۱۴۰۲ آبان ۷, یکشنبه

روایت 35

 

میراث خور را خواب می برد، آموخته خور را نه!

آری! دیگربودن مهاجرین افغانستانی به پاکستان ضرورنیست،!

غلام علی صارم

8عقرب 1402مطابق با 30اکتبر 2023



پاکستان نیز از مدتی به این طرف جملات مهاجرقانونی و غیر قانونی را نشخوار میکند به نظر میرسد که ایشان نه دساتیر اسلام در مورد مهاجرین را قبول دارند و نه از کنوانسیون های بین المللی و مقرراتی که در مورد مهاجرین درسطح بین الملل است تبعیت می نمایند. زیرا هیچ کسی خانه و جای و خانواده خود را تا فشاری در کار نباشد رها نمیکند، خوب میدانند که در کشور ما با توجه به مشکلات عدیده ای که وجود دارد میزان بیکاری و فقرروز بروز افزایش یافته و اکثریت نفوس کشور ما را به سرحد قحطی رسانده است، تنها در دوولایت ارزگان و هلمند ما، بالای صد هزار کودک سوء تغذی وجود دارد، بازهم سخنانی را زمزمه میکنند که نه با مقررات اسلامی و نه با مقررات بین المللی سازگاراست.

سوال اینجاست که با توجه به وضعیت ناگوار موجود و پخش گزارش های تلخ و تخریش آور از طرف نهاد های بین المللی در ارتباط زندگی مردم با آنهم همه کشور ها مخصوصا کشور های اسلامی و همسایه ها، مخصوصا در این اواخر پاکستان از برخورد های که خیلی زشت و واضح تر بگویم غیر انسانی است کار می گیرند. درشرایطی که فصل زمستان پیشرو است و خانه و مواد خوراکه و سوختی هم نیست واقعا اخراج اجباری مهاجرین عمل ظالمانه و غیر انسانی است. چرا چنین می کنند؟

به باور ما اخراج مهاجرین افغانستان که در حال حاضر از پاکستان، از شدت بی نهایت زیاد برخوردار است چند موضوع میتواند درآن دخیل باشد:

الف: برای مهاجرین افغانستانی کشور های خارجی کمک نمی کنندتا پاکستان آنرا به جیب زده و بخود شهرک سازی نموده و مناطقی چون حیات آباد و امثال آنرا در شهر های مختلف پاکستان بسازند. ما دقیقا بیاد داریم که در شهر پشاور ازقسمت بورد ببالا همه بیابان بود که حتی قابل کشت و زراعت هم نبود اما اینک کارخانو یکی از مراکز بزرگ تجارتی و حیات آباد بزرگترین مرکز رهایشی آنهم خیلی لوکس میباشد البته به اضافه هزارن تاسیسات دیگر درهمین ساحهء که زمانی کویری بیش نبود میباشد.

ازطرفی هم وضعیت مخصوصا پولیس پاکستان قسمی بود که ایشان توان خرید یک پتلون را نداشتند و خورد و کلان از نیگر های که تا پشت زانوی شان بود استفاده میکردند و یا بقول افغانهای ما که در تمام نیروی پولیس پاکستان یک نفر ایزار دار را نمی دیدید، اما امروز بهترین لباس و بهترین خانه از اینها میباشد و به همین اساس مهاجرینی که کشوری و یا نهادی از خارج به ایشان کمک نمی کند تا مورد استفاده اینها قرار گیرد، دیگر به صلاح ایشان نیست، باید اخراج شوند چون عوایدی از این طریق بدست نمی آید.

تاریخ مهاجرت مردم افغانستان به پاکستان معلوم است، کمکی که دنیا به مهاجرین و مجاهدینی که علیه شوروی وقت می جنگیدند می نمود،  همه بدست پاکستان سپرده میشد وازطریق پاکستان به اصطلاح از گاو غدود به مستحق و کسانی که به ایشان کمک شده بود و کمک مال ایشان بود داده میشد. هیچ وقت مجاهدین و مهاجرین کمکی را بصورت مستقیم در یافت نکرده بلکه همه از طریق پاکستان صورت گرفته است که یک مطالعه تطبیقی از پاکستان پیشا مهاجرین و پسا مهاجرین این ادعا را بخوبی ثایت میکند که پاکستان بیش ازهشتاد فیصد کمک های که به مهاجرین صورت گرفته بخود اختصاص داده بود. سرمایه های میلیاردی جنرالان فوج و مخصوصا شبکه آی ای آی بی مبالغه از کمک های است که به مهاجرین افغانستان صورت گرفته بود. اما اینک این کمک ها از دست ایشان رفته و اشرافی برآن ندارند. و طبق آن ضرب المثل معروف ما که « میراث خور را خواب می برد اما آموخته خور را نه ». بدون اضافه گویی اینهمه تند خویی ها و  این همه درد سر آفرینی به مردم مظلوم افغانستان ، دردش از آنجاست .

آخراج مهاجرین و عنوان کردن مهاجرقانونی و غیرقانونی، برخورد های کاملا عقده ای است، زیرا از همین ها می پرسیم زمانیکه با آغاز تجاوز شوروی وقت سه میلیون مهاجر در پاکستان وجود داشت، چند نفر شان با پاسپورت و ویزه به پاکستان آمده بودند؟ همه از دشت ها و بیابانها رفته و هیچکدام هیچ مدرکی حتی مدرکی که افغانستانی بودن شان را ثابت کند نداشتند، چون در یک شرایط کاملا اضطراری خانه های خود را ترک کرده بودند.

واما مهاجرت در حال حاضر، درست است که امنیت نسبی است واز این لحاظ مجبوریتی در کار نیست اما از لحاظ وضعیت بیکاری و گرانی مواد اولیه و فقر حاکم در جامعه، در شرایط فعلی هم مهاجرت فوق العاده  صبغه شرعی و اسلامی دارد و از لحاظ کنوانسیون های بین المللی صبغه قانونی. اما در قسمت برخورد های آنعده از کشور ها که مهاجرین را به قانونی و غیر قانونی تقسیم میکنند جز موضوع اقتصادی بحث دیگری مطرح نیست.

موضوع دیگری که امروز پاکستان را از وجود مهاجرین بی نیاز ساخته و میگویند که اخراج مهاجرین افغانستانی از پاکستان به مصلحت پاکستان است و موضوع بی امنیتی پاکستان را عنوان میکنند دقیقا ناشی از ضعف مدیریت و عدم لیاقت و کارآیی خود شان در تامین امنیت است و الا همه میدانند که دربی امنیتی های پاکستان نه مردم و مهاجرین و نه هم حکومت افغانستان دخیل نبوده و نیست و اصلا این توانایی به ایشان وجود ندارد تا در کشور همسایه به عملیات های بی هدف و بی فایده و حتی غیر انسانی دست بزند. افغانستان خود عملا با یک رشته بی امنیتی های که دقیقا از بیرون سازماندهی میشود درگیراست که یک نمونه انفجار هفته قبل در یک کلپ ورزشی در غرب کابل شاهد این مدعا میباشد .

