۱۴۰۴ اسفند ۲۳, شنبه

حزب بهاراتیا جاناتا و سیاست هویت‌گرایی در هند: از ملی‌گرایی هندو تا قدرت سیاسی

 حزب بهاراتیا جاناتا و سیاست هویت‌گرایی در هند: از ملی‌گرایی هندو تا قدرت سیاسی

غلام علی صارم

شنبه23حوت1404

حزب Bharatiya Janata Party یا «بهاراتیا جاناتا» که امروزه یکی از قدرتمندترین احزاب سیاسی در هندوستان به شمار می‌رود، طی چند دهه گذشته توانسته است جایگاه مهمی در سیاست این کشور به دست آورد. این حزب که در سال ۱۹۸۰ تأسیس شد، به تدریج از یک جریان سیاسی محدود به یکی از تأثیرگذارترین نیروهای قدرت در هند تبدیل گردید. ظهور سریع و گسترش نفوذ این حزب در صحنه سیاسی هند، همواره موضوع بحث و تحلیل بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی بوده است. بسیاری معتقدند که ترکیب ملی‌گرایی هندو، بهره‌برداری از احساسات مذهبی و استفاده از گفتمان هویت‌محور از مهم‌ترین عوامل رشد و شهرت این حزب بوده است.

شکل‌گیری حزب و زمینه‌های تاریخی

حزب بهاراتیا جاناتا در سال ۱۹۸۰ توسط گروهی از فعالان سیاسی که پیش‌تر در حزب «جانا سنگ» فعالیت داشتند، پایه‌گذاری شد. این حزب در آغاز فعالیت خود تلاش داشت هویت سیاسی خود را بر پایه ملی‌گرایی هندو و دفاع از فرهنگ سنتی هند بنا کند. در جامعه‌ای مانند هند که از تنوع دینی، قومی و فرهنگی بسیار گسترده‌ای برخوردار است، طرح چنین گفتمانی به سرعت توانست بخشی از جامعه را به خود جذب کند.

هند کشوری است که در آن پیروان ادیان مختلف از جمله هندوئیسم ، اسلام، مسیحیت، سیک و بودیسم در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. این تنوع دینی همواره از یک سو زمینه غنای فرهنگی را فراهم کرده و از سوی دیگر در برخی دوره ‌ها به منبع تنش‌های اجتماعی تبدیل شده است. برخی احزاب سیاسی، از جمله حزب بهاراتیا جاناتا، تلاش کردند با تأکید بر هویت اکثریت هندو در جامعه هند، پایگاه اجتماعی گسترده‌ای برای خود ایجاد کنند.

نقش سیاست هویت و احساسات مذهبی

یکی از مهم‌ترین عوامل رشد سریع این حزب، استفاده از سیاست هویت و تحریک احساسات مذهبی در میان بخشی از جامعه بود. در دهه‌های پایانی قرن بیستم، مسئله مسجد تاریخی بابری در شهر« آیو دی یا» به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاسی و اجتماعی در هند تبدیل شد. برخی گروه‌های هندو معتقد بودند که این مسجد در محل تولد خدای اسطوره‌ای «رام» ساخته شده است و باید تخریب شود تا معبدی در آنجا بنا گردد.

حزب بهاراتیا جاناتا با حمایت از این دیدگاه و بسیج نیروهای سیاسی و اجتماعی در این زمینه، توانست توجه گسترده‌ای را در میان بخشی از جامعه هندو جلب کند. تخریب مسجد بابری در سال ۱۹۹۲ به یکی از جنجالی‌ترین رویدادهای معاصر هند تبدیل شد و موجی از تنش‌های مذهبی در سراسر کشور به وجود آورد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که همین رویداد، نقش مهمی در افزایش شهرت و نفوذ سیاسی این حزب ایفا کرد.

استفاده از الگوی «تفرقه بینداز و حکومت کن»

در تحلیل رفتار سیاسی برخی احزاب در جوامع چندفرهنگی، گاهی به سیاست قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» اشاره می‌شود. این سیاست که در دوران استعمار توسط قدرت‌هایی مانند انگلیس در مستعمرات مختلف مورد استفاده قرار می‌گرفت، مبتنی بر ایجاد شکاف میان گروه‌های اجتماعی برای تسهیل کنترل سیاسی بود.

برخی منتقدان معتقدند که حزب بهاراتیا جاناتا نیز در مقاطع مختلف از سیاست‌های هویت‌محور استفاده کرده است، سیاست‌هایی که گاه باعث تشدید شکاف‌های مذهبی و اجتماعی در جامعه هند شده است. به باور آنان، بهره‌برداری از احساسات مذهبی و برجسته‌سازی تفاوت‌های دینی می‌تواند به بسیج سیاسی سریع منجر شود، هرچند در بلندمدت ممکن است پیامدهای اجتماعی پیچیده‌ای به همراه داشته باشد.

نخستین تجربه قدرت

حزب بهاراتیا جاناتا در دهه ۱۹۹۰ به تدریج توانست جایگاه خود را در سیاست ملی هند تقویت کند. این حزب در نهایت در سال ۱۹۹۸ به رهبری  Atal Bihari Vajpayee ( اتال بیهار واچپایی ) توانست دولت را تشکیل دهد و تا سال ۲۰۰۴ نقش مهمی در اداره کشور ایفا کند. این دوره نخستین تجربه جدی حزب در سطح قدرت ملی بود.

در این دوران، حزب تلاش کرد علاوه بر شعارهای هویت‌محور، برنامه‌هایی در حوزه توسعه اقتصادی و زیرساخت‌ها نیز مطرح کند تا بتواند پایگاه اجتماعی خود را گسترش دهد. با این حال، برخی رویدادهای اجتماعی و تنش‌های مذهبی همچنان بر فضای سیاسی کشور تأثیرگذار بودند.

بازگشت به قدرت و رهبری نارندرا مودی

پس از یک دوره حضور در اپوزیسیون، حزب بهاراتیا جاناتا بار دیگر در انتخابات سال ۲۰۱۴ به پیروزی رسید. در این انتخابات، "ناراندرمودی" به عنوان رهبر حزب و نخست‌وزیر هند معرفی شد. او پیش از این به عنوان وزیر اعلی ایالت گجرات فعالیت داشت و به دلیل سیاست‌های اقتصادی و مدیریتی‌اش شناخته می‌شد.

پیروزی حزب در انتخابات ۲۰۱۴ و سپس در انتخابات ۲۰۱۹ نشان داد که این جریان سیاسی توانسته است پایگاه اجتماعی قابل توجهی در میان بخش‌های مختلف جامعه هند ایجاد کند. برخی تحلیلگران این موفقیت را نتیجه ترکیبی از ملی‌گرایی، برنامه‌های توسعه اقتصادی و شخصیت سیاسی مودی می‌دانند.

با این حال، منتقدان نیز بارها نگرانی خود را درباره افزایش تنش‌های مذهبی و محدود شدن فضای چندفرهنگی در هند ابراز کرده‌اند. به باور آنان، تأکید بیش از حد بر هویت مذهبی ممکن است به تضعیف سنت دیرینه همزیستی میان ادیان در این کشور منجر شود. و عملا همین گونه هم شد زیرا ما در دوران حکومت مودی شاهد صدها قتل و تاراج خانه های مردم توهین به مقدسات مذهبی دیگران مخصوصا مسلمانان هستیم.

سیاست خارجی و روابط با اسرائیل

در حوزه سیاست خارجی، دولت تحت رهبری نارندرا مودی تلاش کرده است روابط خود را با کشورهای مختلف گسترش دهد. یکی از این روابط، همکاری نزدیک‌تر با کشور جنایتکار اسرائیل بوده است. سفر مودی به اسرائیل و دیدار او با نخست‌وزیر این کشور بنایا مین نتانیاهو بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهانی داشت.

ظاهرا این سفر به عنوان نشانه‌ای از نزدیکی بیشتر دو کشور در حوزه‌های فناوری، امنیت و اقتصاد تفسیر شد. با این حال، برخی منتقدان این روابط را در چارچوب تحولات منطقه‌ای و مسائل مربوط به وضعیت نا به هنجار عزه مورد نقد قرار داده‌اند و آن را نشانه‌ای از تغییر جهت‌گیری‌های سیاسی در سیاست خارجی هند دانسته‌اند.

دشمنی اسرائیل با فلسطین و همه مسلمانان به کسی پوشیده نیست و مودی نیز در دشمنی با مسلمانان کم از نتانیاهو نیست و با همین سنخیت مشابه در کنار هم قرار گرفتند.

قابل ذکر میدانم که دوستی که هند با افغانستان در طول سالها بصورت فصلی داشته است فقط روی یک مبنا بوده و آن اینکه روابط افغانستان و پاکستان در چه وضعیتی قرار دارد. اگر خوب بود ه رابطه ای در کار نبوده است و چنانچه اگر روابط افغانستان و پاکستان توآم با تنش و مخاصمت بوده، دوستی با افغانستان در سطح زیادی بهتر و پیشرفته بوده است که بصورت خلاصه میتوان گفت که روابط هند با افغانستان تا آنجا خوب است که افغانستان میل های تفنگش آماده و یا در حال فیر بسوی پاکستان باشد و اگر چنین نبود و روزی مشکل حل شد، دیگر دوستیی در کار نیست. ناگفته نماند که از طرف پاکستان نیز چنین است.

بحث‌های حقوق بشری و انتقادهای بین‌المللی

در سال‌های اخیر، برخی سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری نسبت به وضعیت اقلیت‌های مذهبی در هند ابراز نگرانی کرده‌اند. آنان معتقدند که برخی سیاست‌ها یا رویکردهای سیاسی ممکن است باعث افزایش فشار بر اقلیت‌ها شود. در مقابل، دولت هند این انتقادها را رد کرده و تأکید کرده است که کشور همچنان به اصول دموکراسی و قانون اساسی پایبند است.

در کنار این مباحث، تحولات منطقه‌ای و درگیری‌های مختلف در خاورمیانه نیز بر افکار عمومی جهان تأثیر گذاشته است. درگیری‌های نظامی در غزه و افزایش تلفات انسانی، واکنش‌های گسترده‌ای در سطح جهانی ایجاد کرده و بسیاری از کشورها و رهبران سیاسی را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار داده است.

در یک نتیجه گیری کوتاه باید بگوییم که حزب بهاراتیا جاناتا طی چند دهه توانسته است از یک حزب نسبتاً کوچک به یکی از قدرتمندترین نیروهای سیاسی در هند تبدیل شود. این موفقیت نتیجه عوامل مختلفی بوده است؛ از جمله استفاده از گفتمان ملی‌گرایی هندو، دشمنی علنی با مسلمانان که یک اقلیت دینی هستند، بسیج سیاسی حول مسائل هویتی، رهبری متعصبانه شخصیت‌هایی مانند نارندرا مودی و همچنین ارائه برنامه‌هایی در حوزه توسعه اقتصادی.

با این حال، رشد این حزب همواره با بحث‌ها و اختلاف نظرهای فراوانی همراه بوده است. برخی آن را نماد احیای هویت فرهنگی هند می‌دانند، در حالی که دیگران نگران پیامدهای اجتماعی و سیاسی سیاست‌های هویت‌محور هستند. به همین دلیل، آینده سیاسی هند تا حد زیادی به چگونگی مدیریت تنوع دینی و فرهنگی این کشور و حفظ تعادل میان هویت ملی و همزیستی مسالمت‌آمیز میان گروه‌های مختلف وابسته خواهد بود.

در نهایت، تجربه حزب بهاراتیا جاناتا نشان می‌دهد که در جوامع چندفرهنگی، سیاست و مذهب گاه می‌توانند به شدت در هم تنیده شوند. نحوه استفاده از این پیوند می‌تواند هم به بسیج سیاسی گسترده منجر شود و هم چالش‌های مهمی برای ثبات اجتماعی و همزیستی میان گروه‌های مختلف به وجود آورد و نمونه بارز آن همین کشور هندوستان میباشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر