۱۴۰۱ شهریور ۲۴, پنجشنبه

روایت 20 __ سازمان همکاری های اقتصادی شانگهای:

 

بنام خدا«ج»

سازمان همکاری های اقتصادی شانگهای!

غلام علی صارم

پنجشنبه 24سنبله 1401جلسه نوبتی این سازمان در اوزبیکستان در شهر سمرقند دایر گردید. قراراست که یکی از موضوعات مهم در این دور موضوع همکاری های اقتصادی برای افغانستان باشد.

اگربه تاریخچه ایجاد این سازمان نگاه کنیم می بینیم که بنیان گذاران اصلی آن چین و روسیه هستند،

که باظاهر و شعار اقتصادی بنیانگذاری گردیده و تا امروز کشورهای زیادی را چه به عنوان عضو دائمی و چه به عنوان اعضای ناظرجذب نموده است. خوبست که مختصر مروری به تاریخچه این سازمان داشته باشیم :

 سازمان همکاری های اقتصادی شانگها در واقع «سازمان اوراسیایی میان‌دولتی است که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی، اقتصادی وسیاسی تشکیل شده‌است. این سازمان در سال ۱۹۹۶ توسط رهبران چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان با هدف برقرار کردن موازنه در برابر نفوذ آمریکا و ناتو در منطقه، پایه‌گذاری شد. اندکی بعد، ازبکستان هم به این سازمان پیوست و این سازمان رسماً به «سازمان همکاری شانگهای» تغییر نام داد، نقش اصلی و تعیین‌کننده را در سازمان شانگهای، دو کشور چین و روسیه تشکیل می‌دهند.

علاوه بر اعضای اصلی، ابتدا مغولستان در سال ۲۰۰۴ و یک سال بعد ایران، پاکستان، هند و افغانستان در سال ۲۰۰۵ و پس از آن بلاروس به عنوان عضو ناظر به سازمان ملحق شدند.

در تاریخ ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۵ این سازمان با عضویت هندوستان و پاکستان موافقت نمود و این دو کشور در کمتر از دو سال همه شرایط برای عضویت کامل این سازمان را اجرا کردند و عضویت این دو کشور در سازمان همکاری شانگهای در اجلاس رهبران کشورهای عضو این سازمان در ژوئیه ۲۰۱۷ در آستانه، پایتخت قزاقستان، برگزار شد، به تصویب رسید. و در تاریخ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ با سفر سید ابراهیم رئیسی به دوشنبه پایتخت تاجیکستان این سازمان با عضویت ایران موافقت نمود که عضویت رسمی ایران در این سازمان منوط به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران می باشد.

نقش این سازمان از زمان تأسیس آن تاکنون در منطقه افزایش یافته‌است. این سازمان، بر خلاف سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و پیمان ورشو سابق، هنوز یک معاهده دفاعی چندجانبه به‌شمار نمی‌رود 

دراین سازمان حضور رقبای سیاسی و نظامی و اقتصادی عملامشهود است، مثلا چین و هند جدا از اینکه رقبای اقتصادی هستند وجود تصادمات مرزی هم بارها به روابط اقتصادی و سیاسی آنها اثرات منفی برجای گذاشته است.

پاکستان و هند که از تاریخ انشعاب و حتی روز های قبل از انشعاب رسمی و عملی رقیب هم بوده و دراین رقابت ها تعداد کشته های دوطرف از مرزمیلیون هم تجاوز نموده است.

چین و روسیه سالها رقیب سیاسی و ایدئولوژیک بودند اما در این حلقه اینک به دوستان صمیمی و استراتیژیک تبدیل گردیده اند.

بافت های سیاسی، نظامی و اقتصادیی که در این بین وجود دارد میتواند این سازمان را به یک سازمان قدرتمند جهانی تبدیل نموده و دیگر مجال تکروی و یکه تازی را از امریکا و ناتوبگیرد .

ارتباطات تنگاتنگ بین کشور های چین و پاکستان ، روسیه و چین ، روسیه و هند، ایران و روسیه که در واقع از جمله کشور های تاثیر گذار در این سازمان هستند میتوانند در حل یک سلسله تنش های که بین هند و پاکستان، هندو چین وجود دارد موثر و مفید باشند.

به باور من بنیان گذاری این سازمان و در ادامه حل تنش های دیرینه مخصوصا بین روسیه و چین در واقع در رقابت با ناتوگذاشته شده است .

بعداز فروپاشی اتحاد شوروی سابق ما شاهد مداخلات و دست اندازی به امور کشور های مختلف مخصوصا در آسیا از جانب امریکا بودیم. خاور میانه، اوزبیکستان بعداز 2001 (دراندیجان)، قزاقستان، افغانستان و....... شاهد این مدعا است .

امیدمیرودکه سازمان همکاری های شانگهای بتواند فعالیت های تخریبکارانه و سوء استفاده های امریکا را در آسیا و جهان سد نموده و امریکا را از حالت یکه تاز بودن در سطح جهان بیرون نماید .

خوشبختانه دنیا همه به این باور رسیده اند که باید امریکا را از این باور کاذب آگاه ساخته و دست تجاوزش را در کشور های مختلف قطع نمایند .

اروپا بصورت تکی تکی تا هنوز با سیاست های تکروانه امریکا مخالفت نموده، اما آسیابا تجمع نخبگان این قاره مخصوصا در جلسه نوبتی این دوره خود در حلقه سازمان همکاری های شانگهای به جهانیان نشان دادند که این سازمان امروز به یک قدرت جهانی تبدیل شده است .

گرچه محور اصلی این سازمان یعنی چین در تاریخ سیاسی خود نشان داده که کشوریست که از صبر و حوصله سیاسی برخوردار است و تاهنوز از طریق و تریبون این سازمان هم هیچگونه موضعگیری سیاسی و نظامی صورت نگرفته است . اما دست اندازی های بیش از حد امریکا و ناتو فکر میکنم که این سازمان را وادار به اینکار خواهد نمود.  