باید با صراحت بگوییم که بی امنیتی و سلسله حملات و انفجاراتی که در پاکستان رخ میدهند دقیقا حاصل کشت خود نظامیان پاکستانی است که زمانی به قصد نا آرامی دیگران ساخته بودند که امروز گریبان گیرخود شان شده است، با این همه افغانستان و افغانستانی ها با سعه صدری که دارند از این وضع ناراضی و از کشته شدن و زخمی شدن مردم بیگناه پاکستان ناراض بوده و همیشه اظهار همدردی نموده اند.

بحث دیگر بحث سیاسی نظامی است. مرحوم ضیاالحق در آغاز رسیدن کاروان های اولیه مهاجرین افغانستان به پاکستان در یک سخنرانی خود گفته بود که به مهاجرین افغانستانی مهاجرنگویید پاکستان خانه و وطن خود شان است و پاکستانی ها هم بدانند که جهاد مردم افغانستان تنها دفاع از افغانستان نه بلکه دفاع از اسلام و سرزمین های اسلامی و مخصوصا پاکستان است. بلی! منظور از این سخن هرچه بوده بوده و اما واقعیت اینست که از سالها قبل مخصوصا ملی گرا های روس می گفتند که مرز ما کراچی و آبهای گرم بحر هند است. همانگونه که زمانی به غلام اسحق خان رئیس جمهور پاکستان گفته بودند که مجاهدین سمت شمال افغانستان خط دیورند را قبول ندارند، غلام اسحق خان در جوابش گفته بود که خط دیورند را ماهم قبول نداریم، مرز ما دریای آمو است .

این خطر عملا محرز و مشهود بود که تجاوز شوروی وقت درافغانستان به پاکستان خطر سازاست اما امروز این خطر هم وجود ندارد و دیگر شوروی سابق نیست که رسیدن به آبهای گرم و تحت تسلط درآوردن پاکستان به ایشان تارگیت سیاسی نظامی باشد.

بنابراین برداشت ما از اخراج مهاجرین افغانستانی در این فصلی که علاوه بر فقر و بیکاری و بی سرپناهی با خشم طبیعت همراه است اینست که میخواهند کشور ما را به نحوی تحت فشار قرار داده و به اهداف ظالمانه ایشان که همانا تسلط برذخایر و اراده و ازادی این کشور و بدست آوردن منافع اقتصادی است و بس، برسند. اما بیخبر از اینکه مردم افغانستان هیچ چیزی را به آزادی و خود ارادیت خویش برابر نمی کند. و این حرکات دشمنانه کشور همسایه (پاکستان) را بی اثر دانسته و آینده ناگوار را دربین هردوکشور پیش بینی می نماییم، زیرا زندگی توآم با صلح و روابط حسنه در ابعاد مختلف بین افغانستان و پاکستان یک ضرورت است که باید از طریق تفاهم حل گردد، و ما این ضرورت را بارها به تفصیل بیان کرده ایم.

رفتار های توآم با خشونت جز اینکه به تیرگی روابط افزوده و ما را به سوی آینده تاریک و مبهم سوق دهد کار دیگر ی از پیش نخواهد برد به امید روزی که این مشکلات با منطق حل گردد نه با چوب و چماق. والسلام

 

 

 

۱۴۰۲ مهر ۱۴, جمعه

روایت 34

 

نیکی کردی امیدوار باش، بدی کردی خبر دار!

غلام علی صارم 14میزان1402 -7اکتوبر2023



خیلی نامردی است که بخاطر توجیه ضعف های مدیریتی و عدم توانایی در اداره مملکت خود، مردمی را که طی چهار دهه نصیب شان از زندگی جز آوارگی و مظلومیت چیزی نبوده، اطفال و نواجوانان و جوانان شان فقط با صدای شلیک گلوله و انفجار بمب های وحشت ناک آشنایی دارند و بزرگان شان بخاطر تهیه یک لقمه نان حلال یا آواره کشور های همسایه و یا در آبهای ترکیه و یونان غرق شده اند، تحت فشار قرار داده و به ایشان اتهام ببندند که گویا بی امنیتی های کشور شان (پاکستان) از ناحیه مهاجرین افغانستان است که تصمیم به اخراج شان گرفته اند و تا اخیر ماه جاری عیسوی کشور شان از وجود اینها پاک و پاکستان امن و امان خواهد شد.

بی امنیتی های پاکستان که خود نیز به آن معترف هستند از ناحیه تحریک طالبان پاکستان TTPمیباشد و ما یقین داریم که برخورد های غیرانسانی پاکستان در این روز ها که کاملا در مغایرت با کنوانسیون های بین المللی و مقررات اسلامی است، نه تنها امنیتی را در این کشور نخواهد آورد بلکه معضل دیگری که آن تیره گی روابط افغانستان و پاکستان است بوجود آورده و با تیره گی این روابط بیشترین ضرر نصیب پاکستان خواهد شد. و از طرفی هم به ختم ماه اکتبر هم چیز نمانده که بقول خود شان 7/1میلیون مهاجرافغانستانی را خارج میکنیم که از همین حالا ما حکم میکنیم که اگردرکنار این تعداد همانهای که اسناد قانونی هم دارند را نیز اخراج کنید، باورنمایید که با توجه به وضعیت موجود و ضعف های مدیریتی و ناکارآمدی مسئولین و شرارت نظامیان پاکستانی هرگزامنیتی نخواهد پدید آمد . « باد این سخن بگوشت ، ما مرده و توزنده »

دراین روز ها علاوه برفشارهای بی حد که بالای مهاجرین است و هزاران مهاجر را راهی زندان نموده اند و تعدادی را در زیر شکنجه به هلاکت رسانده اند.  برای تاجران کشور ما که حق ترانزیت را داشتند نیزمشکلاتی ایجاد کرده اند که روزانه حداقل خسارت اینها به دو تا سه میلیون دالرمیرسد. البته پاکستان اینکار را بارها انجام داده است، زمانی که راه بدیل وجود نداشته مردم و تاجران ما مجبور بودند که این فشار ها را تحمل نمایند، اما اینک فکر نمی کنم که این حربه برای پاکستان کارساز باشد زیرا ورود مال التجاره افغانستان در حال حاضر تنها وابسته به پاکستان و بندر کراچی نیست. ما راه های بدیل مثل بندر شیرخان، حیرتان ، آقینه ، تورغندی ، دغارون و چاه بهار را داریم، که با وجود این همه راه، کاری که در آینده صورت خواهد گرفت قطع روابط تجارتی افغانستان و پاکستان بوده که در این صورت ضرر بیشتر متوجه پاکستان خواهد شد، یقینا با این همه خساراتی را که پاکستان به تاجران ما تحمیل کرده که بارها هم اینکار را کرده اند، تاجران ما را از پادر نخواهند آورد و اما باید بپذیرند که انتقام در راه است. زمانی هندی های که دران زمان پاکستانی وجود نداشت و همه هند بود و بس، دعایی داشتند و میگفتند«خدایا ما را از زهرمار، دندان پلنگ و انتقام افغانها نجات بده ». در فصل سرما و صدور میوه جات پاکستان به بازار های آسیای میانه، وقتی دو روز راه سالنگ را بستیم همه اش فاسد خواهد شد. اینرا پاکستان به خاطر داشته باشد که به اصطلاح ما افغانستانی ها « نیکی کردی امیدوار باش ، بدی کردی خبر دار»

به نظر میرسد که پاکستان در اعمال فشار های جاری روی مهاجرین و تاجران افغانی ما بهتر است تجدید نظر نماید و الا وضعیت موجود همه را متضرر خواهد ساخت.

