۱۴۰۴ خرداد ۲۰, سه‌شنبه

روابط افغانستان، پاکستان و هند، تحلیلی از تنش‌های گذشته، بهبودهای اخیر و چشم‌انداز آینده

 


روابط افغانستان، پاکستان و هند، تحلیلی از تنش‌های گذشته، بهبودهای اخیر و چشم‌انداز آینده

غلام علی صارم

سه شنبه 20 جوزای 1404

زمینه‌های تاریخی تنش‌ها و نقش هند

ما در این ارتباط تا هنور مطالبی را بصورت مختصر و در مواقعی که حادثه ای پیش آمده نوشته ایم و همچنان در کتاب روابط خارجی و افغانستان و پاکستان که اینک آماده چاپ است و با تاسف بودجه چاپش نیست، در این مورد بصورت مفصل نوشته ایم و ریشه های روابط توآم با تنش های گوناگون را بین هرسه کشور با رویکرد تاریخی و بعضا تحلیلی نوشته ایم. اما از اینکه کتاب مذکور را نمیتوانیم چاپ و بدسترس همگان قرار دهیم بناء در مواردی که جدیدآ پیش می آید برسبیل عادت مطالبی را بصورت مختصر و با استفاده از نوشته های دوکتاب مذکور به علاقه مندان اینچنین موضوعات در حد توانایی خودمان ارائه می نماییم که امیدواریم مورد توجه قرار گرفته و از تذکرات مفید دوستان هم محروم نباشیم.  

روابط افغانستان و پاکستان همواره دستخوش فراز و نشیب ‌های بسیاری بوده است که اکثرا ریشه در اختلافات مرزی به جامانده از دوران استعمار بریتانیا دارد. خط مرزی دیورند که در سال ۱۸۹۳ توسط عبدالرحمن خان شاه وقت افغانستان و سرهنری مارتیمر دیورند نماینده انگلیس ترسیم شد، همچنان به عنوان یکی از عمده‌ترین منبع تنش بین دو کشور باقی مانده است. از سوی دیگر، هند به عنوان بازیگر سوم در این معادله، روابط پیچیده‌ای با هر دو کشور دارد. در حالی که روابط هند و افغانستان به طور سنتی دوستانه توصیف می‌شود، رابطه هند و پاکستان مملو از تنش‌های تاریخی از جمله چهار جنگ تمام عیار و درگیری‌های متعدد مرزی بوده است.

نقش تاریخی هند در افغانستان

هند در طول دهه‌های گذشته نقش مهمی در افغانستان ایفا کرده است. این کشور پس از سرنگونی طالبان در سال ۲۰۰۱، به بزرگترین ارائه‌دهنده کمک‌های بشردوستانه و پروژه‌های بازسازی در افغانستان تبدیل شد. پروژه‌هایی مانند ساخت بند سلما در هرات و ساختمان پارلمان جدید افغانستان، نشان‌دهنده عمق روابط استراتژیک بین دو کشور بود. هند همچنین سالانه بیش از ۱۰۰۰ بورسیه تحصیلی به دانشجویان افغان اعطا می‌کرد و میزبان بیش از ۱۶۰۰۰ دانش‌آموز افغان در سطوح مختلف (لیسانس، ماستری و دکتورا) بود.

تنش‌های اخیر و نقش میانجی‌گری هند

زمینه‌های تنش افغانستان و پاکستان

در سال‌های اخیر، روابط افغانستان و پاکستان به دلایل متعددی وارد مرحله جدیدی از تنش شده است. از یک سو، پاکستان متهم است که از گروه‌های تروریستی پشتیبانی می‌کند، و از سوی دیگر، افغانستان به حمایت از جنبش‌های تجزیه‌طلب در بلوچستان و مناطق پشتون‌نشین پاکستان TTPمتهم شده است. وزیر دفاع پاکستان اخیراً اظهار داشت که طالبان افغانستان به جای همکاری با پاکستان، اکنون در کنار هند و اسرائیل قرار گرفته‌اند.

در این میان، هند با انجام یک سری اقدامات نمادین سعی در ایفای نقش میانجی داشته است. از جمله این اقدامات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.     ازسرگیری صدور ویزا برای افغان‌ها : پس از چهار سال وقفه، هند در ماه می ۲۰۲۵ صدور ویزا برای شهروندان افغان به ویژه سرمایه‌گذاران، بیماران، ورزشکاران و محصلان را از سر گرفت. این  اقدام اگرچه تاکنون بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و هنوز به صورت گسترده ویا حتی محدود هم عملیاتی نشده، اما می‌تواند نشانه‌ای از تمایل هند برای بهبود روابط باشد.