همانگونه که عرض کردم این سازمان در رقابت با ناتو البته با ظاهر اقتصادی نه سیاسی نظامی تشکیل شده،

 اینک با توجه به عملکرد های خصمانه امریکا داخل موضع سیاسی نظامی خواهد شد. البته این یک احتمال است، زیرا به نظر من امریکا هم در حال حاضر به این نتیجه رسیده که دیگر نمیتواند طبق برنامه های خودش در کشور های مختلف اعمال نظر کند. بحران و جنگ اوکراین تمام همپیمانان و خود امریکا را از لحاظ اقتصادی به چالش کشیده است. هند که روابط حسنه با امریکا داشت صریحا اعلان کرد که از نظر امریکا در قسمت تحریم های وضع شده بالای روسیه پیروی نکرده و روابط اقتصادی خود را بصورت نورمال با روسیه حفظ خواهد کرد. ازطرفی هم دوباره وارد شدن امریکا در توافقات برجام با ایران نشاندهنده این است که این کشور دیگر در موضع یکه تازی نیست و به شکست استراتیژی تجاوز گرانه و تحمیل سیاست های غلطش پی برده است .

از لحاظ اینکه سازمان شانگهای توانسته است برای قدرتمندان آسیاحلقه اتصالی را ایجاد کند و با توجه به اینکه امریکا در حال حاضر در یک موضع ضعف قرار گرفته است، بهتر خواهد بودعجالتا در اتخاذ یک استراتیژی بازدازنده اقدام نموده و در صورت لزوم به تغییر و تسریع عملکرد های لازم توجه نمایند که دراین میان به اعتقاد ما حل معضل هندو پاکستان ضروری به نظر میرسد و اینکار سازمان را از جنجال داخلی فارغ ساخته و به یک سوپر پاور مبدل خواهد کرد.

۱۴۰۱ مرداد ۱۹, چهارشنبه

روایت 19: شکست استراتیژی امریکا در جهان :

 

بنام خد ا«ج»

شکست استراتیژی امریکا در جهان

غلام علی صارم 

پنجشنبه 20/اسد/1401

سالها قبل مقاله ای تحت عنوان « اصرار امریکا براستراتیژی شکست خورده اش در افغانستان » نوشته بودم که این مطلب را با کمی تغییرات البته تغییرات در شیوه نگارش و ویرایش مطلب نه در موضوع اصلی، آنرا در کتاب « استراتیژی و رویه های استراتیژیک» هم اضافه نمودم.

آنچه را گفته بودیم این بود که امریکا در استراتیژیی که دنبال می کند در افغانستان کاملا محکوم به شکست است و همینگونه هم شد.

من نگفته ام کسانی که در این زمینه ها برای امریکا استراتیژی تدوین نموده و می نماید، آدم های ضعیف و ناشی در فنون استراتیژی و نظام داری هستند. آنها شخصیت های علمی و با تجربه اند، اما در استراتیژی یک مقوله است که میگویند : استراتیژی هرکشور را جغرافیای آن تعیین می نماید وکسانی که برای یک کشور استراتیژی تهیه و تدوین می کنند یکی از شرایطش شناخت کامل از جغرافیای آن کشور می باشد که این استراتیژیست های محترم در شناخت جغرافیای این کشور اعم از طبیعی وترکیب اجتماعی و اعتقادی  آن کاملاناشی و بدور از شناخت لازم بودند. اینرا هم نمی گویم که ایشان اصلا افغانستان را نمی شناختند، نخیر می شناختند اما نه در آن حدی که باید برایش استراتیژی طرح و تدوین نمایند .

ژان ژاک رسو در مورد قانون میگوید که : قانون باید حتی متناسب با آب و هوای کشور باشد . زیرا ثابت شده که درکشور های که دارای هوای گرم یا سرد ویا معتدل هستند چگونه باید قانونی وضع گردد.

استراتیژی نیز همینگونه است . استراتیژی راه رسیدن به هدف و رمز بقای یک جامعه است . قانون ، استراتیژی ، تاکتیک و مدیریت استراتیژیک مثل دانه های تسبیح که به هم وصل هستند می ماند که اگر از یک جای سکلید همه پراکنده می شوند. اینها بهم وصل و کاملا در ارتباط هستند وهیچ کدام بدون یکدیگر کارآیی لازم را ندارند.

نمونه بارز این مدعا افغانستان در طی بیست سال گذشته است . در این کشور بخاطر تطبیق قانون استراتیژی مشخص وجود نداشت  و از همین جهت بود که اوضاع مخصوصا در بعد اداری و اجتماعی روزبروز به فساد می گرایید، تا جاییکه کشور در فساد اداری مقام اول را در جهان احراز نمود. البته طرح و تدوین استراتیژی هم شرایط خاص خود را دارد که عرض کردیم و یکی دیگر از شرایط آن استقلالیت و مستقل بودن در همه امور است که متاسفانه افغانستان مخصوصا در بیست سال گذشته عاری از این موضوع بود.

امریکا با همه دست اندازی هایش در این کشور و با اینکه همکاران و اعضای ناتو همه درکنارش بودند طی بیست سال حتی نتوانستند که ذره ای هم در وضعیت سیاسی ، اقتصادی ، تعلیم و تربیه و..... تغییر مثبتی ایجاد کند، مردم افغانستان هنوز هم گرفتار مفاسدی هستند که امریکا و دوستانش در این کشور به میراث گذاشتند.

گرچه امریکا و همکارانش از ذخایر زیر زمینی این کشور تا آنجا که توانستند دزدیدند و بردند که اینکار ها معمولا مخفیانه صورت گرفته است اما آنچه را علنا به سوغات بردند جنازه هزاران سرباز شان بود که به جنگ این مردم آورده بودند.

شکست استراتیژی امریکا در افغانستان اینک ضرورت به تحلیل و برسی ندارد زیرا بقول معروف « چیزیکه عیان است چه حاجت به بیان است ».

ما اینک آنچه را که قبلاگفته بودیم و بحث ما محدود بود به سرزمین افغانستان میگذاریم سرجایش و در این مدت یک سالی که امریکا و متحدینش فرار را بر قرار ترجیح داده و با انتقال دهها هزار کادر های علمی و مسلکی و جوانان مستعد به کارهای فزیکی صفحه سیاه دیگری در تاریخ جنایات شان در افغانستان بخود باز نمودند. حرف ما در قسمت استراتیژی غلط امریکا در سایر کشور هاست .

بعد از حادثه ساختگی یازده سپتامبر(البته به گمان ما) امریکا به بهانه مبارزه با تروریسم در کشور های زیاد پایگاه های نظامی بخود ایجاد کرد. تا از این طریق بتواند اعمال نفوذ کند .

شرق میانه از جمله عراق را مورد حمله مجدد قرار داده و در گوشه گوشه این محدوده جغرافیایی جنگ و تشنج ایجاد کردند . با پول عربستان سعودی و نقشه های شیطنت آمیز خودش داعش و تعداد دیگری از سازمان های تروریستی را ایجاد کردند.

