۱۴۰۵ مهر ۱۵, چهارشنبه

در پیوند با جنگ عربستان و یمن :

 کاسه چوبی و آشِ یک ‌باره

غلام علی صارم

چهار شنبه 15میزان 1405

کاسه چوبی و آشِ یک‌باره از آن ضرب‌المثل‌های معروف سرزمین بلاکشیده ماست که برای دوستی‌ها و روابطی به کار می‌رود که دوام و استحکام چندانی ندارند و بیشتر بر اساس ضرورت، منفعت و نیاز یک طرف شکل می‌گیرند. کاسه چوبی اگرچه می‌تواند آش را در خود نگه دارد، اما برای همیشه ظرف مناسبی نیست، و «آشِ یک‌باره» نیز غذایی نیست که بتوان روی آن برای همیشه حساب کرد. این مثل در روابط سیاسی نیز مصداق فراوان دارد، زیرا در سیاست، بسیاری از دوستی‌ها تا زمانی دوام دارند که منافع مشترک وجود داشته باشد.

جنگ یمن و رویارویی عربستان سعودی با جنبش انصارالله ــ یا حوثی‌ها ــ نمونه قابل تأملی از همین واقعیت است. عربستان در سال‌های گذشته تلاش‌های فراوانی برای شکست نظامی حوثی‌ها انجام داد و از توان نظامی، تسلیحات پیشرفته و حمایت کشورهای خارجی استفاده کرد. اما نتیجه نهایی آن چیزی نبود که ریاض در آغاز انتظار داشت. جنگ طولانی یمن نه تنها حوثی‌ها را از میان نبرد، بلکه آنان را به یک بازیگر مهم و تأثیرگذار منطقه‌ای تبدیل کرد.

اکنون، پس از سال‌ها جنگ، مسئله از یک منازعه داخلی یمن فراتر رفته و به یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است، بحرانی که آثار آن بر دریای سرخ، باب‌المندب، تجارت جهانی، بازار انرژی و حتی سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ جهان دیده می‌شود.

جنگی که قرار بود کوتاه باشد

هنگامی که ائتلاف به رهبری عربستان در سال ۲۰۱۵ وارد جنگ یمن شد، تصور عمومی این بود که با استفاده از برتری هوایی و نظامی، حوثی‌ها در مدت نسبتاً کوتاهی شکست خواهند خورد و حکومت مورد حمایت ریاض دوباره بر بخش‌های عمده یمن مسلط خواهد شد.اما جنگ مسیر دیگری پیمود.!

برتری نظامی همیشه به معنای پیروزی سیاسی نیست. این یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ‌های معاصر است. یک کشور ممکن است هواپیماهای پیشرفته، موشک‌های گران‌قیمت، سامانه‌های دفاعی و میلیاردها دالر تجهیزات داشته باشد، اما اگر نتواند اراده سیاسی طرف مقابل را درهم بشکند، جنگ می‌تواند سال‌ها ادامه یابد.

یمن نیز چنین شد.

حوثی‌ها به‌تدریج از یک نیروی داخلی یمن به بازیگری تبدیل شدند که قادر است امنیت عربستان و مسیرهای دریایی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. جنگی که قرار بود قدرت آنان را از بین ببرد، در عمل به آنان تجربه جنگی، توان سازمان‌دهی و اهمیت ژئوپولیتیکی بیشتری بخشید.

این نکته‌ای است که باید سیاست‌گذاران عربستان با دقت فراوان به آن توجه کنند: گاهی ادامه جنگ، دشمن را ضعیف نمی‌کند؛ بلکه به او فرصت می‌دهد که خود را نیرومندتر سازد.

از جنگ یمن تا باب‌المندب

اهمیت کنونی جنگ تنها در خاک یمن خلاصه نمی‌شود. باب‌المندب یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان است که دریای سرخ را به خلیج عدن و از آنجا به اقیانوس هند متصل می‌کند. هرگونه ناامنی در این منطقه می‌تواند بر تجارت جهانی، انتقال نفت و کالا و مسیر کشتی‌های بین‌المللی تأثیر بگذارد.