برای هردو کشور افغانستان و پاکستان روابط حسنه وداشتن روابط تجارتی و سیاسی منصفانه نیاز دوجانبه است . غرور بیجا و بی مورد و خود بزرگ بینی ها نتنها مشکلات را حل نمیتواند بلکه گرهی برگره های دیگر می افزاید. پاکستان گمان نکند که تنها افغانستانی ها هستند که احتیاج دارد، این یک وهم و خیالی بیش نیست. به نظر میرسد که پاکستان بجای این همه شرارت و اعمال غیر انسانی در جهت تامین امنیت خود از افغانستان کمک بخواهد خیلی به نفعش خواهد بود و یقین داشته باشند که افغانستانی ها نامرد نیستند و به صدای مظلومیت همسایه قطعا پاسخ مثبت خواهند داد.  

۱۴۰۲ مرداد ۲۱, شنبه

روایت 33

 

انسانها باعمل شان محک زده میشوند نه با گفتار شان

غلام علی صارم 

اسد1402   

BBC:

«حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتد پرس گفته که او طرحی را به حکومت طالبان در مورد آینده سیاسی افغانستان پیشنهاد کرده که شامل احیای موقت قانون اساسی دوره سلطنت محمد ظاهر، پادشاه پیشین و برگزاری لویه جرگه برای تصمیم‌گیری در مورد ایجاد حکومت فراگیر، قانون اساسی جدید و پرچم ملی افغانستان می‌شود.»

میخواهم در مورد این مروج فساد در افغانستان به نکاتی اشاره نمایم :

درنخست :

صبا به حضرت صدرالممالک از ما گوی

مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان 

1-   در دوازده سال حکومت این آدم شاهد بیشترین فساد در ادارات دولتی بودیم که در تاریخ افغانستان کاملا بیسابقه است و افغانستان را در موقعیت اول فساد در جهان قرار داد.

2-   هرآنچه از حب وطن و از فساد امریکا در افغانستان میگفت و حالا میگوید کاملا دروغ بود و هست، زیرا انسان ها با عمل شان محک زده میشوند نه با گفتارشان. کتاب « مردی با موتر سیکلش » چهره اصلی او را معرفی نموده است. در مورد جنایات امریکا و مخصوصا موضوعاتی مثل بمباران محافل خوشی مردم که یک مورد شیندند هرات بود که با عث شهادت بیش از صد نفر ازهموطنان ما دریک محفل خوشی گردید. این آدم چه عکس العملی نشان داد؟ اگر چیزی  هم گفت کاملا تصنعی بود.

3-   تاراج دارایی های دولت و مخصوصا زمین های دولتی در عصر حکومت او صورت گرفته و به اوج خود رسید و صد ها هزار جریب زمین دولتی تاراج شد. این آدم حتی یک مورد عکس العملی در این زمینه نداشت، زیرا او خود و بستگانش همه در این جنایت شریک بودند.

4-   اینک که از اشرف غنی بدگویی میکند اینهم دروغی بیش نیست، زیرا او بود که اشرف غنی را به قدرت رساند. دلیل هماهنگ بودن ایندو دلقک استعمار اینست که: بمجرد بقدرت رسیدن اشرف غنی او با یک اقدام میدان هوایی کابل را با سابقه تاریخی که داشت، بنام او ساخت، کرزی چه شاهکاری کرده بود که او اینکار را کرد؟

5-   موضوع دیگری که هماهنگی اشرف غنی و کرزی را به اثبات میرساند، تعیین برادر بیسوادش محمود کرزی به عنوان وزیر میباشد. محمود کرزی در حالیکه متهم به فساد واقع شده در کابل بانک است و بدهی اش هم مشخص، او وزیر تعیین میشود  اما شریک دیگر این جرم در زندان از بی دوایی می میرد و یکی دو نفر دیگرش زندانی می مانند .

6-   افشای پولهای که بنام افغانستان از ایران میگرفت اما حسابش بین خودش و چند نفر محدود از جمله داود زی بود و بس تا اینکه یک موردش در میدان هوایی افشا شد و کرزی با کمال بی حیایی گفت که بلی گرفتم و خرچ دفترم کردم. در حالیکه خرچ و مصارف دفترش کاملا از طریق وزارت مالیه پرداخت میشد.

7-   کرزی بخاطریکه خیانت های خودو بستگانش را که دارایی های عامه را تاراج می کردند، تحت پوشش قرار داده باشد، تاراج کنندگان دارایی های عامه را نه تنها مورد باز پرس قرار نمی داد که حتی بعضی ها را تشویق هم میکرد.

8-   کرزی در مخالف با حکم قانونی که خود توشیح کرده بود، نه تنها از ایران بلکه ازسایر سازمان های استخباراتی کشور های خارجی آنهم بشکل مرموز و بدون شفافیت و حسابدهی و بدون آنکه وزارت مالیه را در جریان بگذارد و پول متذکره را شامل بودجه ملی نماید، مصالح علیای مردم افغانستان را نا دیده گرفته حرمت، حیثیت و اعتبار عالی ترین نهاد دولت اسلامی (ریاست جمهوری) را از بین برد .(افغانستان در چنگال خونین فساد- شاآغا مجددی)

9-   در قضیه گیرآمدن داود زی او چون خودش در این معامله شریک و اصل کاره بود، داود زی را وطن دوست لقب داد. که در این مورد نیویارک تایمیز  شدیدآ انتقاد و داود زی را مورد حمله قرار داد.

10-                      حامد کرزی فاسد ترین شخص در افغانستان « نیویارک تایمز» :                            هنوز عرق شرم از جبین ملت مسلمان افغانستان بخاطر رشوه دهی ایران به رئیس شان خشک نشده بود که رسوایی دیگری برپا شدو این بار خبر اعطای پولهای غیرقانونی سازمان استخبارات امریکا«CIA» به دفتر رئیس جمهور کرزی خبر داغ نشرات جهانی گردید « نیویارک تایمز 28 اپریل 2013  »

داستان خیانت های ملی کرزی و همدستانش همان مثل معروف مثنوی و هفتاد من کاغذ است. میتوانید به کتاب افغانستان در چنگال خونین فساد نوشته محترم شاآغا مجددی که به دری و پشتو چاپ شده مطالعه بفرمایید.

اخیرآ این خاین ملی که عامل اصلی فساد در کشور است و بیست سال افغانستان را در تاریکی جهل و فساد قرار داد بازهم سخن از طرح حکومت همه شمول و قانونی اساسی زمان ظاهر شاه مفسد میزند. قانونی که نه در عصر خودش و نه حالا هیچگونه کارآیی نداشته و ندارد .

طالبان گروهی که تنها یک نیروی جنگی باشند و آمده حکومت و قدرت افغانستان را بدست گرفته اند، نیستند. بلکه این گروه جدا از داشتن نیروی جنگی دارای اندیشه و تفکر خاصی هم هستند و من یقین دارم که قانون اساسی ظاهرشاه هیچگونه همخوانی با اندیشه اینها ندارد .

سخن احمقانه دیگر این جیره خوار سازمان های استخباراتی دنیا، طرح حکومت همه شمول او است. از خودش بپرسیم که در 12 سال حکومتت که تمام نیروهای متجاوز در راس امریکا پشتیبانت بودند تا چه حد رعایت کردی؟.