در ازبیکستان در منطقه "اندی جان" شورش بزرگی را توسط دسته های تروریستی که ایجاد کرده بودند برپا نمود که نهایتا اوزبیکستان متوجه این امر گردیده و همه شورشیانی را که توسط امریکا اکمال میشدند از بین برده و به امریکا هم اخطار داد که پایگاهی را که در منطقه ترمذ ایجاد کرده اند بردارند زیرا ما در کشور خود تروریسم را نابود کردیم .

در قزاقستان هم آشوبی را ایجاد کردند که نهایتا حکومت آن کشور همه را نابود کرد.

جنگ اوکراین که در حال سپری شدن پنجمین ماهش است نیز از نوع همین دسیسه های امریکایی است .

و اینک دامن زدن به مشکلات فی مابین چین و تایوان و رساندن آن به خط قرمز و شعله ور شدن جنگ .

این همه مفاسدی که در جهان بعد از یازده سپتامبر 2001 در دنیا ایجاد شده، امریکا در هریک آنها نقش مستقیم داشته و دارد.

به نظر میرسد که انکشافات سرسام آور چین در عرصه های مختلف ، رشد اقتصادی روسیه و تبدیل شدن آن به یک غول اقتصادی دنیا و تبدیل شدن ایران به یک قدرت اتمی بزرگ و تنها کشوری که در مقابل حمله نظامی امریکا و کشته شدن سردار قاسم سلیمانی، عکس العمل بالمثل نشان داد و امریکا در پی آن نتوانست جواب بالمثل بدهد .

افزایش نیروی اتمی روسیه و سلاح های محیر العقول چین و صنعت بالای موشک سازی و پهباد سازی ایران، امریکا را نه تنها به چالش کشیده بلکه در یک حالت دست پاچگی قرار داده است .

تجارت چین که اینک تحت حمایت سازمان تجارت جهانی(WTO) هم قرار دارد با تسخیر مارکیت های بزرگ تجارتی جهان از جمله امریکا و عرضه اجناس ارزان ، توانسته که بزرگترین کمپنی های تولیدی را به رکود سوق داده و هزاران شغل را تعطیل نماید و این کار باعث بوجود آمدن بحران بیکاری در این کشور ها مخصوصا امریکا گردیده است .

امروز امریکا بزرگترین بدهکار جهان است، مجموع بدهی های این کشور به 85تریلیون دالر میرسد . چین هم از جمله کشور های است که حدود یک تریلیون دالراز امریکا طلبکار است . البته به علاوه اینکه هزاران کمپنی تجارتی امریکایی وابسته به اجناس ارزان تجارتی چین میباشند .

همین است که امریکا در یک حالت سردرگمی قرار گرفته و به هر طرف حمله و در پی مشتعل ساختن آتش جنگ و ظلم به بشریت است تا از طریق فروش تسلیحات نظامی که سالهاست روی آن سرمایه گزاری کرده اند بتواند حداقل بدهی هایش را تقلیل دهد .

با صراحت باید بگویم که هرکشوری را که امریکا تشویق به جنگ نموده واز آن اعلان حمایت کرده است، حتماپای بدیهی هایش در بین است که با دادن اسلحه میخواهد بدیهی هایش را بپردازد. شاهد مثال عمده اوکراین و تایوان .

با توجه به این همه با صراحت میگوییم که استراتیژی امریکا همانگونه که زمانی در چند کشور محدود از جمله افغانستان محکوم به شکست بود، اینک استراتیژی این کشور که میخواهد جهان را ببلعد در سراسر جهان محکوم به شکست است. زیرا اینها بعد از یازدهم سپتامبر 2001 که مخصوصا در کشور های آسیایی با حملات مستقیم و غیر مستقیم خود فساد ایجاد کردند، حتی یک مورد هم موفقیت نداشتند .

ایران را سالهاست تحریم کردند اما حاصل این تحریم ها این است که ایران در حال حاضر به یک قدرت اتمی دنیا تبدیل گردیده . به باور من ایران در حال حاضر کاملا مجهز به سلاح های پیشرفته اتمی است به علاوه داشتن صنعت پیشرفته و مدرن موشک های دوربرد و ساخت انواع پهباد های جنگی و کشفی و امریکا خود این موضوع را دقیقا میداند و الا روزگار ایران هم بدتر از عراق و سوریه میشد.  زمانی یک خبر نگار به قاسم سلیمانی گفت که اسرائیل گفته اگر امریکا اجازه بدهد ما با طیارات خود ما تمام مراکز اتمی ایران را ظرف یک ساعت نابود می کنیم، جواب شما در این مورد چیست ؟ قاسم سلیمانی بایک تبسم ملیح به خبر نگار گفته بود که اینرا از اسرائیل بپرسید که طیارات ایشان موقع بازگشت به کجا می نشینند.؟ این سخن یک جنرالی است که در آن زمان همه کاره بخش نظامی ایران و جنرال مورد احترام همه هم بود، یعنی سخن یک شخص عادی نیست .

روسیه بعد ازاشتعال جنگ با اکراین که همه میدانند امریکا عامل اصلی این قضیه است توانست در صد روز نخست جنگ یکصد میلیارد دالر مفاد خالص از مدرک فروش نفت و گازخودش بدست بیاورد . اینرا امریکا یقین داشته باشد که با اینکار اقتصاد روسیه را چند برابر رشد داده وتقویت نموده است و ما همانگونه که امریکا خود ترسیده که مبادا اروپا در کنار روسیه قرار گرفته ودست از اتحاد با امریکا بکشد، تقریبا به این باور رسیده ایم که اینکار دیر یا زود عملی خواهد شد .

جلوگیری از تولید انبوه چین و عرضه اموال تجارتی ارزان در دنیا اینهم کار ساده نیست و با جنگ هرگزمیسر نخواهد شد. با توجه به وضعیت موجود اگر امریکا بازهم بخواهد که جلواین کشور ها را با جنگ افروزی بگیرد خیالی بیش نیست . پس بنا براین امریکا باید به استراتیژی جهانی خودش تجدید نظر نموده و دست از جنگ افروزی بکشد و این همه سرمایه های که در این راستا به مصرف میرسد آنرا در کشور خودش سرمایه گذاری نموده و بیکاران سراسر امریکا را بکار انداخته در میدان تجارت با تجارت رقابت نماید نه با تفنگ و موشک ، زیرا عملا ثابت شد که اینکار عملی نبوده و محکوم به شکست است .  در غیر اینصورت جایگاه امریکا به همان جایگاه روسیه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی سابق تقرب خواهد کرد.

۱۴۰۱ مرداد ۱۶, یکشنبه

روایت 18: امریکا با چین هرگز درگیر نخواهد شد!

امریکا با چین هرگز درگیر نخواهد شد!

غلام علی صارم

16اسد 1401



امریکا با وجودیکه ظاهرآ بزرگترین ابرقدرت دنیا است و در حال حاضر به هر گوشه دنیا با توطئه و دسیسه های گوناگون میخواهد آتش جنگ را شعله ور ساخته و از آن نفع ببرد. تا مدتی قدرت یکه تاز بودن امریکا تا حدی مصداق واقعی داشت اما بعد از شکستش در خاور میانه  مخصوصا بعد از آنکه حمله تروریستی را بالای قاسم سلیمانی جنرال مقتدر ایرانی انجام داد و به تعقیب این حادثه ایران هم با پرتاب چندین موشک پایگاه عین الاسد امریکا را در عراق هدف قرار داده و آنرا تقریبا به خاک یکسان ساخت . همچنان شکست در سوریه، شکست در قزاقستان و اندیجان ازبکستان (ایندوموردهم حاصل توطئه امریکا بود) مشت گره شده وپوشیدهء این ابرقدرت و قدرت یکه تاز جهان را باز کرد.

قضیه اوکراین که در آن خواب اضمحلال حریف قدرتمند خود یعنی روسیه را دیده بود به کابوسی برای خودش تبدل گردید. اینک این موضوع حالتی را بوجود آورده که به احتمال قوی اروپا با روسیه هماهنگ گردیده و دست امریکا را از این قاره برای دایم کوتاه گرداند.

جنگ افروزی های امریکا نه تنها کشور های دیگر را به ویرانه تبدیل کرده بلکه خودش را نیز به یک کشور بدهکار تبدیل نموده است و این همه جنگ افروزی ها هم بخاطرفروش سلاح های ذخیره شده اش میباشد تا بتواند این بدیهی ها را حداقل تقلیل ببخشد.

درحال حاضر مجموع بدیهی های امریکا به 85 تریلیون دالر می رسد . و تا هنوز دقیقا امریکا در هرکشوری که جنگ افروزی کرده در آن پای بدیهی هایش در میان بوده است . 

اعلامیه ها و سروصدا ها مبنی بر حمایت، فقط تا روز اشتعال آتش جنگ است و کمک امریکا هم در این کشور ها صرف دادن تسلیحات نظامی است که پول آنرا قبلا گرفته است و تایوان مهم ترین شاهد مثال این قضیه میباشد.

چین نیز یکی از کشور های است که به میزان بالایی از امریکا طلبگار است . امریکا که بدیهی هایش تا قبل از 2010 بیشتر بود اما بعد از این سال به زیر یک تریلیون رسید . در حال حاضر امریکا از چنین 8/980 میلیارد دالر بدهکار است .

امریکا با وجودیکه میخواهد بدیهی های خود را از تایوان با دادن سلاح های نظامی تمام و یا تقلیل دهد ، به نظر میرسد که هیچگاهی روابط خود را با چین در حد مقاطعه نمی رساند، زیرا ازیکطرف با اینهمه بدهی اش از چین و اینکه چین کشوری نیست که از امریکا سلاح های نظامی و یا موشک دریافت کند. و از طرف دیگر امریکا کشوری است که تقریبا صددرصد به مالیه دهندگان خودش وابسته است و کمپنی های بزرگی که ارقام درشت مالیات را برای حکومت می پردازند کمپنی های تجارتی هستند که اموال تجارتی خود را بیشتر از چین وارد می کنند .

به عنوان مثال یکی از کمپنی های بزرگ تجارتی که بزرگترین مالیه دهنده برای حکومت امریکا است کمپنی "وال مارت" است . این کمپنی دارای 1/4 میلیون نفر کارگر میباشد و هشتاد درصد جنسی را که به مردم از طریق نمایندگی هایش عرضه می نماید از چین است .

اگر فرض را براین بگیریم که سالانه مالیاتی را که کارگران این کمپنی می پردازند، ازهریک کارگر یکهزار دالر باشد مجموع این مالیات میشود :4100000000 که به این حساب مالیات کمپنی به دهها و صدها وهزاران میلیون دالر خواهد رسید.

مثل وال مارت بزرگتر یا کوچکتر هزاران کمپنی دیگر که سالانه صد ها میلیون ها دالر مالیه بدولت می پردازند وابسته به اجناس ارزان چین هستند و همین است که میگویند تا زمانیکه این کمپنی ها وابسته به چین باشد رابطه امریکا و چین خراب نخواهد شد.

ازطرفی هم از بین رفتن اکثر شغل ها در امریکا و پائین آمدن میزان درآمد وابستگی مردم را به اجناس ارزان چین بیشتر ساخته است .

به نظر میرسد تحریکات تایوان درمقابل چین و کمک های تسلیحاتی امریکا تا مرز شعله ور شدن جنگ در این میان است و خود هیچگاهی در این قضیه داخل و درگیر نخواهد شد . همانگونه که در اوکراین خود داخل جنگ نشده و به کمک های تسلیحاتی اکتفا نمود.

درگیرشدن امریکا با چین به هیچ صورت بوقوع نخواهد پیوست زیرا یکی مواردی که فوقا عرض شد و ثانیا امریکا اخیر به یک قدرت کاملا شکست خورده تبدیل شده و درگیرشدن در این جنگ برای امریکا خط سرخ نهایی خواهد بود که از آن هرگز عبور نخواهد توانست و این نقطه نقطه آخر و آغاز جنگی خواهد بود که هرگز برنده ندارد .

به نظر ما فعلا امریکا و دیگر قدرت های جهانی که بعضا درگیر جنگ و یک سلسله تنش ها هستند از دو راه یکی را باید انتخاب کنند : یا صلح جهانی و یا نابودی همه . 

 


۱۴۰۱ مرداد ۹, یکشنبه

امام حسین (ع) الگویی برای اصلاح جوامع بشری

 

امام حسین (ع) الگویی برای اصلاح جوامع بشری

غلام علی صارم



نام امام حسین (ع) استوار ترین معنی در کتاب عشق، ایثار، خود گذری و شهادت است .

چشمه خونرنگ عاشورا، درس آموز حماسه، آزاد زیستن، جهاد و پایداری در راه حفاظت از دین حق ، قرآن مبین و زندگی توأم با عزت و سربلندی است.

عاشورا دریای متلاطمی است که هرآنچه متناسب شرایط و پاسخگوی نیازهای امروزی ما میباشد، معلم گونه به جواب آن می پردازد، یعنی عاشورا نه یک حادثه بلکه عاشورا یک مکتب است، و از همین روست که ائمه دین همیشه تاکید ورزیدند تا عاشورا زنده نگهداشته شود.

وقتی به تاریخ عاشورا با دید محققانه نگاه می کنیم، معمار عاشورا از همان آوان حرکت خود کاری کرد که تا امروز توجه دانشمندان، مصلحان سیاسی – اجتماعی را بخود معطوف داشته است .

تبیین وترسیم هدف امام حسین (ع) از همان آغاز  حرکت از مدینه درست همان رسالتی است که قرآنکریم بیان می فرماید، از دیدگاه قرآنکریم رسالت اصلی دین همانا اصلاح فکروعقل بشراست و پایداری و بقای جوامع انسانی در گرو اصلاح طلبی و اصلاح گرائی است (1)

و سرانجام نیکو و پاداش نیک از آن اصلاح گران است. (2)

امام حسین (ع) در وصیت نامه خود که هنگام حرکت ازمدینه به سوی مکه به برادرش محمدحنفیه نگاشت، اهداف حرکت خود را بیان نمود، پس از بیان عقیده خود در باره توحید، نبوت، معاد، اهداف قیام خود را اینگونه تشریح می نماید:( حسین گواهی میدهد به توحید  و یگانگی خداوند(ج) و گواهی می دهد که برای خدا شریکی نیست و شهادت می دهد که محمد(ص)  بنده و فرستاده اوست، و آئین حق (اسلام) را از سوی خدابرای جهانیان آورده است. و شهادت می دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند (ج) همه انسان ها را در چنین روزی زنده خواهد کرد.

و من نه از روی خود خواهی و یا برای خوش گذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می گردم ، بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت اصلا ح مفاسد است ( احیا و زنده کردن سنت و قانون) جدم رسول خدا(ص) و پدرم علی بن ابیطالب (ع) است، پس هرکس از من این حقیقت را بپذیرد، راه خدا را پذیرفته است و هرکس رد کند من با صبرواستقامت راه خود را در پیش خواهم گرفت، تا آنکه خدا بین من و قومم حکم نماید و اوست بهترین حکم کنندگان .

برادرم این وصیت من است به تو.

توفیق از جانب خداست، براو توکل می کنم و برگشتم بسوی اوست.( (3)

 و در سرزمین منی نیز در جمع عده ای از خواص فرمودند:

( پروردگارا  این حرکت ما نه بخاطر رقابت برسرحکومت و قدرت، ونه به منظور بدست آوردن مال دنیا است، بلکه بخاطر آنست که نشانه های دین تو را به مردم نشان دهم و اصلاحات را در کشوراسلامی اجرا کنم تا بندگان ستم دیده ات از چنگال ظالمان در امان باشند، و واجبات احکام و سنت های تعطیل شده تو دو باره اجراگردد.

در این سخنرانی امام (ع) بازهم چهار اصل بنیادین را که همانا ، بازگشت به اصول واقعی اسلام ، تحول بنیادین دروضع زندگی معیشتی و اقتصادی مردم، تحول بنیادین و اساسی در روابط اجتماعی و تحول ثمر بخش و اسلامی در نظام های مدنی و اجتماعی، میباشد تشریح و نسبت به آن تاکید می نمایند.

اینجاست که میتوان باصراحت بیان داشت: قیام امام حسین(ع) یک قیام وحرکت اصلاحی بوده که از همان آوان حرکت از جانب خودایشان گام بگام توضیح و تشریح گردیده است. و عاشورا روزیست که مشت خیانت وچهره های دروغین را آشکار نموده و برای کسانی که میخواهند زندگی آزاد و انسانی داشته باشند، درس جاودانه ارائه میدارد . 

امروز کشور و جامعه ماهم چه از نظرحکومتی، اجتماعی، اخلاقی و... به اصلاحات ضرورت دارد و مکتب عاشورا هم بهترین مرجع برای آموزش این حرکت بنیادین است و ماهم این مطلب را باصراحت می گوییم که بخاطر بهبود وضعیت فعلی بیایید به مکتب امام حسین (ع) رجوع و از آن الهام بگیریم که خیر دنیا و سعادت آخرت در آن نهفته است . والسلام

منابع

1-سوره هودآیه 117

2-سوره اعراف آیه 170

3-بحارالانوار ج44 ص329

 

۱۴۰۱ مرداد ۱, شنبه

روایت 17 « انگلیس هرگز دوست افغانستان نخواهد شد!

 


رسوایی کشتار نیروی ویژه بریتانیا در افغانستان چگونه افشا شد؟

پانوراما

بی‌بی‌سی

۲۲ تیر ۱۴۰۱ - ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۲

این گزارش را بصورت مکمل در سایت بی بی سی فارسی بخوانید .

غلام علی صارم 



آنچه من میخواهم به عرض برسانم اینست که : انگلیس از گذشته های دور برای افغانستان و مردمش دشمن کینه توز بوده است . درزمانیکه سلطه استعماری شان در هند گسترده بود، سه بار بصورت مسلحانه به این کشور حمله نموده و سالها حاکمان ضعیف الاراده سرزمین مارا با دادن پول و تحایف و دعوت های توآم با استقبال های شاهانه تحت اراده خود قرار داده و چون الاغی از ایشان استفاده نموده اند. اما هرباریکه به این کشور حملات مسلحانه را انجام داده اند مردم افغانستان در برابر ایشان ایستاده و چنان برخورد شجاعانه نمودند که تا امروز فراموش نکرده . بعد از جنگ اول وقتی با معامله امیر دوست محمد خان دوباره وارد کابل شدند از بگرامی تا استالف را به آتش کشیدند. بعد از گذشت سالها وقتی افغانستان مورد تجاوز شوروی وقت قرار گرفت و همه دنیا مردم افغانستان را که در برابر این تهاجم وتجاوز شوروی وقت قیام کردند کمک نمودند، انگلیس هم ظاهرآ کمک کرد، اما چه کمکی ؟ موشک های هوایی بنام "بلوفایت" به مجاهدین دادند، ولیکن این موشک ها منحرف شده بود، وقتی فیرمی شد اگر روز بود بطرف افتاب و اگر شب بود بطرف مهتاب حرکت میکرد . در حادثه 11سپتامبر که در کنار امریکا به افغانستان آمد بازهم دست از انتقام برنداشته بودند . صدراعظم وقت این کشور «تونی بیلر» در یک سخنرانی خود با صراحت گفت که ما در افغانستان نیامدیم که برای اینها دموکراسی بیاوریم و به پسران ودختران شان مکتب آباد کنیم ؛ ما آمده ایم دنبال منافع خود، ما منافع خود را دنبال می کنیم .

اینک بازهم یک گوشه ای از جنایت شان در برابر مردم مظلوم افغانستان به اثبات رسیده است و ما یقین داریم که انگلیس ها هیچگاهی زخم شمشیر افغانستانیها را از زمانی که به خانه و وطن شان تجاوز کرده بودند فراموش نکرده اند و کشته شدن فراری های متجاوز شان از کابل و جنگ میوند همچنان کابوسی برایشان هست و تا ابدخواهد بود. اینها همیشه بفکر انتقام از افغانستان و مردمش بوده و هستند . درحالیکه درگذشته اگر زخمی زده شده اند و شمشیری به قلب شان فرو برده شده حاصل تجاوز خود شان به خانه و کاشانه این مردم بوده است و هیچگاهی افغانها به خانه انگلیس ها حمله نکرده است .

اینک که بازهم شهادت جمعی از هموطنان ما در دوره اشغال افغانستان توسط نیروهای این کشور برملا گردیده است یقینا با همان اندیشه انتقام جویی میباشد . مایقین داریم که جنایات انگلیس در بیست سالی که کشور ما تحت اشغال امریکا و متحدانش که انگلیس از مهره های اصلی آن میباشد، به این یک مورد خلاصه نمی شود. ملل متحد و ارگان های ذیدخل وسازمان های اجتماعی مستقل چنانچه اگر با آنچه در مورد حقوق بشر ، جنایات جنگی و حفظ حدود انسانیت شعار میدهند ، راست است این موضوع را جدآ دنبال نمایند . من قبل از اینکه تحقیقی در این مورد آغاز شود با صراحت میگویم که جنایت انگلیس در افغانستان به این یک مورد که کشتن غیر نظامیان است ، خلاصه نمی شود و این مشتی است از خروار.

همچنان کشورهای دیگر که در همکاری و همراهی ناتو به افغانستان آمده بودند آنها نیز حتی به استخوان مرده های این مردم ترحم نکردند و با استخوان سر مردگان مردم افغانستان بازی فوتبال براه انداختند . اینها مواردی هست که باید جدآ به آن پرداخته شده و ضمن این تقاضا ازمجامع بین المللی از مقامات سرپرستی حکومت کشور نیز تقاضا می نمایم که در این مورد رسما اقامه دعوا نموده و این موضوع را جدی بگیرند. والسلام .

 

۱۴۰۱ خرداد ۱۶, دوشنبه

توهین به پیامبراسلام توهین به 1.57میلیاردانسان ویا یک چهارم نفوس دنیا است !

 

بسم الله الرحمن الرحیم

توهین به پیامبراسلام توهین به 1.57میلیاردانسان ویا یک چهارم نفوس دنیا است !

پیرامون سخنان سخنگوی حزب بهاراتیاجاناتا در موردپیامبرعزیزاسلام «ص»

 


خوبست در گام نخست بدانیم که حزب بهاراتیاجاناتا یعنی حزب برسر اقتدار هند چگونه حزبی است و چگونه در مدت کمی به این شهرت رسید ومهمترین عامل کسب شهرتش چه بود؟ که اینک دور دوم حاکمیت شان در هند میباشد.

این حزب در سال 1980 تاسیس شد و باروحیه ملی و سوء استفاده از احساسات مردم حمایت خود را از تخریب مسجد بابری اعلان نمودکه شهرتش بین مردم هندو از همین نقطه دشمنی با اسلام آغاز گردید.

قابل ذکر میدانم که شیفتگان قدرت سیاسی همیشه در هرجا از مذهب و اعتقادات مردم به عنوان ابزار رسیدن به قدرت استفاده نموده اند. این حزب نیز که از شاگردان مکتب انگلیسی که سالها در هند ظالمانه حکم راندندمیباشد،

 با استفاده از سیاست کهنه انگلیس (تفرقه بیانداز و حکومت کن) باری در 1988تا 2004 قدرت را بدست داشت و اینک دور دوم اقتدارش در هند میباشد که در این دوره نیز تحت حاکمیت ناراندرامودی دستان خود را بخون هزاران نفر مسلمان ساکن این کشور آلوده کردند.

دراین روز ها سخنان خانم شرما و جیندال سخنگویان این حزب که توهین به پیامبر اسلام میباشد بحث برانگیز شده است . خوبست که نخست آنچه را که خانم شرما بیان داشته متذکر شویم ، او در یک مناظره تلویزیونی این اظهارات را داشته است :

 «خانم شرما در این مناظره در پاسخ به یکی از شرکت کنندگان مسلمان که بر باورهای هندوها بر "الهه شیوا" انتقاد کرد، گفت که وی نیز می‌تواند بر قرآن و باورهای مسلمانان تمسخر کند. او گفت: "آیا بیانات تمسخر آمیز را بر اسپ پرنده یا تیوری زمین مسطح که در قرآن شما آمده است، شروع کنم؟ شما با یک دختر شش ساله ازدواج می‌کنید و زمانیکه او نه ساله شد با وی مجامعت می‌کنید. کی این کار را کرد؟ پیامبر محمد."»

https://www.darivoa,com

اولا تکرار میکنم که حزب این خانم (حزب بهاراتیاجاناتا) یک حزب ظاهرا ملی گرا و متعصب و بدبین اسلام است وبرهمین مبنا تاسیس گردیده. و این اندیشه مخصوص خود این حزب است تا بتواند به قدرت برسد والا هندوئیزم و شاخه های منشعب شده از آن که برجسته ترینش آئین های جین، بودا و سیک است و تا آنجا که من با آنها شناخت دارم هیچکدام با این اندیشه پیوندی ندارند. (اینرا اذعان میدارم که آنچه را از این موضوع بعضی از کشور های اسلامی مطرح کردند و سفیران هند را در کشور های خود احضار نموده و گفتند ازنظرمن ایشان در پی بهره برداری سیاسی هستند، من کار ندارم، زیرا آنچه را من میخواهم بگویم غیر از گفته های آنها است.)