در ماه سپتامبر گزارش‌هایی منتشر شد که حوثی‌ها پس از پیشروی در سواحل دریای سرخ، بر بخش‌های مهمی از منطقه باب‌المندب نفوذ و کنترل پیدا کرده‌اند، هرچند درباره میزان دقیق و پایدار این کنترل هنوز اختلاف گزارش وجود دارد.

همین موضوع اهمیت استراتژیک حوثی‌ها را چند برابر کرده است.

بنابراین، امروز مسئله فقط این نیست که عربستان با یک گروه مسلح در داخل یمن روبه‌رو است. مسئله این است که یک نیروی غیردولتی توانسته است بر معادلات امنیتی یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان تأثیر بگذارد و این برای عربستان یک تحول بسیار مهم و پرهزینه است.

پیمان مکه_ اتحاد دائمی یا همکاری بر اساس ضرورت؟

در چنین شرایطی عربستان سعودی در ۷ آگست ۲۰۲۶ با ترکیه و پاکستان «توافق دفاع مشترک مکه» را امضا کرد. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حمله علیه هر سه کشور تلقی می‌شود و سه کشور متعهد به افزایش همکاری‌های دفاعی و امنیتی شده‌اند.

اما پرسش اساسی اینجاست:

آیا این پیمان یک اتحاد استراتژیک و پایدار است یا بیشتر پاسخی به شرایط اضطراری کنونی؟

نام‌گذاری این پیمان نیز خود قابل تأمل است. مکه برای مسلمانان سراسر جهان جایگاهی مقدس و فراتر از رقابت‌های سیاسی روزمره دارد. بنابراین، استفاده از نام مکه برای یک پیمان نظامی می‌تواند از نگاه برخی مسلمانان حساسیت ‌برانگیز باشد. این البته یک قضاوت سیاسی و ارزشی است، نه اینکه بتوان گفت استفاده از این نام از نظر حقوقی یا دینی الزاماً ممنوع است.

اما مسئله مهم‌تر از نام، محتوای پیمان و میزان تعهد واقعی اعضای آن است.

در سیاست بین‌الملل، پیمان‌ها زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهند که هزینه اجرای آنها بالا باشد. امضای یک سند در زمان صلح آسان است، اما زمانی که اجرای آن مستلزم اعزام سرباز، کشته‌شدن نیروها، پرداخت میلیاردها دالر و ورود به یک جنگ طولانی باشد، محاسبات کشورها تغییر می‌کند.

همین‌جا است که ضرب‌المثل «کاسه چوبی و آشِ یک‌باره» معنا پیدا می‌کند.

ترکیه و پاکستان تا کجا در کنار عربستان خواهند ایستاد؟

ترکیه و پاکستان هر دو روابط مهم و دیرینه‌ای با عربستان دارند، اما هر دو کشور دارای منافع ملی مستقل نیز هستند.

پاکستان، علاوه بر روابط اقتصادی و سیاسی با عربستان، سال‌هاست همکاری نظامی نزدیکی با این کشور دارد. ترکیه نیز روابط دفاعی و اقتصادی مهمی با ریاض دارد و صنعت دفاعی آن در سال‌های اخیر رشد چشمگیری کرده است.

با این حال، هیچ کشوری حاضر نیست بدون محاسبه هزینه و فایده وارد جنگی نامحدود شود.

گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که پاکستان و ترکیه در چارچوب پیمان مکه برای حمایت از عربستان نیرو و ظرفیت نظامی در نظر گرفته‌اند، اما اینکه این نیروها مستقیماً وارد نبرد در خاک یمن شوند، مسئله‌ای متفاوت است. برخی گزارش‌ها نقش آنان را بیشتر در چارچوب دفاع از خاک عربستان و تقویت توان بازدارندگی این کشور ارزیابی کرده‌اند.