2.     تماس‌های دیپلماتیک: وزیر خارجه هند برای اولین بار با سرپرست وزارت خارجه طالبان تماس تلفنی برقرار کرد و در مورد تقویت روابط دوجانبه گفتگو نمود. این تماس در حالی صورت گرفت که هند همچنان به رسمیت شناختن حکومت طالبان را مشروط به تشکیل دولت فراگیر و احترام به حقوق بشر دانسته است.

3.     تسهیل تجارت : هند با فعال‌کردن مسیرهای تجاری جایگزین مانند بندر چابهار در ایران، سعی کرده است وابستگی افغانستان به پاکستان را کاهش دهد. این اقدام می‌تواند اهرم فشار هند بر پاکستان و در عین حال عاملی برای بهبود روابط با افغانستان باشد.

چالش‌های پیش روی روابط سه جانبه

تنش‌های هند و پاکستان

تنش‌های اخیر بین هند و پاکستان پس از حمله به گردشگران در منطقه پهلگام کشمیر در آوریل ۲۰۲۵، به اوج جدیدی رسیده است. هند در پاسخ به این حمله، اقدامات تلافی‌جویانه متعددی از جمله تعلیق معاهده آبهای ایندوس را انجام داده است. این معاهده که در سال ۱۹۶۰ با میانجیگری بانک جهانی امضا شده بود، برای دهه‌ها حتی در اوج جنگ‌های دو کشور پابرجا مانده بود. تعلیق این معاهده می‌تواند تأثیرات مخربی بر اقتصاد و زراعت پاکستان داشته باشد.

نقش طالبان در معادلات منطقه‌ای

حکومت طالبان در افغانستان نیز به عنوان یک متغیر جدید در معادلات منطقه‌ای ظاهر شده است. برخلاف انتظار پاکستان که تصور می‌کرد طالبان متحد استراتژیک آن باقی خواهد ماند، به نظر می‌رسد روابط طالبان با هند در حال گسترش است.  این تغییر موضع می‌تواند ناشی از چند عامل باشد:

  • وابستگی اقتصادی: افغانستان برای بازسازی کشورش به کمک‌های بین‌المللی نیاز دارد و هند به عنوان یک قدرت اقتصادی بزرگ می‌تواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند.
  • تنگناهای ژئوپلیتیک: افغانستان به دنبال کاهش وابستگی به پاکستان و یافتن راه‌های جایگزین برای دسترسی به آب‌ های آزاد است. همکاری با هند در پروژه‌هایی مانند بندر چابهار می‌تواند به این هدف کمک کند. 
  • اختلافات مرزی: درگیری‌های اخیر بین نیروهای مرزی افغانستان و پاکستان بر سر خط دیورند، فضای مناسبی برای هند ایجاد کرده تا نقش میانجی را ایفا کند. 

چشم‌انداز آینده روابط

آنچه در روابط افغانستان و پاکستان محتمل به نظر میرسد:

با توجه به تحولات اخیر، چند سناریو برای آینده روابط افغانستان و پاکستان متصور است:

1.     بهبود مقطعی روابط: توافق بر سر معرفی سفیر می‌تواند گام اولیه برای کاهش تنش‌ها باشد، اما با توجه به عمق اختلافات، این بهبود احتمالاً مقطعی و شکننده خواهد بود. تاریخچه روابط دو کشور نشان می‌دهد که دوره‌ های بهبود معمولاً کوتاه‌مدت بوده و با بحران‌های جدید جایگزین شده‌اند .

2.     تشدید تنش‌ها: در صورتی که طالبان طبق ادعای پاکستان  به حمایت از گروه‌ های شورشی در پاکستان ادامه دهد یا پاکستان به حمایت از گروه‌های مخالف طالبان در افغانستان متهم شود، ممکن است شاهد تشدید مجدد تنش‌ها باشیم. وزیر دفاع پاکستان اخیراً صراحتاً اعلام کرد که کشورش از گروه‌های تروریستی در منطقه حمایت کرده است، که این اعتراف می‌تواند بهانه‌ای برای افغانستان جهت اتخاذ مواضع سخت‌تر باشد.

3.     رقابت هند و پاکستان در افغانستان : هر دو کشور به دنبال افزایش نفوذ خود در افغانستان هستند. هند از طریق پروژه‌های اقتصادی و کمک‌های بشردوستانه، و پاکستان از طریق روابط تاریخی با گروه‌های قومی و مذهبی. این رقابت می‌تواند افغانستان را به میدان نبرد نیابتی تبدیل کند.