ازطرفی اگر سیاسی هم فکر کنیم  هندوستان کشوری است که بعد از اندونیزیا و پاکستان بیشترین جمعیت مسلمان را دارا میباشد حدود بیست فیصد جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل میدهند و از لحاظ نفوس بعد از هندوئیزم دومین دین پرنفوس در هند مسلمانان هستند که چندین برابر سه دین بومی دیگر این کشور میباشد . اما خانم شرما سخنگوی این حزب کشورش را نشناخته به رهبر دینی این جمعیت بزرگی که در کشورش زندگی می کنند وحقی شهروندی که او دارد اینها نیز دارند، توهین نموده .

اینکه در مورد مردم و کشورش کاملا ناشیانه صحبت نموده شکی نیست اما سخنی که بدوراز واقعیت های تاریخی در مورد پیامبر گرامی اسلام ص  گفته، این هم بی نهایت ضعف و جهالت او را نشان میدهد و ثابت می نماید که ایشان اصلا چیزی در مورد قرآن، پیامبر و ازدواج او با حضرت عایشه چیزی نمی دانسته و تعصب و جاهلیتی که برای رسیدن به قدرت چشمانش را بسته این جملات را گفته است .

برای این خانم و شریک جرمش "ناوین کمار جیندل" که گفته میشود بخاطر این اهانت از حزب اخراج شده مینویسم که : من هندوئیسم را تقریبا با شاخ و برگهایش می شناسم، اینرا بدانید که دین اسلام تاریخ مستند و دقیق دارد، از نزول اولین آیه تا آخرین آیه اش و اینکه در کجا نازل شده و شآن نزولش چه بوده تاریخ دقیق و مستند دارد. رهبران اکثر گروه ها را مردم فقط خودش را می شناسند اما پیامبر اسلام را مسلمانان وسایر محققین بااجداد و نیاکانش کاملا آشنایی دارند.

بصراحت برایتان بگویم که هیچیک از کتب مقدس شما تاریخ دقیق نداشته و نگارش آن بوسیله کی بوده است معلوم نیست، بعضا در جریان صدهاسال تکمیل شده.  بطور مثال مگر شما یا کسی دیگر از علمای دینی تان میدانند که کتاب گیتا در کدام سال و توسط چه کسی بوجود آمد؟ درست که او سخنانی بین کرشنا و شهزاده ارجونا بوده که اینهم بخیالی بیش نمی ماند اما این مجموعه توسط چه کسی جمع آوری و به نگارش درآمده است؟

من میدانم که شما در مورد برهمن ، شیوا و وشنو چه عقیده دارید، ودربنارس بزرگترین معبد را به آلت تناسلی خدای شیوا بناکرده و آنرا می پرستید ولیکن امروز بهترین اثر فلسفی هندوئیسم که فلسفه اوپانیشاد ها است ، بگویید که نگارنده این اثرفلسفی که در واقع ختم ودا ها است، کی بوده و تدوین آن توسط چه کسی میباشد؟

کتابهای ویشنا پرانه ، کتاب منو سمرتی اصلا سرمنشاء تمام منابع دینی شما ودا ها چگونه بمیان آمده ؟

گمان نکنید که آنچه میگویم از سربدبینی و تعصب باشد، من موضوعات زیادی از هندوئیزم رابصورت مقایسوی مطالعه نموده ام و به نظریات جناب شنگره و راما نوجه و دیگر عرفای هند که اکثرآ قایل به یگانگی خدا هستند و موضوع خود ساخته و غیر علمی تناسخ و........  را قبول ندارند، احترام دارم .

اما متاسفم از اینکه بی نهایت ناشیانه به این مطلب که پیامبر اسلام ص با دخترشش ساله که منظور تان همان عایشه صدیقه است پرداخته و با جسارت بیان داشتید . این کوتاه مطلب را بخوانید و دیگر اینگونه بدور از تحقیق اظهار نظر نکنیدزیرا ما در فارسی مثلی داریم که میگویند: پسته بی مغز اگر لب وا کند رسوا شود.

«  سن عایشه«رض» به هنگام ازدواج با رسول الله(ص)

این مساله قبلاً توسط عالم بزرگوار، شیخ جعفر مرتضی العاملی در رسالۀ مجزا به نام «کتاب حدیث الافک» و همچنین در کتاب «الصحیح من سیره النبی الاعظم» بررسی شده و ایشان به این نتیجه رسیده است که عائشه در وقت ازدواج حدود هیجده سال سن داشته است و جناب آقای نیکنام عربشاهی هم در «تاریخ صحیح اسلام»، به این موضوع پرداخته انده؛ جدیداً نیز تاریخ دان مشهور عربستان سعودی، «استاد سهیله زین العابدین حماد» اعلان کرد که: «بنابر محاسبات تاریخی سن عائشه بنت ابی بکر، 10 سال کوچکتر از خواهرش اسماء بوده لذا بنابر قول ترجیحی، او در سن 19 سالگی با حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) ازدواج کرده است».

یکی از مسائلی که سن دقیق عایشه صدیقه را در هنگام ازدواج با رسول خدا به اثبات می‌رساند، مقایسه سن او با سن خواهرش اسماء بنت أبی بکر است.
روایات تاریخی حکایت از این دارد که أسماء دختر ابی بکر و همسر زبیر بن عوام27 سال قبل از هجرت متولد شده و 10 سال از عایشه بزرگتر بوده و در سن 100 سالگی به سال 73 هجری در مکه از دنیا رفته است..
در نتیجه عایشه 17 سال قبل از هجرت متولد شده پس به هنگام عقد ازدواج با رسول الله حدود 17 سال و در 19 سالگی به خانه ایشان رفته است.

https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=25&lid=0&catid=22866&mid=2

53918

این مطلب را شما میتوانید در پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم شیرازی بصورت مفصل بخوانید، اکنون که مشکل ترجمه را هم گوگل حل نموده است .

ما بحث های که در مورد ازدواج در سرزمین شما است آنرا هم میدانیم و چند نمونه ای را برای تان متذکر میشوم البته از باب اینکه بدانید که من آشنا به سرزمین و دین و معتقدات تان هستیم و امیدوارم که آنرا شماتت فکر نکنید زیرا دین ما یعنی اسلام بما اجازه نمی دهد که به عقاید و رسوم کسی توهین نماییم .