این تفاوت بسیار مهم است.

دفاع از عربستان با جنگیدن در کوهستان‌های یمن دو مسئله کاملاً متفاوت است.

اگر موشکی به یک پایگاه یا شهر عربستان شلیک شود و نیروهای ترکیه یا پاکستان در دفاع هوایی و حفاظت از خاک عربستان همکاری کنند، هزینه و خطر آن با اعزام نیرو به داخل یمن قابل مقایسه نیست.

بنابراین، نباید صرف امضای یک پیمان را به معنای آن دانست که ترکیه و پاکستان برای هر مدت و تحت هر شرایطی در جنگ یمن در کنار عربستان خواهند ماند.

آمریکا؛ دوست استراتژیک، اما نه لزوماً سرباز جنگ

عربستان سال‌هاست روابط استراتژیک بسیار نزدیکی با ایالات متحده دارد. بخش بزرگی از تجهیزات نظامی عربستان از غرب، به‌ویژه آمریکا، تأمین شده و همکاری‌های اطلاعاتی، دفاعی و اقتصادی میان دو کشور گسترده است.

اما در بحران کنونی، واشنگتن ظاهراً تمایلی به تبدیل‌شدن به طرف مستقیم جنگ ندارد. گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که آمریکا از عربستان در زمینه‌هایی مانند اطلاعات و برنامه‌ریزی عملیاتی حمایت می‌کند، اما نسبت به گسترش دخالت مستقیم نظامی احتیاط نشان داده است.

این نیز درس مهمی برای عربستان دارد:

دوست استراتژیک لزوماً به معنای شریک در هر جنگ نیست.

کشورها تا جایی همکاری می‌کنند که منافع ملی‌شان اجازه دهد. وقتی هزینه جنگ از فایده آن بیشتر شود، حتی نزدیک‌ترین متحدان نیز در تصمیم خود تجدیدنظر می‌کنند.

آیا حوثی‌ها برنده جنگ هستند؟

این پرسش را نباید ساده پاسخ داد.

اگر منظور پیروزی کامل نظامی و تصرف سراسر یمن باشد، هنوز چنین نتیجه‌ای به دست نیامده است. اما اگر منظور این باشد که حوثی‌ها توانسته‌اند خود را از یک نیروی داخلی به یک قدرت تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای تبدیل کنند، پاسخ تا حد زیادی مثبت است.

آنها اکنون در محاسبات عربستان، آمریکا، کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای منطقه جایگاه بسیار مهمی دارند.

همین واقعیت به‌تنهایی یک دستاورد بزرگ سیاسی برای آنان است.

از سوی دیگر، هرچه جنگ بیشتر ادامه پیدا کند، احتمال دارد حوثی‌ها تجربه نظامی بیشتری به دست آورند، توان موشکی و پهپادی خود را افزایش دهند و نفوذ سیاسی و اجتماعی بیشتری پیدا کنند.

بنابراین ممکن است نتیجه یا پارادوکسیکل جنگ این باشد که تلاش برای نابودی یک جنبش، آن جنبش را به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل کند.

خسارت اصلی برای عربستان چیست؟

خسارت عربستان تنها پولی نیست که برای خرید سلاح و عملیات نظامی هزینه شده است.

خسارت بزرگ‌تر، طولانی‌شدن جنگ و تبدیل‌شدن حوثی‌ها به یک قدرت منطقه‌ای است.

عربستان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است و توان خرید پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی را دارد، اما هیچ کشور ثروتمندی نمی‌تواند با پول به تنهایی یک جنگ بی‌پایان را حل کند.

جنگ زمانی خطرناک‌تر می‌شود که دشمن از نظر مالی بسیار ضعیف‌تر باشد اما انگیزه جنگیدن بیشتری داشته باشد.