نقش آتی هند در معادلات منطقه

هند در آینده نزدیک احتمالاً چند استراتژی موازی را دنبال خواهد کرد:

  • فشار بیشتر بر پاکستان:  با توجه به ضعف اقتصادی و سیاسی کنونی پاکستان، هند ممکن است از این فرصت برای افزایش فشار استفاده کند. اقداماتی مانند تعلیق معاهده آبهای ایندوس که دقیقا بخشی از این استراتژی است.
  • تعامل محدود با طالبان: اگرچه هند هنوز حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته، اما تماس‌های دیپلماتیک اخیر نشان می‌دهد که دهلی نو به دنبال حفظ کانال‌های ارتباطی با کابل است.  این تعامل احتمالاً مشروط و حساب‌شده خواهد بود.
  • ارتقای روابط با افغانستان: هند احتمالاً کمک‌های اقتصادی و پروژه‌های زیربنایی خود در افغانستان را گسترش خواهد داد تا هم به عنوان یک شریک قابل اعتماد ظاهر شود و هم نفوذ پاکستان را کاهش دهد.

 

آینده‌ای نامعلوم با احتمالات متعدد:

روابط سه جانبه افغانستان، پاکستان و هند در حال حاضر در مرحله‌ای حساس و شکننده قرار دارد. اگرچه گام‌های اولیه مانند توافق بر سر معرفی سفیر و ازسرگیری صدور ویزا های هند برای افغان‌ها نشانه‌های مثبتی هستند، اما عمق اختلافات و رقابت‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که این بهبودها احتمالاً مقطعی و محدود خواهند بود.

عوامل متعددی می‌توانند بر آینده این روابط تأثیر بگذارند:

  • اگر طالبان به دنبال مشروعیت بین‌المللی باشند، ممکن است مجبور به تعدیل مواضع شان در قبال پاکستان و هند شوند.
  • تحولات داخلی پاکستان: بحران‌های سیاسی و اقتصادی در پاکستان می‌تواند این کشور را وادار به تعدیل سیاست‌های منطقه‌ای کند.
  • رویکرد هند:  هند باید بین تعامل با طالبان برای حفظ نفوذ در افغانستان و حفظ اصولی مانند حقوق بشر و دموکراسی توازن ایجاد کند.

در نهایت، به نظر می‌رسد که روابط سه جانبه در آینده نزدیک بیشتر شاهد فراز و نشیب‌های مقطعی باشد تا بهبودی پایدار. هند به عنوان یک قدرت منطقه‌ای رو به رشد، احتمالاً به بازیگری فعال‌تر در این معادله تبدیل خواهد شد، اما موفقیت آن به توانایی‌اش در مدیریت همزمان روابط با افغانستان و پاکستان بستگی دارد. در این میان، منافع مردم افغانستان که سال‌هاست قربانی رقابت‌های منطقه‌ای شده‌اند، باید در کانون توجه همه طرف‌ها قرار گیرد.

===============================


 

 

۱۴۰۴ خرداد ۱۷, شنبه

عید در میان اشک و آه دلسوز مادران

 

عیددر میان اشک و آه دلسوز مادران

عیدسعید اضحی مبارک باد.

امیدوارم همانگونه که از این عید به عنوان عید ایثار و فداکاری و عید ذبح نفس ها پلید نام می بریم همانگونه باشد. دقیقا این روز و این عید به قربانی کردن و پوشیدن لباس نو خلاصه نمیشود.

در چنین روزی، باید از خود بپرسیم: معنای عید چیست؟ آیا تنها به نماز و قربانی محدود می‌شود؟ یا مفهومی ژرف‌تر دارد که به همدلی، بخشش و انسانیت پیوند خورده است؟ چگونه می‌توان لبخند زد وقتی هم‌وطنان‌مان برای یک لقمه نان دست دراز می‌کنند؟ چگونه می‌توان لباس نو پوشید، وقتی کودکانی هنوز کفش ندارند؟

مردم افغانستان همواره در برابر سختی‌ها مقاوم بوده‌اند. اما امروز، آنچه بیشتر از فقر اقتصادی دل را می‌فشارد، فقر امید است. وقتی که مادران می‌گویند: «امروز اگر نان پیدا نشود، فردا نمی‌دانم چه خواهد شد»، یعنی جامعه به نقطه‌ای رسیده که فردا را نمی‌تواند تصور کند.

در کنار این اندوه، شاید همین حالا زمان آن باشد که ما به عنوان شهروندان، نهادها و جامعه جهانی، یک بار دیگر معنای انسانیت را مرور کنیم. کمک‌های مقطعی، وعده‌های سیاسی و آمارهای گزارش‌شده، نمی‌توانند جای خالی امنیت روانی، کرامت انسانی و حمایت واقعی را پر کنند.