رسم چند شوهری کمتر از چند زوجه ای در هندوستان مرسوم است اما به هرحال در بعضی از نقاط این کشور مشاهده می شود. این رسم در میان طبقات "تودا" و "کوتا" از منطقه نیلگریز و طبقه خاشا از منطقه جونان باور و اطراف شهر درادونو در بعضی دیگر از نقاط شمال هند رواج دارد. رسم چند شوهری به دو گونه مختلف است :  نوع اول برادری خوانده می شود که تمام شوهر های یک زن برادرهستند. در این نوع از رسم چند شوهری برادر بزرگ تردسترسی بیشتربه زن دارد و فرزندی هم که بدنیا می آید متعلق به همان برادر بزرگتر است. زیرا ازدواج هم در مرحله نخست بوسیله همان برادربزرگ صورت می گیرد. این رسم هم اکنون در منطقه و ایالت «هاریانا» رواج دارد.

دررسم چندشوهری نوع دوم شوهران یک زن با همدیگر رابطه خویشاوندی ندارند. به این ازدواج چندشوهری متفرق می گویند. این نوع ازدواج در میان طبقه نیار درایالت کرالا مرسوم بوده است .

و اما نوع مبتذل ازدواج، به این گزارش توجه نمایید: خانم "مانگلی موندا" دختر18 ساله است که در روستایی در شرق هند زندگی می کند. نشریه the daily mirrorبا انتشار این خبر گزارش داده است که مانگلی با یک سگ ازدواج کرده است .

داماد که سگی ولگرد است با موتر به همرای راننده به مراسم عروسی آورده شده . مهمانان نیز بلافاصله به استقبال او که "شیرو" نام دارد رفته و با دست تشویق  و او را تا محل جشن همراهی کردند.

این مراسم با اصرار و پافشاری شورای روستا و به خاطر رفع بلایی که خود دختر و روستا را تهدید می کرد برگزار شد. بزرگان روستا در این رابطه اعلان کردند که اگر این دختر نوجوان حاضر به ازدواج با این حیوان نشود درزندگی باهر مرد دیگر سیاه بخت خواهدشد. به مانگلی قول داده شد که پس از چند ماه خواهد توانست با خیال راحت با یک مرد ازدواج کرده و خوش بخت شود . برای این منظور او باید در طول این مدت هرچه بهتر از حیوان خانگی اش مراقبت کند . این اولین باری نیست که روستائیان هند دختران را مجبور به ازدواج با سگ می کنند. این مراسم به عنوان رفع بلاو خلاصی از چنگال طلسم شیطانی بوده و در برخی از مناطق مسکونی این ناحیه رواج دارد.

ماندا در این رابطه گفت: همسایه های ما به من گفتند که همه دخترانی که همچون من این مراسم دفع بلا را سپری کرده اند، اکنون از شر شیطان و طلسم خلاص شده و با خوشبختی تمام زندگی می کنند. (متن کامل این گزارش را دراین سایت بخوانید:http:Persian.raurr.ru/news)

رسم ساتی (زنده سوزاندن زن در مراسم آتش زدن شوهر مرده اش ) که نه مورد تایید ودا ها است و نه اوپانیشاد ها ، صدها سال جریان نداشت؟ که انگلیس ها آنرا در عصر تسلط خود منع قرار دادند.

بهرصورت ما موارد زیادی را ازاعتقادات و سرزمین شما میدانیم و اینرا شما هم میدانید که با عقلانیت سازگار نیست، داستان های مهاباراتا، داستان رام و سیتا و...... اما من با احترامی که به عقاید همه دارم بخود اجازه نمیدهم که برخلاف دستورات دینی ام چون شما توهین آمیز صحبت نمایم .  به مواردی که اشاره نمودم، بدین جهت که شما متوجه شوید که من مثل شما صحبت نمی کنم . من با بحث مفصلی در این مورد آمادگی دارم اما نه با شما زیرا از گفته های تان پیداست که صحبت و آنچه میگویید کاملا ناشیانه است؛ با کس یاکسانی که این مطالب را بخورد شما داده و ازضعف علمی شما سوء استفاده نموده است. من بشما و امثال شما ثابت خواهم کرد که آنچه را بیان داشتید کاملا دروغ ، بدوراز واقعیت و از سرکینه و عقده و سوء استفاده از عقاید عوام هندوهای مظلوم است که از صدها سال به اینطرف از ناحیه شما و امثال شما رنج دیده اند ونهایتا یک ضعف اخلاقی بیش نبوده است. اما بشرطی که این بحث بصورت مستقیم پخش شود و همه بدانند که ما چه میگوییم و بقول معروف «تاسیه روی شود هرکه دراو غش باشد.»والسلام


۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۴, شنبه

انگلیس دشمن دیرینه افغانستان !(روایت 16)

 

"حمایت انگلیس از محب نشان عمق کینه اش با افغانستان و مردمش میباشد."

روایت 16

غلام علی صارم 


اگرچه این خبیث(محب) و دیگر خبیث های همکارش و بزرگ شان فراری بابا باید پیوسته نقد شوند و دزدی ها و خیانت های شان برملا گردد تا نسل نسل مردم افغانستان این دشمنان دین و وطن و مردم شان را بشناسند . اما اینرا هم نباید از نظر دور داشت که افرادی مثل محب دزد خیانت کار که به اصطلاح سنگ و چوب افغانستان از دزدی و جنایات بی حصرش سخن میگویند، در انگلستان از جانب افراد امنیتی حکومت انگلیس اسکورد میشود . این عمل زشت انگلیس ( دشمن دیرینه افغانستان) بیانگر این است که هنوز هم کینه افغانستان و مردمش را بدل می پرورانند و الا محب که به این کشور و مردمش خیانت کرده چه نسبتی به آنها دارد که او را اینگونه اسکورد می کنند و در اکسفورد برایش زمینه صحبت را فراهم می نمایند . مگر غیر از این است که محب یک جاسوس خود فروخته و یک دلقک سازمان جاسوسی انگلیس میباشد؟ و الا فردی که به کشور و مردمش خیانت های غیر قابل کتمان نموده و امروز همه به او و بستگانش لعنت می فرستند اما او تحت حمایت انگلیس قرار داشته و از او حمایت می کنند .

انگلیس های بعد از جنگهای قبلی در دوره تجاوز شوروی به افغانستان و تجاوز امریکا به افغانستان و اینک هم ثابت کرده که یکی از دشمنان کینه توز افغانستان و مردمش میباشد.