در چنین وضعیتی، یک طرف میلیاردها دالر برای تجهیزات هزینه می‌کند و طرف دیگر با امکانات بسیار محدودتر می‌جنگد. اگر جنگ طولانی شود، نسبت هزینه‌ها می‌تواند به زیان طرف ثروتمند تمام شود.

راه حل، مذاکره است نه ادامه انتقام

به باور من، مهم‌ترین راهی که عربستان می‌تواند برای نجات خود از این بن‌بست انتخاب کند، ادامه جنگ نیست، بلکه پیدا کردن راهی برای مذاکره و توافق سیاسی است.

باید اذعان بداریم که این به معنای تسلیم‌شدن عربستان نیست.

مذاکره ضعف نیست.

گاهی مذاکره نشانه عقلانیت و قدرت سیاسی است.

اگر جنگ طی بیش از یک دهه نتوانسته مسئله را از راه نظامی حل کند، باید روش دیگری آزمایش شود. عربستان می‌تواند از موقعیت خود به عنوان یک کشور مهم منطقه، مرکز اقتصادی جهان عرب و صاحب جایگاه ویژه در جهان اسلام استفاده کند و به جای تلاش برای شکست کامل حوثی‌ها، به دنبال یک توافق قابل قبول برای همه طرف‌ها باشد.

یمن نیز بیش از هر چیز به صلح، بازسازی، امنیت و زندگی عادی مردم نیاز دارد.

ودر نتیجه :

«کاسه چوبی و آشِ یک‌باره» شاید در ظاهر یک مثل ساده وعامیانه باشد، اما در سیاست بین‌الملل معنای عمیقی دارد.

دوستی‌های سیاسی تا زمانی پایدارند که منافع مشترک آنها را حفظ کند. ترکیه و پاکستان امروز می‌توانند در کنار عربستان باشند، اما میزان مشارکت آنان در جنگ، به هزینه‌ها، منافع ملی و چگونگی تحول میدان جنگ بستگی خواهد داشت.

عربستان نیز نباید تصور کند که هر کشوری که امروز در کنار آن ایستاده، فردا نیز بدون قید و شرط در کنار آن خواهد ماند.

تجربه جنگ یمن نشان داده است که قدرت نظامی به تنهایی نمی‌تواند همه مشکلات سیاسی را حل کند.

اگر جنگ دوباره شدت بگیرد، ممکن است نتیجه آن نه نابودی حوثی‌ها، بلکه افزایش قدرت و مشروعیت منطقه‌ای آنان باشد. همان‌گونه که در سال‌های گذشته نیز بخشی از این روند مشاهده شده است.

از این رو، عاقلانه‌ترین سیاست برای عربستان می‌تواند این باشد که به جای افزودن بر تعداد هواپیماها، موشک‌ها و نیروهای خارجی، بر تعداد کانال‌های گفت‌وگو بیفزاید.

اگر امروز یک کشور برای حفظ امنیت خود مجبور است از ده‌ها کشور کمک بخواهد، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای پرسیدن اینکه «چه کسی با ما خواهد جنگید؟» سؤال دیگری مطرح کند و آن:

«چگونه می‌توانیم کاری کنیم که دیگر کسی با ما نجنگد؟»

این همان نقطه‌ای است که سیاست از جنگ جدا می‌شود و به دیپلماسی می‌رسد. و به نظر میرسد که راه منطقی هم همین است.

و شاید برای عربستان، پس از سال‌ها جنگ و هزینه، بهترین پیروزی این نباشد که حوثی‌ها را شکست دهد، بلکه این باشد که بدون کشتار بیشتر، به یک توافق سیاسی دست یابد که جنگ را برای همیشه پایان دهد.

زیرا در نهایت، سلاح می‌تواند یک نبرد را ببرد، اما تنها سیاست خردمندانه می‌تواند یک جنگ را پایان دهد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر