتواند انسانها را وادار به سکوت کند، اما محبت و
اعتماد است که انسانها را داوطلبانه به سوی یک کشور میکشاند.
شما اگر روزی بتوانید نشان دهید که عربستان برای پایان جنگ در یمن پیشقدم
شده است، ممکن است این تصمیم نهتنها در یمن، بلکه در بسیاری از کشورهای اسلامی
بازتاب پیدا کند.
مسلمانان در سراسر جهان از جنگ خستهاند.
افغانستان چهار دهه جنگ را تجربه کرده است.
عراق و سوریه و لیبی هزینههای سنگین جنگ را پرداختهاند.
یمن نیز سالهاست گرفتار بحران است.
نسلهایی که باید مدرسه میرفتند، بزرگ شدند، درحالیکه صدای جنگ را
شنیدند.
نسلهایی که باید انجنیر، طبیب، معلم، نویسنده و دانشمند میشدند،
قربانی مهاجرت، فقر و ناامنی شدند.
این خسارت را هیچ بودجهای بهآسانی جبران نمیتواند.
سازمان ملل نیز تأکید کرده که بحران یمن تنها یک بحران نظامی نیست،
اقتصاد کشور بیش از نیمی از اندازه خود در آغاز جنگ کوچک شده و بیش از ۸۰ درصد جمعیت زیر خط فقر زندگی میکنند.
پس اجازه دهید پرسش دیگری مطرح کنم:
اگر جنگ نتوانسته است مسئله یمن را حل کند، چرا نباید صلح را امتحان
کرد؟
البته صلح به معنای تسلیم شدن نیست.
صلح به معنای فراموش کردن امنیت عربستان نیست.
صلح به معنای نادیده گرفتن حملات حوثیها نیست.
صلح یعنی پذیرفتن این واقعیت که مشکلات سیاسی در نهایت باید از راه
سیاسی حل شوند.
سازمان ملل نیز در سالهای اخیر بر گفتوگو، کاهش تنش و یک راهحل
سیاسی برای یمن تأکید کرده است و تلاشهای دیپلماتیک برای فراهم کردن زمینه یک
توافق سیاسی همچنان ادامه داشته است.
بنابراین، جناب ولیعهد! اگر روزی تصمیم بگیرید که
عربستان از مرحله «قدرت نظامی» به مرحله «قدرت
صلح» عبور کند، این تصمیم را نباید
صرفاً یک عقبنشینی تلقی کرد.
ممکن است این تصمیم، آغاز یک فصل تازه باشد.
فصلی که در آن عربستان نقش میانجی را ایفا کند.
فصلی که در آن ریاض میزبان گفتوگوی یمنیها شود.
فصلی که در آن کشورهای اسلامی برای پایان جنگ، بهجای رقابت بر سر
نفوذ، بر سر نجات انسانها همکاری کنند.
فصلی که در آن ایران و عربستان نیز بتوانند اختلافات خود را از طریق
گفتوگو مدیریت کنند.
و فصلی که در آن جهان اسلام نشان دهد اختلاف سیاسی میان دولتها نباید
به دشمنی دائمی میان ملتها تبدیل شود.
من از شما نمیخواهم به خاطر این نامه تصمیم سیاسی خاصی را بدون در نظر
گرفتن امنیت و منافع کشور خود اتخاذ کنید.
اما از شما میخواهم به یک سؤال تاریخی بیندیشید:
آیندگان درباره نقش شما در بحران یمن چه خواهند نوشت؟
آیا خواهند نوشت که شما نیز مانند بسیاری از رهبران منطقه، سالهای
بیشتری درگیر جنگ بودید؟
یا خواهند نوشت که در یک مقطع حساس، تصمیم گرفتید مسیر را تغییر دهید
و برای پایان دادن به یکی از طولانیترین بحرانهای منطقه تلاش کردید؟
انتخاب چنین راهی آسان نیست.
اما تاریخ همیشه از تصمیمهای آسان ساخته نشده است.
گاهی یک رهبر باید جرأت کند کاری را انجام دهد که دیگران جرأت انجامش
را ندارند.
جناب محمد بن سلمان!
شاید بزرگترین خدمت به حرمین شریفین این نباشد که فقط از امنیت
ساختمانهای آن محافظت شود، بلکه آن است که روح صلح، رحمت و برادری اسلامی که این
مکانهای مقدس نماینده آن هستند، در سیاست منطقه نیز انعکاس پیدا کند.