من با صراحت می نویسم که آنچه را کرزی میگوید کاملا از روی منافقت و شیطنت است و بس. او عامل اصلی فساد در افغانستان است. او بزرگ ترین خیانت را به اقتصاد کشور نموده است که یک موردش قرارداد برق از ازبیکستان میباشد که صد ها میلیون دالری که به قیمت آبروی مردم بدست آمده بود در دشت و بیابان مصرف کرد.

قانونی را که در لویه جرگه به تصویب رسیده بود و در هرصفحه اش امضای رئیس لویه جرگه هم میباشد،  از مرکزلویه جرگه تا ارگ به بهانه ویرایش به 15 یا 16 قسمت آن دستبر د زده شد که صدای همه حقوق دانان کشور بلند شد. 

ماده دهم این قانون را بخاطریکه به کمپنی های خارجی موقع تصر ف بازار کشور را داده باشد با چنگ و دندان چسپید اما ماده یازده و سیزده که به خیر مردم و تجارت و سرمایه گذاری بود اصلا نخواند و یادی از آن نکرد.  دهها مرکز تولید در داخل کشور بدلیل خیانت او به همین دو ماده تعطیل گردید.

اینک بازهم مزورانه صدا بلند نموده و میخواهد فریبی را که معلوم نیست کدام بادارش برایش دستور داده؛ عملی نماید .

ما امیدواریم که مردم افغانستان این چهره ها را دقیقا شناسانی و تحت فوکس دایمی خود قرار داده وبه سخنان ایشان هرگزوقعی نگذارند، زیرا ازقدیم گفته ای داریم که «سرمه آزموده را آزمودن خطاست. و به کرزی هم نصیحت می کنم، همینکه تا هنوز به پای میز محاکمه حاضر نشدی خدایت را شکرنموده دست و چنگال هایت را که بخون این ملت آلود ه است از سر این مردم بردار. و همینکه فقط دست از سر افغانستان و مردمش برداری به خیر مردم و خودت است .

 

روایت 32

 

«دردم از خدا، گله ام از همسایه! »

غلام علی صارم

9 حوت1401

این یک ضرب المثل ما افغانستانی ها است، جمله ای در مورد ضرب المثل ها میگویند و آن اینکه: ضرب المثل ها فرهنگ یک جامعه را معرفی می کند.  من هم در این نوشته کوتاه که درارتباط اظهارات کشور همسایه مان پاکستان میباشد کوشش می کنم که از ضرب المثل های خودما استفاده کنم .

عنوان فوق هم یک ضرب المثل است . 

پاکستان که اینک دچار یک سلسله ناامنی ها گردیده و پشت سرهم به تجمعات مردمی مخصوصا در مساجد و مراکز نظامی از جانب مخالفین شان که همه پاکستانی هستند مورد حمله قرار گرفته و میگیرد. گروپ های حمله کننده همانند که روزی به کمک و همکاری خود شان به منظور بدست آوردن مقاصدی ساخته بودند و امروز برخ خود شان شمشیر کشیده اند. یعنی این هم دقیق است که میگویند :« هرکسی آن درود ، عاقبت کار که کشت »

پاکستان بخاطر منحرف کردن افکار عامه و اینکه به مردم شان بی کفایتی و عدم توانایی تامین امنیت مردم و شهر ها را توجیه کنند، چنان وانمود کردند که گویا افغانستان و طالبان حاکم دراین کشور است که این جنگجویان پاکستانی را حمایت می کنند. درحالیکه امارت اسلامی طالبان خود گرفتار یک سلسله جنجال های سیاسی و اقتصادی هستند و در همچو حالت هرگز به چنین اقدامی دست نخواهندزد .

امیر خان متقی سرپرست وزارت خارجه افغانستان جواب پاکستان را با یک ضرب المثل گفت و آن: « برف بام تان را بالای ما نیاندازید. »

اخیرآ هیآتی از پاکستان به افغانستان آمد (وزیر دفاع، رئیس سازمان اطلاعاتی یعنی آی اس آی و نماینده پاکستان در امور افغانستان ) ، اینها با معاون اقتصادی رئیس الوزار آقای ملابرادر و سرپرست وزرات دفاع جناب ملایعقوب مجاهد دیدار و ملاقات کردند.

در جریان این سفر دروازه تورخم بروی مسافرین و کالا های تجارتی و ترانزیتی دوطرف هم بسته و در این ساحه یک شب برخورد مسلحانه هم رخ داد که طبعا این برخورد برای دوطرف کشته و زخمی هم داشته است که آنرا از طریق رسانه ها اعلان نکردند و این یک امرطبیعی است و بقول معروف« در جنگ نان و حلوا بخش نمی شود» بهر صورت این یک امر تاسف بار است .

در قسمت آمدن این هیات بعضا گفته شده که : هیآت مذکور برای حل مشکلات تاجران آمده است. ما گرچه در جریان واقعیت های این سفر نیستیم اما بقول برادر ترکمن ما « ماهم کم کم فارسی بلیور» اینرا با توجه به عرف دیپلوماتیک گفته میتوانیم که پاکستانی در حالی که در امور تجارت و اقتصاد مسئولینی دارد برای حل مشکلات تاجرانش وزیر دفاع و رئیس آی اس آی  نخواهند پرداخت زیرا این موضوع به ایشان ارتباط ندارد و اینکه گفته میشود این یک هیآت اقتصادی بوده قابل قبول نیست .

برداشت ما این است که حتما بحث بحث امنیتی بوده است .

برطبق نوشته های بعضی از شبکه ها بین وزیردفاع افغانستان و رئیس آی اس آی برخورد لفظی هم صورت گرفته است. رئیس آی اس آی گفته که طالبان پاکستان در خاک افغانستان پایگاه دارند اگر شما جلو اینها را نگیرید ما در داخل افغانستان عملیات می کنیم.  وزیر دفاع افغانستان جناب ملایعقوب به جوابش گفته که افغانستان بی صاحب نیست و دنیا شاهد است که برسر امریکا چه آمد.

این سخن منبع رسمی ندارد. اما چنانچه اگر راست باشد باید به وزیر دفاع جناب ملایعقوب هزار آفرین گفت و از ایشان اعلان پشتیبانی باید کرد.

همانگونه که عرض شد پاکستان دقیقا در پی انحراف افکارعامه است و میخواهند اینگونه ضعف های ناشی از اختلافات درونی خود را توجیه نمایند .

پاکستان باید بداند که دیگر آن محبوبیتی که در بین مردم افغانستان داشت مخصوصا در دوران جهاد با روسها، امروز نه تنها آن محبوبیت را ندارد بلکه با این گونه برخورد ها، موجی از کینه و نفرت را در دل مردم افغانستان ایجاد کرده اند.

پاکستان با کشور ما افغانستان 2200کیلومتر مرز دارد که از تمام این فاصله امکان رفت و آمد موجود است و دوطرف این مرز هم کسانی زندگی میکنند که اکثرآ با هم خویشاندی دارند. دیگر آنزمان گذشته که پاکستان بگوید که دستش بالاتر است و این افغانستان است که در طول این مرز آسیب پذیر است. زیرا همانگونه که اگر افغانستان در طول این مرز آسیب پذیر است، پاکستان نیز آسیب پذیر می باشد.

از بسته شدن بنادر تنها افغانستان متضرر نخواهد شد؛ بلکه بیشترین ضرر متوجه پاکستان خواهد شد، زیرا پاکستان برای فروش کالا های تجارتی خود تنها آسیای میانه را دارد که جزاز طریق افغانستان راه دیگری ندارد. اما افغانستان برای واردات و صادرات خود حداقل هفت مسیر باز دیگر را دارد. اگر ذغال سنگ افغانستان در پاکستان فروخته نشود دهها خریدار دیگر دارد. هم اکنون هم مهم ترین اقلام وارداتی افغانستان (مواد نفتی و گازمایع و آردو...) از پاکستان نمی آید.

ما برای پاکستان اینرا با وضاحت می گوییم که اینگونه برخورد ها ( خاله خاله بیا جنگ بزورکنیم ) به نفع نیست. مطمئن باشندکه هیچگاهی مردم افغانستان تسلیم زور و فشار نخواهند شد. با مردم و حکومت افغانستان برخورد سالم و عقلانی را در پیش گیرید، به قول مردم ما « همسایه بازار همسایه است »

اینرا نیز تذکر میدهیم که همانگونه که ما به منافع ملی وقوانین همه کشور ها،  مخصوصا همسایه ها احترام می گذاریم همین گونه از سایر کشور ها و همسایه ها نیز این توقع را داریم که به منافع ملی و ارزشهای دینی و ملی ما هم احترام بگذارند یعنی « صدا از دو دست می آید » خواست های یکطرفه از ما برای تک تک مردم این کشور قابل قبول نبوده و نیست. ما میخواهیم روابط سیاسی توآم با عقلانیت و دوجانبه و بالمثل با همه داشته باشیم، زیرا دنیای سیاست دنیای « بده و بگیر» با بقول ایرانی ها « بده و بستان » و یا بقول پاکستانی ها « دیدو ، لیلو» هست.  امیدوارم در این ارتباط صبر و حوصله افغانستانی ها را بیش از این امتحان نکنیدزیرا بقول معروف ما در وضعیت بد اقتصادی و محصور از هرجناج قرار داریم یعنی به اصطلاح عامه مردم « کارت به استخوان رسیده است .»  گزارشهای که از وضعیت اقتصادی مردم از طریق ملل متحد به نشر می رسد واقعا نگران کننده است. اگر فشار ها زیاد شد بدانید که : « آدم برهنه از آب نمی ترسد.» وچنانچه اگر خود به مرحله ای رسیده اید از اتخاذ تصمیم عاقلانه عاجز ماندید ما به عنوان برادر شما را همکاری خواهیم کرد. والسلام

۱۴۰۲ مرداد ۱۳, جمعه

روایت 31

 

پاکستان از افغانستان چه میخواهد؟

غلام علی صارم 

13 اسد 1402

تا سال 1947 ميلادي كشوري بنام پاكستان در نقشه سياسي دنيا وجود نداشت، اين سرزمين جز شبه قاره هند تحت استعمار انگليس قرار داشت و در اثر معاهدات 1838 لاهور، 1879 گندمك، 1893 ديورند ،1919 راولپندي و 1921 كابل كه بر افغانستان از جانب انگليس ها تحميل شد ، قسمت هاي از سرحدات افغانستان نيز جزآن گرديد.

در شروع جنگ دوم جهاني انگليس ها آزادي هند را مورد بررسي قرار دادند و طرح آزادي اين سرزمين را بدو كشور هندوستان  و پاكستان ريختند.

در سال 1947 لاردلوي مونت بيتن طرح تقسيم هند را بدو كشور هندو پاكستان اعلان نمود.

تا اين زمان افغانستان عكس العملي در اين موضوع از خود نشان ندادولي اعتراضات جمعي از روشنفكران افغانستان مبني بر ضايع شدن حق اين كشور، باعث شد تاحكومت افغانستان ياداشت اعتراضيه خود را بتاريخ 13جون 1947 به سفارت انگليس در كابل تحويل بدهد.

در قسمت پشتون هاي سرحدي انگليس ها از آنها طي راي گيري خواسته بودند كه با  هند يكجا مي شوند و يابا پاكستان ، ولي اينكه آزاد و مستقل مي مانند و يا به افغانستان مي پيوندند ، سوالي به عمل نيامد. بالاخره اين مناطق جدا از افغانستان باقي ماند و قدرت سياسي هند هم بتاريخ 15 اگست همان سال (1947) بدو كشور هند و پاكستان تحويل داده شد.

از جانب افغانستان چه از ناحیه حکومت و چه از ناحیه آنعده افرادی که به قومیت و قدرت قومی و حاکمیت قومی فکر می کنند سالهاست که به این موضوع دامن زده شده است . چنانچه دربالا مطالعه فرمودید همین مدعیان پشتونستان صرف یکبار یاداشت اعتراضیه خود را آنهم به سفارت انگلیس در افغانستان ارائه داشته اند اما اینکه به عنوان اعتراض به ملل متحد و سایر مجامع بین المللی مراجعه کرده و یا مکتوبی فرستاده باشند، هرگز!

طی هفتاد و سه سالی که از ماجرای تقسیم شبه قاره هند بدوکشور هندو پاکستان می گذرد این تنش بین افغانستان و پاکستان وجود داشته ، گاهی تاسرحد اشغال و به آتش کشیدن سفارت خانه ها و بیرق های همدیگر و حتی قتل وزخمی شدن دیپلمات ها پیش رفته و بعد با میانجی گری هایی این موضوعات تا حدی حل و تنش ها کاهش یافته است ، ولیکن تنش ها بصورت کج دارو مریز بوده و هست. تا اینجال که حتی به تجارت و صادرات همدیگر ضربه می زنند.

باید اذعان داشت که در کلیه بخش های این مخالفت ها اعم از اقتصادی، سیاسی و..... فقط مردم افغانستان و پاکستان بوده اند که خسارت پرداخته اند.  بحث در مورد اختلاف مردم افغانستان و پاکستان عملا و کاملا به اعتقاد ما منتفی است ، مردم اختلاف نداشته و همین حالا هم ندارند.  اختلاف اختلاف سیاسیون است .

امروز دنیا همه معترفند براینکه پاکستان کشوری است که لانه های تروریسم و تروریسم پروری در آن وجود دارد ، حتی حامی اصلی آن (امریکا) بار بار اینرا گفته و تکرارهم نموده است .

کشوری که از تروریسم پروری و صدور تروریسم از پاکستان بیشتر متضرر گردیده و می گردد ، افغانستان است . و از طرفی امریکا هم در استراتیژی اش در افغانستان ناکام بوده و در جنگ موجود کاملا شکست خورده و شکستش هم بحدی که با گروهی که سالها آنها را تروریست میخواند و آنها هم مسئولیت همه حملات را به عهده گرفته و میگیرند.  با ایشان گرد میز مذاکره نشسته و همراه با همین ها ، بقول خودشان تروریسم بین المللی توافق نامه امضا کردند.

به باور ما اینها همه نیرنگ های پاکستان است که از امریکا هم بنام صلح و هم بنام مبارزه با تروریسم پول می گیرند.

خوب است که توقعات را مورد بحث قرار بدهیم :

افغانستان و پاکستان با توجه به مرز طولانی که اکثرا در امتداد آن در دوطرف خط سرحدی اقوام و قبایلی زندگی می کنند که با هم روابط خویشاوندی و خانوادگی دارند، با این حساب اینها به یک صلح پایداری و رفتار صمیمانه نیازدارند.  اما با تاسف که پاکستان از حدودچهار دهه به اینطرف تمام تلاشش این بوده که آتش جنگ در این کشور شعله ور و به نحوی در این کشور حاکمیت داشته باشند.

افغانستان همیشه خواست های خود را با صراحت از پاکستان مطرح نموده ، خواست افغانستان موارد ذیل بوده وهست : صلح دایمی و پایدار، حفظ روابط حسنه و احترام متقابل ، عدم مداخله در امورد داخلی اش ، احترام به حاکمیت ملی همدیگر، حفظ و توسعه روابط اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و... با حفظ احترام متقابل به حاکمیت ملی و تمامیت عرضی همدیگرو...

اما پاکستان هیچگاهی خواست خویش را مثل افغانستان به صراحت مطرح نکرده است ، ولی آنچه را ما میتوانیم از عملکرد پاکستان نسبت به افغانستان و مردمش بدانیم موارد ذیل است که بصورت خلاصه بیان داشته و به نتیجه گیری آن می پردازیم:

n     در دوران جهاد مردم افغانستان که اکثر کشور های دنیا اقدام به یک سلسله کمک های انسان دوستانه نمودند، اما تمام این کمک های را در گام نخست پاکستان دریافت نموده و بعد به اصطلاح «از گاو غدوت » به مهاجرین افغانستان میدادند، البته رهبران احزاب و بزرگان قومی هم از این خیانت بی بهره نبودند. این کمک ها بعداز سال ۱۳۸۱و حادثه یازدهم سپتامبر کاملا در مسیر خلاف مسیر قبلی اش که پاکستان بود قرار گرفت. گرچه کمک های جهانی بعد از ۱۳۸۱ هم بدسترس مردم و مستحقین اصلی در افغانستان قرار نگرفت، اما شیوه تاراج فرق کرد، در آن دوره پاکستان و جمعی از رهبران و اربابان ، اما در این دوره تکنوکرات های غرب زده، نیکتایی داران مرتجع و جمعی انجو کارهای پروژه ای تحت عناوین مختلف این کمک ها را تاراج کردند.  آنچه باعث رفتار سوء و کینه توزانه پاکستان در برابر افغانستان گردید یکی همین مورد است که چرا این کمک ها از مجرای پاکستان به افغانستان صورت نگیرد.

n     بحث دیگر گسترش روابط اقتصادی،سیاسی، نظامی و... افغانستان و هند است که باعث تحریک احساسات نظامیان پاکستان گردید. هند و پاکستان گرچه دهها و شاید هم صد ها سال قبل از جدایی و تقسیم شدن بدوکشور گرفتار یک سلسله اختلافات عقیدتی بودند اما بعد از جدایی و قتل عام های که دراین مرحله صورت گرفت این کینه را عمیق تر از گذشته ها گردید.  تا حدی که درپی این اختلاف تبلیغات سوء ترور ها و جنگ های تمام عیار و لشکر کشی های نظامی هم صورت گرفته که در یک جنگ زمانی که ذوالفقار علی بوتو وزیر خارجه بود، در درگیریی که سه روز دوام کرد بیش از نود هزار سرباز پاکستان را هندی ها اسیر گرفتند . بحث اینجاست که روابط خصمانه هند و پاکستان، موضوع آب جهلوم و چناب و سهمیه آب اندوس به بهانه آزادی مردم کشمیر از حساسیت فوق العاده برخوردار است. با اینحال پاکستان با تربیه و تجهیز تروریسم همه روزه به اخلال امنیت افغانستان می پردازد . افغانستان هم کشوری که بیش از چهار دهه است که گرفتار جنگ و بی امنیتی است مخصوصا از جانب پاکستان که اینک برخورد نا متعارف و برخلاف اصول همسایه داری پاکستان در برابر مردم و کشور افغانستان یک ادعا نیست بلکه این قضیه در دنیا منکر ندارد. اولا از بزرگان پاکستان می پرسیم که : در حالیکه لحظه ای از مشتعل نگهداشتن آتش جنگ و بی امنیتی و خراب کردن خانه های مردم افغانستان غافل نیستید ، اگر شما بجای این مردم مظلوم می بودید ارتباطات خویش را با کشور های خارجی چگونه تنظیم می کردید؟  و در گام نخست با کدام یک از کشور های خارجی روابط دوستانه برقرار می کردید؟ پاکستان باید بداند که دوستی افغانستان با هند چنانچه اگر برخورد های پاکستان کماکان ادامه یابد، یک امرطبیعی است .  شما وقتی بروی کشور همسایه تان که چندین دهه به اینطرف گرفتار جنگ است و از خیرات ورکت جهاد مردم افغانستان اکثرشهر های تان آباد شد، صاحب تجهیزات و سلاح های مدرن شدید وصدها مورد دیگر که اسم نمی بریم، زیرساخت های اقتصادی اش از بین رفته و شما هم همسایه ای که طولانی ترین مرز را که از هرنقطه اش امکان عبور و مرور است با آن دارید، مرز را می بندید و بجای مواد خوراکه که از ضروریات اولیه این مردم است برای شان کینه و نفرت می فرستید، بناء دوستی و تامین ارتباط با دشمن اصلی تان که هند است برای افغانستان یک امر عادی ، طبیعی و یک سیاست عاقلانه میباشد.  واقعا اگر ما در موقعیت شما و شما در موقعیت ما می بودید یقینا ما این حق را به شما میدادیم .  شما در حالیکه میدانید روابط افغانستان با هند به منظور و هدف بی احترامی به حاکمیت ملی شما نیست ولی با یک گمانه زنی واهی شما از ریختن خون صد هاوهزارها انسان در یک روز ابا نورزید و اسم جمهوری تان هم پسوند اسلامی دارد. ازاین وضعیت باید عمیقا اظهار تاسف نمود.

n     پاکستان بار بار امریکا را در راستای مبارزه با تروریسم فریب داده است . در اوایل حکومت ترامپ که پاکستان را لانه تروریسم خواند ه و یک سلسله تحریم ها را هم علیه این کشور وضع کرد. پاکستان فورا یک سلسله دید و باز دید ها را با کشور های منطقه که در رقابت با امریکا قرار دارند مثل چین ، روسیه و ایران آغاز کرد. دیری نگذشت که نه تنها محدودیت های وضع شده منتفی گردید بلکه هفتصد میلیون دالر کمک هم از امریکا دریافت کرد. سوال اینجاست: اینک که امریکا با طالبان توافقنامه صلح را امضا نموده که همکاری پاکستان را در این توافقنامه نمیتوان نادیده گرفت و یکی از مواردی که در توافقنامه ذکر شده موضوع کاهش خشونت است که متاسفانه بعد از امضای توافقنامه نه تنها خشو نت کاش نیافته بلکه چند برابر هم شده . پاکستان  در این مرحله بازهم آنگونه که عملا مشاهده میشود طالبان را خصمانه نشانه گرفته و میخواهد اینرا بدنیا نشان بدهد که افغانستان مرکز تروریسم و حکومت این کشور حامی تروریسم است و سخنان حنا ربانی وزیر دولت در امور خارجه پاکستان مبنی براینکه افغانها در نا امنی پاکستان دست دارند ، شاهد این مدعا میباشد. . 

n     موارد دیگری هم هست که بیانگر نیات متاسفانه غیراصولی  پاکستان نسبت به افغانستان و مردمش میباشد اما بیش از این نوشته حاضر ظرفیت آنرا ندارد، میگذاریم آنرا به نوشته های بعدی.  اما در یک نتیجه گیری میخواهم در چند جمله کوتاه از آنچه گفته آمدیم متذکر شوم :‌

-        مشکل باید با پاکستان بصورت عمیق حل شود . زیرا موقعیت هردو کشور و روابط تجارتی و اقتصادی و اجتماعی و خونی و قومی این ضرورت را محرز می نماید.

-        به پاکستان بصورت جدی گفته شود که همانگونه که ما به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی شما احترام داریم، از شما هم این توقع را داریم که نسبت به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ما بی احترامی نکنید .

-        به پاکستان اطمینان داده شود که از خاک افغانستان علیه حاکمیت ملی و استقلال پاکستان هرگزکسی استفاده نخواهد توانست .

-        روابط اقتصادی، تجارتی و ترانزیتی بصورت کاملا نورمال کماکان بدور از همه مسایل سیاسی و بدوراز تشویش های امنیتی با تضمین وزارت های داخله هردوکشور صورت گیرد.

تاکید می نمایم که حل مسایل افغانستان و پاکستان یک ضرورت است که با نخبه های از هردو کشورکه واقعا علاقه مند صلح و همزیستی برادرانه باشند در جهت تدوین یک استراتیژی قابل قبول برای هردو طرف اقدام عملی صورت گیرد . والسلام     

 

۱۴۰۲ تیر ۱۳, سه‌شنبه

روایت 30

 

سالی که نیکوست، از بهارش پیداست !

سال 2023 سال قتل و کشتارهای جمعی انسان ها از جانب سردمداران دموکراسی و حقوق بشر.

غلام علی صارم سرطان 1402

جهان در شرایطی بسر میبرد که واژه های چون حقوق بشر، دموکراسی، آزادی عقیده و آزادی بیان و در بسیاری موارد حتی حق زنده ماندن به بازیچهء دست قدرتمندان و جنگ سالاران بین المللی مبدل گردیده است .

سال 2023مطابق با 1402 هجری شمسی و 1444هجری قمری، سالی است که بشریت بفکر اینست که چگونه باید زنده بماند.

سردمداران حقوق بشر و دموکراسی که با صدا ها و بوق کرنای گوش خراش شان نه بخود گلووحنجره و نه به دیگران گوش سالم گذاشتند، دراین سال تمام افتخارات شان و به آنچه می نازندو می بالند قتل عام ها و کشتار های بیرحمانه است و بس.

ما در سال روان آنچه را مشاهده کردیم فقط و فقط سلاح های کشتار جمعی و مخرب بود که هرکدام بصورت جدا گانه از آن روگشایی نمودند .

کشور های به اصطلاح کفر و مسلمان همه از نوآوری های خویش در بعد قتل و کشتار انسانها، ازسلاح های مخرب خود روگشایی نموده و به کشور های عقب مانده و یا واضحتر بگوییم کشور های عقب نگهداشته شده فخر فروشی می نمایند .

همه به سلاح های خود فخر می نمایند واینکه این موشک یا این بمب چقدر وحشتناک است به رخ همدیگر می کشند، در حالیکه با همه آنچه می بینم درجهت قتل و کشتار انسانهاست نه شکار حیوانات درنده و ... ویاپرنده های وحشی .

شنیدم که یکی از کشور ها گفت که این موشک ما بعد از رسیدن به هدف هشتاد هدف را از بین برده و متلاشی می کند، طبیعی است که در این هشتاد هدفی که متلاشی میشود خاک را به هوا بالا نمی کند بلکه آدم می کشد و قتل عام راه می اندازد، در حالیکه در دین و کتاب خود شان کشتن یک انسان برابر است با کشتن همه انسانها.

امریکا که خود را مدافع حقوق بشر و آزادی فردی و جمعی انسانها میداند، سالهاست که در هر گوشه ای از دنیا به نحوی آتش جنگ را مشتعل نموده و نمی گذارد که آتش خانمان برانداز جنگ خاموش شود زیرا هریک از این جنگها برای این کشور نوعی تجارت سود آور است.

از چندین دههه به این طرف در هر گوشه ای از جهان که جنگی رخ داده پای امریکا بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم به مشاهده میرسد.

تعدادی از این کشور هاکه درگیر هستند و امریکا به ایشان اسلحه و مهمات جنگی کمک می کند در واقع امریکا از آن کشور بدهکار است ویکی از علت های این آتش افروزی هم همین موضوع بدهکاری امریکا میباشد، امروز بدهکار ترین کشور جهان امریکا است .

جای بسا تاسف و تاثر است که ما در سال روان (میلادی) بار بار روگشایی از سلاح ها و موشک های مخرب و خانمان برانداز را شاهد بودیم اما کمتر دیدیم که از کتابی که یک نویسنده سالها روی آن زحمت کشیده و تحقیق نموده روگشایی شده باشد. من نویسنده های را می شناسم که با کمال مظلومیت کتابی را تهیه و آماده چاپ ساخته اما توانایی چاپش را نداشته وهمچنان زیرا انباری از خاک قرار دارد.

ملل متحد که باید یک نهاد بیطرف و جهان شمول بوده و در پی استقرار صلح و مبارزه با فقر باشد متاسفانه عملا به مشاهده میرسد که بعنوان یک نهاد مزدور در شعله ورساختن جنگ و بالارفتن میزان فقر تلاش بیوقفه دارد و در همه محافل به عنوان مدافع منافع امریکا و یکی دو سازمان جاسوسی دیگر عمل نموده و می نماید.

برای ملل متحد کشور های در حال جنگ و بحران یک منبع عایداتی و درآمداست . البته تعداد این کشور ها هم کم نیستند و یکی از این کشور ها افغانستان مظلوم ما میباشد. به عنوان یک چلنج به عرض میرسانم که : همه کسانی که از این نهاد ارتجاعی بخاطر رفع بحران بشری و مبارزه با فقردر افغانستان کار نموده اند میزان دارایی ایشان را قبل از ماموریت و بعد از ختم ماموریت مورد بررسی قرار دهید.  و مورد دیگر اینکه بیایید یک مرحله کمک های بشری را در افغانستان تحت فوکس قرار داده و میزان کمکی را که به مردم رسانده شده با معاش پرسونلی که در این ارتباط کار نموده مقایسه کنید.

در این صورت ثابت خواهد شد که کمک های که از جانب نهاد های مربوط سازمان ملل برای مردم افغانستان صورت گرفته و یا میگیرد همه آلوده به فساد است .

ما امیدواریم که با به تفاهم رسیدن همه جهانیان طلسم تاراج گری غرب در هم شکسته و روزی شاهد برقراریی عدالت در جهان باشیم و شاهد باشیم که روزی میدان های جنگ و آدم کشی به مراکز فرهنگی تبدیل گردیده و قلم جای تفنگ را بگیرد.

۱۴۰۲ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

روایت 29

 

بنام خدای دانا و توانا«ج»

سفری که داغ دل شد!