بهرحال به همه مسلمین و مخصوصا هموطنان عزیزم ضمن تبریکی این روز آرزوی توفیقات مزید الهی را دارم. والسلام 

 

 

۱۴۰۴ خرداد ۱۶, جمعه

غزه، سکوتی که فریاد می‌طلبد

 

غزه، سکوتی که فریاد می‌طلبد

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً ینادی یا لَلْمُسْلِمینْ فَلَمْ یجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسْلِم» هر کس صدای مظلومی را بشنود که از مسلمانان کمک می طلبد، و به کمک او نشتابد مسلمان نیست. (الکافی، ج 2، ص 164)

غلام علی صارم

جمعه 16/3/1404

در سرزمینی کوچک اما سرشار از ایستادگی، جایی در نوار باریکی میان دریا و دیوار، صدای بمب‌ها دیگر از صدا افتاده است، نه به این دلیل که خاموش شده‌اند، بلکه چون گوش‌های جهان دیگر عادت کرده‌اند به شنیدنِ مرگ.

غزه، این زخمِ همیشه‌باز، اکنون دوباره در خون نشسته است. کودکانی که زیر آوار به دنیا می‌آیند، مادرانی که تابوت فرزندانشان را به سینه می‌فشارند، و پیرمردانی که با چشم‌های اشک‌آلود تنها به آسمان خیره‌اند، شاید برای لحظه‌ای، عرش خدا بلرزد و دست‌کم او صدای مظلومیتشان را بشنود.

اسرائیل، این رژیم اشغالگر، با قساوتی که وجدان انسان را به لرزه می‌اندازد، روزانه ده‌ها غیرنظامی را قتل‌عام می‌کند. حمله به بیمارستان‌ها، مدارس، مساجد، و حتی کاروان‌های امدادی دیگر نه خطا، بلکه بخشی از سیاست سیستماتیک حذف یک ملت است. آنچه در غزه در حال وقوع است، نه جنگ است و نه درگیری، بلکه نسل‌کشی است، کشتاری سیستماتیک که در برابر چشم جهانیان انجام می‌شود، بدون حتی ذره‌ای ترس از محاکمه یا حساب‌خواهی.

اما تلخ‌تر از خود این جنایات، واکنش سرد وبی روح جهان است، یا بهتر بگوییم، فقدان هرگونه واکنش جدی. کشورهای اسلامی، که باید پرچمدار حمایت از مظلوم باشند، درگیر سیاست‌های منطقه‌ای، رقابت‌های فرقه‌ای و معامله‌گری‌های پنهانی با همان رژیمی شده‌اند که خون مسلمانان را بر زمین ریخته است. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل علنی کرده‌اند، بی‌آنکه شرمی از ملت‌های خود یا خدایی که به او ایمان دارند، داشته باشند.

اکثر حکام عرب، آنهاییکه ذخایر اقتصادی سرشار را در اختیار دارند و بیشرمانه گاه گاهی ادعای قیمومت جهان اسلام را نیز با خود یدک می کشند، امروز تبدیل شده اند به " دله های سیاسی" و پیش کش نمودن زنان و دختران شان به کسی که تمام جنایات اسرائیل در برابر مردم غزه با حمایتش صورت گرفته و همین حالا نیز از کمک های سیاسی نظامی اش برخوردار است.

در تاریخ خوانده بودیم از ننگ و غیرت اینها که تا قبل از اسلام داشتن دختر و تولد دختر در خانه های شان ننگ بحساب می آمد و بعضا دختران شانرا بخاطریکه بدست دشمن نیافتد زنده بگور می کردند. همان ها یعنی نخبگان همان اعراب که امروز کشور های عربی را رهبری می کنند، دختر را که زمانی بخاطر غیرت غیرانسانی زنده دفن میکردند، امروز از همان دختران به عنوان کسب درآمد آنهم از کسانی که دست شان بخون دهها هزار انسان مسلمان  و غیر مسلمان آلوده است، کار می گیرند. برخورد ترامپ با زنان بزرگان سعودی و فشردن ونوازش دستان نازک زنان آنها، رقص موی دختران زیبای امارات در پذیرایی او، ننگی است که این بزرگان عرب از دامن خود پاک نخواهند توانست.

به اضافه اینکه لبیک نگفتن به صدای مظلومیت غزه و لبنان خود از دید دین مقدس اسلام گناه بزرگ و کاملا نابخشودنی میباشد.

مگر غیر از این است که شریعت اسلام، دفاع از مظلوم را واجب دانسته؟ آیا قرآن، نگفته است که خداوند یاری‌رسان مظلومان است و پشتیبان آنان؟ پس این چه اسلامی است که در برابر فریادهای غزه سکوت کرده است؟ چه امتی است که قبله اول مسلمانان را به دست اشغالگران سپرده و حتی در برابر خون‌ریزی روزانه‌ای که در آن‌جا جریان دارد، واکنشی نشان نمی‌دهند؟

از سوی دیگر، کشورهای غربی که همواره از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر دم می‌زنند، در برابر این فجایع یا سکوت کرده‌اند یا جانبِ قاتل را گرفته‌اند. در مجامع بین‌المللی، هر گاه بحثی از محکومیت اسرائیل به میان می‌آید، با وتوی متحدانش روبه‌رو می‌شود. رسانه‌هایی که کوچک‌ترین اعتراض در کشوری جهان‌سومی را با تیترهای بزرگ پوشش می‌دهند، حالا درباره غزه یا خاموش‌اند یا روایت یک‌ سویه دشمن را تکرار می‌کنند. آیا حقوق بشر رنگ، نژاد یا تابعیت دارد؟ آیا کودک غزه به اندازه کودک پاریس یا نیویورک انسان نیست؟

این روزها، غزه نه فقط نماد مقاومت، که آینه‌ای تمام‌نما از دروغ‌هایی است که جهان به خود می‌گوید. درسی تلخ برای ما که به نهادهای بین‌المللی دل بسته بودیم، به سازمان ملل، شورای امنیت، دادگاه‌های بین‌المللی. این نهادها نشان دادند که نه برای عدالت، بلکه برای منافع ساخته شده‌اند؛ منافع قدرت‌هایی که خود عامل اصلی بسیاری از بحران‌های جهان‌اند.

اما در این میان، هنوز شعله‌ای از امید باقی است. در خیابان‌های پاریس، لندن، نیویورک، اسلام‌آباد، تهران و جاهای دیگر، صدای مردم عادی به گوش می‌رسد. کسانی که شاید دین و زبان و رنگشان با فلسطینیان فرق داشته باشد، اما وجدانشان زنده است. این وجدان‌ها هستند که باید تقویت شوند، این فریادها هستند که باید بلندتر شوند.

ما نیز در این میان وظیفه داریم. هر نوشته، هر سخن، هر تصویر و هر روایت، تیری است بر سینه سکوت. نباید اجازه دهیم این جنایات در ابر سیاه تبلیغات و تحریف فراموش شوند. باید بنویسیم، روایت کنیم، افشا کنیم و از هر تریبونی برای دفاع از انسانیت بهره بگیریم. دفاع از غزه، دفاع از کرامت انسانی است، دفاع از حقیقت است در جهانی که دروغ را لباس حقیقت پوشانده‌اند.

اکنون دیگر وقت تردید نیست. یا باید در کنار مظلوم ایستاد یا در صف ظالم قرار گرفت. سکوت، خود نوعی هم‌دستی است. کسانی که امروز در برابر این جنایات لب فرو بسته‌اند، فردا پاسخی برای تاریخ نخواهند داشت. تاریخ درباره این روزها خواهد نوشت؛ درباره چشمانی که دیدند و سکوت کردند، قلب ‌هایی که لرزیدند اما نلرزاندند، و دولت‌هایی که حقیقت را دیدند اما به پول، قدرت یا سیاست فروختند.

غزه تنها نیست، اما زخمی‌ست که اگر بر آن مرهم نگذاریم، دامن همه ما را خواهد گرفت. چرا که بی‌عدالتی، اگر در یک نقطه از جهان تحمیل شود، به‌زودی همه‌جا را در بر می‌گیرد. اگر امروز صدای غزه را نشنویم، فردا کسی صدای ما را نخواهد شنید. والسلام

 

۱۴۰۴ خرداد ۱۴, چهارشنبه

روابط سه‌جانبه افغانستان، پاکستان و هند، از رقابت ژئوپلیتیکی تا امکان صلح پایدار

روابط سه‌جانبه افغانستان، پاکستان و هند، از رقابت ژئوپلیتیکی تا امکان صلح پایدار

«همانگونه که حل منازعات افغانستان و پاکستان را همیشه به عنوان یک ضرورت مطرح نمودیم، حل این مورد و استقرار روابط انسانی برمبنای عقلانیت سیاسی و احترام متقابل به منافع ملی همدیگر را نیز یک ضرورت میدانیم.»

غلام علی صارم

چهار شنبه 14/3/1404

روابط افغانستان با دو کشور پاکستان و هند، طی دهه‌های اخیر همواره تابع تحولات منطقه‌ای، تحرکات ژئوپولیتیکی و سیاست‌های قدرت‌های جهانی بوده است. این روابط غالباً دستخوش نوسانات فصلی شده‌اند، به‌گونه‌ای که با بروز کوچک‌ترین تنش میان کابل و اسلام‌آباد، دهلی‌نو فوراً وارد میدان شده و در صدد تقویت روابط با افغانستان برمی‌آید، و بالعکس. در عین حال، بازیگران بزرگی مانند چین نیز اخیراً نقش میانجی میان کابل و اسلام‌آباد را ایفا کرده‌اند تا سطح مناسبات دو کشور به سطوح رسمی‌تر ارتقا یابد.

عملا مشهود است که در هر دوره از تنش‌های افغانستان و پاکستان، هند به سرعت وارد عمل شده و روابط خود با افغانستان را تقویت کرده است. این الگو در رویدادهای اخیر نیز تکرار شده است. پس از تشدید تنش‌ها بین افغانستان و پاکستان در سال‌های اخیر، هند سریعاً اقدام به برقراری ارتباط با طالبان کرد. در ژانویه ۲۰۲۵ وزیر خارجه هند با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، گفت‌وگو کرد و حتی پیشنهاد داد که یک نماینده طالبان به عنوان سفیر در دهلی نو پذیرفته شود. 

سؤال اساسی این است که آیا این الگو های فصلی روابط می‌تواند به یک چارچوب پایدار، انسانی و متوازن تبدیل شود؟ چه عواملی مانع از تحقق روابط عادی و تامین منافع متقابل میان این سه کشور می‌شوند، و چه راهبردهایی می‌توانند به تثبیت این مناسبات کمک کنند؟

به نظرمیرسد که جهت برسی این موضوع، گامی به عقب برداشته و در نخست تاریخ را ورق بزنیم و به گذشته این روابط و تاثیرات آن نگاهی ولو کوتاه و مختصر داشته باشیم. زیرا تاریخ میتوان چراغی برای مسیر آینده باشد.

مروری بر روابط تاریخی افغانستان، پاکستان و هند:

شکل‌گیری پاکستان و آثار آن بر روابط کابل-دهلی

پس از تقسیم هند در سال ۱۹۴۷ و تأسیس کشور پاکستان، مناسبات افغانستان و پاکستان به دلایل متعدد از جمله مسئله مرزی دیورند، حضور پشتون‌ها و بلوچ‌ها در خاک پاکستان و همچنین مداخلات امنیتی و اطلاعاتی نهادهای پاکستانی در افغانستان، به سرعت رو به تیرگی گذاشت. در همان حال، افغانستان نخستین کشوری بود که استقلال هند را به رسمیت شناخت.

از دیدگاه اسلام‌آباد، افغانستان به عنوان «عمق استراتژیک» در برابر تهدیدات هند محسوب می‌شود. این نگرش که ریشه در ترس تاریخی پاکستان از محاصره توسط هند دارد، باعث شده تا پاکستان  همواره به دنبال نفوذ در افغانستان و جلوگیری از روابط نزدیک کابل با دهلی نو باشد و متاسفانه در این راستا همیشه متوسل به خشونت و خرابکاری گردیده است که نمیخواهیم وارد این بحث شویم. جریان روابط بزرگان سیاسی پاکستان با حکومتداران و سیاسیون افغانستان دلیل واضح این مدعا است.

در مقابل هند روابط تاریخی و فرهنگی عمیقی با افغانستان دارد. پس از سقوط طالبان( دوراول) در ۲۰۰۱، هند به یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی دولت افغانستان تبدیل شد و حدود ۳ میلیارد دلار کمک اقتصادی ارائه کرد که شامل بیش از ۵۰۰ پروژه عمرانی، آموزشی و بهداشتی می‌شد، هند به‌طور هوشمندانه از مشارکت نظامی در افغانستان خودداری کرد و در عوض بر دیپلماسی توسعه ‌محور تمرکز نمود، اقدامی که باعث ایجاد حسن نیت گسترده در میان افغان‌ها شد.

جنگ‌های داخلی و مداخلات خارجی

از دهه ۱۹۸۰ به بعد، پاکستان با حمایت از مجاهدین و سپس طالبان، نقش فعالی در سیاست افغانستان ایفا کرد، حال آنکه هند در دوره دولت‌های جمهوری افغانستان (۲۰۰۱۲۰۲۱) سرمایه‌گذاری زیادی (حدود سه میلیارد دالر) در بازسازی، تحصیلات، بهداشت و زیربناها انجام داد. این وضعیت سبب شد که روابط کابل-دهلی به اوج گرمی و روابط کابل-اسلام‌آباد به یکی از تیره‌ترین دوره ‌ها برسد.

وضعیت کنونی، بازیگران بحران‌ها و تحرکات دیپلماتیک

تنش‌های اخیر افغانستان _ پاکستان

در هفته‌های گذشته، گزارش‌های متعددی از درگیری‌های مرزی، متهم‌سازی متقابل در مورد حضور گروه‌های تروریستی و بسته‌شدن گذرگاه‌های تجاری بین افغانستان و پاکستان منتشر شد. حکومت سرپرست طالبان، پاکستان را به بمباران مناطق مرزی متهم کرد که البته این یک امر مکتوم و پوشیده نبود و متاسفانه از خانواده ها و غیرنظامیان کشته و زخمی نیزداشت و در مقابل، مقامات پاکستانی نیز طالبان را به طرفداری و تسلیح  تحریک طالبان پاکستان (TTP) متهم نمودند.


 

نقش هند و تلاش برای نفوذ نرم

در بحبوحه این تنش‌ها، هند اعلام کرد که ویزای صحی، تجاری و تحصیلی را برای افغان‌ها تسهیل می‌کند. هرچند در عمل مشکلات فرآیندی و اداری این روند هنوز رفع نشده، اما از لحاظ نمادین این اقدام نشان‌دهنده تلاش دهلی برای بازسازی رابطه‌اش با افغانستان است، حتی در شرایطی که حکومت طالبان هنوز از سوی هند به رسمیت شناخته نشده است.

میانجیگری چین

چین به عنوان بازیگر مهم منطقه‌ای که در چارچوب پروژه‌های «کمربند و جاده» به ثبات منطقه‌ای نیاز دارد، اخیراً با تلاش برای ارتقای روابط دیپلماتیک کابل و اسلام‌آباد، نقش تسهیل‌کننده را ایفا کرده است. این نقش جدید چین می‌تواند نقطه عطفی در آینده روابط سه‌جانبه باشد.

اینرا نیز باید بخاطر داشت که هند و چین نیز گرفتار یک سلسله تنش های مرزی هستند که گاه گاهی در حد تصادمات فیزیکی هم رسیده که بررسی آن در این نوشته جا ندارد، ان شاالله در یک نوشته جداگانه به این موضوع پرداخته و ریشه های اختلاف را با توجه به تاریخ موضوع به بررسی خواهیم گرفت.

در خصوص روابط افغانستان، هند و پاکستان آنچه مشهود است وجود یک سلسله چالش‌های در مسیر روابط پایدار این کشور ها است ریشه تاریخی دارد که نباید از نظر دور داشت، مثلا:

بی‌اعتمادی تاریخی

رابطه میان این سه کشور بر بستری از بی‌اعتمادی تاریخی، رقابت‌های ژئوپولیتیکی و ادعاهای امنیتی شکل گرفته است. افغانستان، پاکستان را متهم به استفاده ابزاری از گروه‌های نیابتی می‌کند؛ پاکستان نیز هند را به دامن‌زدن به ملی‌گرایی در افغانستان و تحریک احساسات ضد پاکستانی متهم می‌سازد. سالها تبلیغات در سطح مطبوعات و رسانه های صوتی و تصویری بصورت گسترده وجود داشته و حتی در بعضی موارد برخورد های فزیکی و به آتش کشیدن بیرق های همدیگر و حمله به نمایندگی های سیاسی وحتی قتل و زخمی شدن دیپلماتها که در مجموع توانسته بی اعتمادی ها حفظ و حتی بعضا دامن دامن زده شود.

ساختارهای سیاسی ناپایدار

نبود یک نظام سیاسی مورد توافق در افغانستان تقریبا در طول دوره تاریخ معاصر این کشور و اینک سردرگمی در به‌رسمیت شناختن طالبان باعث شده که بسیاری از مناسبات رسمی در حد تماس‌های محدود باقی بمانند. این وضعیت مانعی عمده در برابر سرمایه‌گذاری درازمدت هند و سایر کشورها نیز محسوب می‌شود. 

رقابت چین و هند

در حالی که چین و پاکستان روابط نزدیک استراتیژیک دارند، هند به‌عنوان رقیب سنتی چین و متحد استراتژیک آمریکا، در بسیاری از موضوعات منطقه‌ای با احتیاط عمل می‌کند. رقابت میان این دو ابرقدرت آسیایی بر سر نفوذ در افغانستان، خود به‌عنوان عامل بی‌ثبات‌کننده عمل می‌کند.

راهبردهایی برای پایداری و تعادل

برای برون‌رفت از الگوی ناپایدار و فصلی موجود، ضروری است که طرحی چندلایه با محوریت منافع مشترک، احترام متقابل و معیارهای بین‌المللی تنظیم گردد و در این ارتباط قبلا مقاله ای تحت عنوان « سیاست خارجی مستقل و منافع ملی» نوشتیم و طرح و پیشنهاد خود را نیز دراین زمینه حضور خوانندگان تقدیم کردیم و دراینجا تکرار نمی کنیم.

ایجاد یک مکانیسم گفتگوی سه‌جانبه دائمی

تشکیل یک بستر رسمی برای گفتگوی سه‌جانبه (مثلاً با میزبانی سازمان همکاری شانگهای یا سازمان‌ملل و یا یک نهاد بین المللی دیگر که عمل کرد های مغرضانه از ایشان دیده نشده باشد) می‌تواند در کاهش سوء‌تفاهم‌ها، هماهنگی امنیتی، و تسهیل تجارت بصورت پایدار مؤثر باشد.

تعریف و ایجاد پروژه‌های اقتصادی مشترک

سرمایه‌گذاری در پروژه‌هایی نظیر کریدورهای حمل‌ونقل (مانند کاسا-۱۰۰۰ یا پروژه تاپی)، می‌تواند انگیزه‌ی اقتصادی برای حفظ روابط فراهم آورد. پروژه‌هایی که افغانستان را به‌عنوان پل ارتباطی آسیای جنوبی و هند و آسیای میانه مطرح می‌کند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

همچنان برگزاری برنامه‌های تبادل دانشجو، رسانه‌ای و هنری میان سه کشور می‌تواند در تلطیف فضای عمومی و شکل‌گیری تصویر مثبت از یکدیگر در ذهن ملت‌ها مؤثر باشد. دیپلماسی فرهنگی نقش بزرگی در کاهش تنش‌های سنتی ایفا می‌کند.

با توجه به آنچه گفته آمدیم تدوین اصول منشور امنیت منطقه‌ای مخصوصا برای این سه کشور یک ضرورت و نیاز فوری و دایمی میباشد و هم ضروری است که این سه کشور با حمایت نهادهای بین‌المللی، اصولی برای عدم‌مداخله، مبارزه با تروریسم، احترام به حاکمیت و حل اختلافات از طریق گفتگو را تدوین و امضا نمایند. این منشور می‌تواند به‌عنوان سندی الزام‌آور در روابط دوجانبه و سه‌جانبه مورد استناد قرار گیرد.

روابط افغانستان، پاکستان و هند، از گذشته تاکنون همچون مهره های یک بازی شطرنج منطقه‌ای عمل کرده‌اند، جایی که هر حرکت و جابه‌جایی بر دیگری اثر می‌گذارد. تداوم این الگوی فصلی نه تنها به زیان توسعه پایدار منطقه خواهد بود بلکه زمینه‌ساز بحران‌های جدید نیز می‌شود. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز است، حرکت از نگاه‌ های امنیت ‌محور به سوی نگرش‌های انسانی، اقتصادی و مردم‌محور است.

اگرچه چالش‌ها زیادند، اما فرصت‌هایی نیز وجود دارد که با عقلانیت سیاسی، دیپلماسی هدفمند و همراهی مردم منطقه، می‌توان روابطی متعادل، عادلانه و پایدار میان این سه کشور برقرار ساخت؛ روابطی که نه بر اساس بازی قدرت بلکه بر پایه منافع مشترک و کرامت انسانی استوار باشد.

ما در خصوص روابط افغانستان و پاکستان و رفع تنش ها که آنرا یک ضرورت میدانیم بارها تاکید و در این زمینه طرحی را نیز شامل 26ماده و توضیحات مختصر بداخل شش صفحه ارائه و منتشر نمودیم. از آنجاییکه هند را همانگونه که با پاکستان گرفتار یک سلسله تنش ها میباشد در مسایل فی ماین افغانستان و پاکستان چنانچه متذکرشدیم بدور از تاثیر گذاری نیست و نمیدانیم. پس بنا براین باید با دیدانسانی و عقلانیت انسانی و سیاسی باید اقدام به حل تنش ها نموده و برای مردمان هرسه کشور نوید بخش زندگی صلح آمیز و بدور از تشنج و بی امنیتی گردیم. به امید آنروز