مکه برای مسلمانان نماد وحدت است.
مدینه نماد جامعهای است که پیامبر اسلام در آن برادری را میان گروههای
مختلف مسلمانان بنیان گذاشت.
اگر این دو شهر مقدس در مرکز جهان اسلام قرار دارند، پس شایسته است
سیاست منطقه نیز تا حد امکان از منطق کینه، انتقام و جنگ فاصله بگیرد.
من بهعنوان یک افغانستانی که کشورش سالها طعم تلخ جنگ را چشیده است،
میدانم که جنگ چگونه شروع میشود، اما میدانم که پایان دادن به آن چقدر دشوار
است.
ما افغانها بارها دیدهایم که جنگ را همه میتوانند آغاز کنند، اما
پایان دادن به آن کار بزرگان است.
بنابراین، اگر عربستان بتواند در یمن گامی جدی برای صلح بردارد، شاید
این اقدام تنها یک مسئله مربوط به عربستان و یمن نباشد.
ممکن است پیامی برای سراسر جهان اسلام باشد.
اختلافات ما هرقدر عمیق باشد، هنوز میتوانیم راه گفتوگو را پیدا
کنیم.
و این شاید یکی از مهمترین پیامهایی باشد که جهان اسلام امروز به آن
نیاز دارد.
جناب ولیعهد!
قدرت واقعی تنها در داشتن جنگنده و موشک نیست.
قدرت واقعی آن است که یک کشور بتواند دشمن خود را پای میز گفتوگو
بیاورد.
قدرت واقعی آن است که بتواند خونریزی را متوقف کند.
قدرت واقعی آن است که بتواند خانهای ویران را دوباره آباد کند.
و شاید بزرگترین قدرت آن باشد که انسانی بتواند در لحظهای حساس، خشم
و انتقام را کنار بگذارد و آینده را انتخاب کند.
امید من این است که عربستان سعودی روزی چنین نقشی را بر عهده بگیرد.
امید من این است که یمن دوباره مدرسههای آباد، بیمارستانهای فعال،
بازارهای پررونق و خانوادههای آرام داشته باشد.
امید من این است که کودکان یمنی بهجای صدای هواپیما و انفجار، صدای
زنگ مدرسه را بشنوند.
و امید من این است که نسل آینده جهان اسلام، بهجای آنکه رهبران خود
را با تعداد جنگها و قربانیانشان بشناسد، آنان را با تعداد جنگهایی که پایان
دادند و انسانهایی که نجات دادند، بشناسد.
جناب محمد بن سلمان!
شاید شما نتوانید همه مشکلات جهان اسلام را حل کنید.
هیچ انسانی چنین توانی ندارد.
اما شاید بتوانید در یک نقطه آغاز کنید.یمن !
یک قدم برای صلح.
یک ابتکار برای گفتوگو.
یک دست به سوی طرف مقابل.
یک تصمیم برای پایان دادن به خونریزی.
و شاید همین یک قدم، آغاز راهی باشد که بعدها تاریخ آن را بهعنوان
یکی از مهمترین تصمیمهای دوران شما ثبت کند.
من این نامه را با امید مینویسم، نه با نفرت از عربستان، نه با دشمنی
با مردم یمن و نه با جانبداری از هیچ گروه مسلح.
من فقط میخواهم بگویم:
جنگ انسان را از بین میبرد، اما صلح میتواند نام یک انسان را در
تاریخ ماندگار کند.
و اگر عنوان «خادم حرمین شریفین»
برای مسلمانان جهان معنایی دارد، چه زیبا خواهد بود اگر این خدمت تنها
به نگهبانی از مکانهای مقدس محدود نماند، بلکه به تلاشی برای حفظ جان و کرامت
مسلمانان نیز گسترش یابد.
باشد که روزی از ریاض خبری بیاید که نه خبر حمله و موشک و پهپاد، بلکه
خبر آغاز یک ابتکار بزرگ برای صلح در یمن است.
آن روز، شاید میلیونها مسلمان در سراسر جهان احساس کنند که صدای صلح
از سرزمین حرمین شریفین برخاسته است.
و چه افتخاری بالاتر از اینکه یک رهبر، بهجای حکومت بر سرزمینها، در
دل انسانها جای بگیرد؟
با احترام
غلامعلی صارم نویسنده افغانستانی
دهم میزان 1405