غلام علی صارم 29 جوزای 1402

چندروزی رفته بودم به شمال کشور و زادگاهم ولایت سرپل تا از دوستان قدیمی یادی کرده باشم.  همه خوب بودند، گرچه از فقدان دوست و برادر دانشمندمان جناب مولوی رستم فرقانی سرپل، در تنهایی و غربت به سر می برد. دوستی ها و محبت ها همه سرجایش بودند. فقط یک موضوع قلبم را اتش زد و آن اینکه، رفتم سرقبر پدرم، برادر بزرگم و جمعی از بزرگان سرپل که آنجا هستند، دیدم که گوشه های از سنگ های قبر اینها خراب شده و تعدادی درخت های که در آن ساحه غرص شده بود همه خشکیده. وقتی از دوستان پرسیدیم گفتند که یک تعداد محدود تکفیری ها اینجا پیدا شده که میگویند اینکار ها شرک است، گنهکار میشوید و جهنم میروید، درحالیکه بعداز کمی تحقیق در مورد این ها دانستم که همین عده نه معنی شرک را میدانند و نه از بهشت و جهنم و نه از گناه و ثواب چیزی را نمیدانند و کاملایک مشت آدم های مزخرف و در واقع «جهول»، و به همین دلیل سنگ های مقبره ها را در هر جا که دست شان برسد خراب می کنند و می شکنند. اولا به این مجموعه ای از "جهول" اینرا میگویم تا خاطر شان جمع شود: ما به گذشتگان خود بی نهایت احترام داریم، زیرا آنها به ما قرآن آموخته، علم آموخته، نماز را آموزش داده اند،  مبارزه با ظلم و جهل و خرافات را یاد داده اند،  بناء ما اگر اینها را فراموش کنیم عین ناسپاسی است و هرگزفراموششان نخواهیم کرد. و شما نگران ما نباشید زیرا اینکار اولا عین ثواب است و ثانیا چنانچه که شما میگویید گناه است. اگر به قرانکریم باور دارید، شما بار گناه ما را حمل نمی کنید و کسی گناه ما را از شما نمی پرسد، آیه مبارکه «ولاتزرو وازره وزر اخری» در پنج سوره از قرآن کریم تکرار شده است : سوره انعام آیه 164- الاسرا آیه 15سوره فاطرآیه 18 سوره الزمرآیه 7 و سوره النجم آیه 39 ----- امید وارم این مجموعه جهول و قرآن ستیز این آیات را خوانده و به کار مردم کار نداشته باشند و اینرا نیز بدانند که امر به معروف و نهی از منکر که یک دستور قرآنی است، این عمل زشت و ناپسند ایشان را شامل نمی شود بلکه در مغایرت با آن قرار دارد.

ازطرفی اینها اینگونه دست اندازی ها را نسبت به قبور شیعیان کرده که این کار خود یک خوشخدمتی به یهود و دشمنان اسلام است و همین که بوی تفرقه از آن می آید خود خدمت به یهود است که ایشان یا آگاهانه و یا در بدل مزد اینکار را می کنند و یا از روی جهل عملا در خدمت دشمنان دین قرار گرفته اند .

من یقین دارم که این طایفه جهول که نه سنی هستند و نه متعلق به یکی از مذاهب اهل سنت و نه شیعه  هستند، زیرا در مذاهب اهل سنت مخصوصا مذهب  امام ابوحنیفه «رح» اینگونه مزخرفات اصلا راه ندارد . امام ابوحنیفه که یکی از شاگردان امام صادق «ع» رهبر مذهب شیعه است، برای امام صادق ع که فرزند پیامبر گرامی اسلام است جایگاه و احترام خاص قایل است ( نظریات امام ابوحنیفه رح در مورد اهلبیت . نوشته داکتر خواتی) و همچنان این کثافت کاری ها در مذهب شیعه نیز وجود ندارد.

یکی از قیام های مهم شیعیان بعد از حادثه عاشورا قیام حضرت زیدبن امام زین العابدین «ع»است که اینک ما یحیی فرزندش را در دیار خود داریم میباشد، این قیام کاملا بوسیله امام ابوحنیفه کمک و همکاری گردیده است .

من این شکایت را به بزرگان امارت اسلامی پیشکش می نمایم که جلو اینگونه افراد تکفیری و جهول قرآن ستیز را بگیرند، زیرا گمان نمی کنم که برای شما هم قابل قبول باشد که کسی بیاید به مقابر بزرگان شما که عمری را در بندگی خدای یگانه ج  سپری کرده و بشما میراث دینداری بجا گذاشته اند، بی ادبی نمایند .

من به عنوان یک شیعه اثنی عشر بشما بزرگان عرض می نمایم که : ما شما را به عنوان حکومت یک کشور اسلامی از لحاظ سیاسی و اداری قبول داریم و با شما در امور سیاسی و اداری همکار هستیم اما از لحاظ فقهی ما قوانین فقهی خود را داریم، فقه ما فقه امام صادق ع ، استاد همه مذاهب اسلامی میباشد. ما به رهبر فقهی شما قلبا احترام داریم و از شما هم نسبت به رهبر خودما که استاد همه مذاهب است توقع داریم که احترام داشته باشید. ما با امارت اسلامی در کلیه امور دولت داری قصد همکاری داریم، لطفا نگذارید که جمعی تکفیری جهول این روحیه را خدشه دار کنند. اگر اینگونه اعمال تکرار شود یقینا روزی بیش از 12 میلیون شیعه این کشور نسبت به شما حداقل بی تفاوت خواهد شد و این هم برای شما که اگر میخواهید در این کشور چهل میلیونی حکومت کنید بی نها یت سنگین خواهد بود که نسبت به قوانین حکومت و حکومت داری تان حداقل 12میلیون نفوسش که سی فیصد یا چیزی کمتر و زیاد ترکشورمیشود،  بی تفاوت و از اطاعت آن سرباز بزنند و یقینا در برابر اینگونه اعمال زور چوب و چمقاق هم نخواهد رسید، شاید بتوانید با زور تفنگ و ضربات قنداق تفنگ شیعیان را ظاهرا وادار به اطاعت کنید اما هرگز به قلب های آنها راه نخواهید یافت. با چند شیعه رانده شده از جامعه تشیع و درواقع آدم های که میشود آنها را خنثی مشکله گفت، نمیتوانید بگویید که شیعه جز حکومت شما وسهیم در حکومت شما است و همه شیعیان افغانستان را با خود دارید.

بنا تقاضا می کنیم تا لطف نموده نفاق افگنان و کسانی که با نفاق افگنی در واقع تیشه به ریشه اسلام می زنند، را با ریشه و منبعش شناسایی نموده و این شجره های خبیثه را بخشکانید.

به باور من اسلام یک خانواده است که دارای فرزندانی است و این خانواده عظیم با نبود یکی از اعضایش یقینا ناقص است. هیچ یک از اعضای این خانواده به تنهایی نمیتواند و حق ندارد که بگوید من همه کارهء این خانواده هستم. ما همه با همدیگر بودن مکمل این خانواده هستیم و زیب و زینت ما هم در کنار هم بودن ما میباشد. بقول معروف گل به گل بته اش نمود دارد. زینت مسلمانان در همدیگرپذیری و وحدت و یکپارچگی ایشان میباشد. والسلام