۱۳۹۸ تیر ۳, دوشنبه

در پیوند با روابط افغانستان و پاکستان


هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
تشدید چالشهای فرا راه پاکستان
چالشهای موجود بین پاکستان و افغانستان سخن تازه ای نیست، حد اقل شش ماه قبل از تولد پاکستان در سال 1947 م یک سلسله ادعا های ارضی در سرحدات شرقی افغانستان با پاکستان موجود بود. که تیره گی و تشدید آن بوسیله دو دکتاتور صورت گرفت از افغانستان سردار داود خان و از پاکستان جنرال ایوب خان.
البته درین ارتباط اعتقاد ما این استکه موضوع ادعا های مرزی بین افغانستان و پاکستان یک موضوع حل شده است و ادعا های که از جانب یکعده صورت می گیرد. کاملاً بی اساس بوده و صرفا به منظور ادعا های اکثریت قومی و تثبیت این موضوع است و این مناطق که قبلا توسط امیر محمد یعقوب خان، عبدالرحمن خان، حبیب الله خان و امان الله خان به انگلیس ها واگذاری شده بود ،همانگونه که پنجده توسط عبدالرحمن خان و ولایت مروتوسط امان الله خان به روس ها واگذارشد، قابل بازگشت نمی باشد، زیرا پاکستان این مناطق را به رضایت نمی دهد، ما بزور گرفته نمی توانیم و اگر رفراندوم برگزار شود، کسی به جانب ما نخواهد آمد و نهایتاً خسارت این ادعا ها را مردم افغانستان کماکان خواهند پرداخت.
آمدن محمود خان اچکزای و سخنرانی اش در کابل مبنی بر اینکه ما پشتون هستیم اما پشتون پاکستانی و به پاکستانی بون خود افتخار هم می کنیم.
و همچنان در بر خورد یکه در تورخم صورت گرفت عساکر و سربازان پشتون و هزاره پاکستانی بودند که با افغانها جنگیدند. همین کافی هست برای مدعیان دیورند در افغانستان.
اما پاکستان با سیاست مزورانه خود ادعا های بالا تر از این دارد، پاکستان با سیاست تروریست پروری که در افغانستان دردستورکارخود داشته و بعد از شکست روسها حدود بیست و پنج سال است که در افغانستان آنرا عملی می نماید (سیاست ویرانی کامل و زمین سوخته)، به عقیده ما جدا از مسایل خورد و ریز دیگر دو موضوع عمده را دنبال می کند:
1.    پاکستان در سالهای جهاد مقدس افغانستان علیه روسهای اشغالگر آنچه کمکی که از کشور های اسلامی و غیر اسلامی به مجاهدین می شد همه را قبضه نموده و طبق دلخواه خود برای احزاب مجاهدین توزیع می نمودند که از برکت همین کمک ها بود که برای پاکستان زیر ساخت های اقتصادی خوبی تهیه شد.
وازسویی دیگرعدم اطاعت حکومت مجاهدین از پاکستان باعث شد که پاکستان امریکا انگلیس و عربستان سعودی را فریفته و دست به ایجاد تشکیل جدیدی بزنند و افغانستان را که گویا در چنگال روسیه و ایران گرفتار گردیده دوباره به نفع خود مصادره نمایند.
این واقعیتی است که بی نظیر بوتو صدر اعظم وقت پاکستان با صراحت گفت: طرح از امریکا و انگلیس، پول از عربستان و پاکستان تنها مجری طرح بود.
آتشی که برای سوختن خانه های مخروبه مردم افغانستان روشن کرده بودند بالاخره دامن خودشان را فرا گرفت، حادثه 11 سپتامبر 2001 در امریکا آتش آه مادران داغدیده افغانستانی بود که فرزندان شان باسرمایه های خارجی، توسط عمال پاکستانی بخاک و خون کشیده شده بودند. همچنان امروز در داخل پاکستان.
بعد از حادثه 11 سپتامبر امریکا بحال آمد و کمر به نابودی تروریسم بسته و از متحد استراتیژیک خود در منطقه (پاکستان) هم کمک خواست. سیاست مزورانه و سود جویانه پاکستان باعث گردید تا بر این خواست امریکا لبیک گوید.
اما رفتار دو پهلو و سیاست به اصطلاح زدن "هم میخ و هم به نعل" از جانب پاکستان باعث گردید که تروریسم نه تنها نابود نگردد بلکه بیشتر از گذشته تقویت گردید. تا اینکه امریکا بعد از کشته شدن بن لادن به این سیاست دو پهلوی پاکستان متیقن شد.
پاکستان این همه را با هدف بدست آوردن بودجه گزاف مبارزه با تروریسم انجام داده و با این هدف که مثل دوران جهاد همه کمک ها در اختیار خودش قرار گیرد.
2.    سیاست توأم با ستیزه جویی و چند پهلویی پاکستان باعث گردید که افغانستان روز بروز ازین کشور فاصله گرفته و در جهت دوستی با رقیب آنکشور یعنی هند گام بردارد.
دوستی افغانستان با هند که همراه با کمک های مالی و باز سازی زیر ساخت های اقتصاد مثل بند ها و ... باعث گردیده تا خوشبینی های که نسبت به پاکستان بین مردم عوام وجود داشت همه به بد بینی تبدیل گردیده و امروز کمتر کسی در افغانستان پیدا می شود که پاکستان را دوست افغانستان بداند.
این دوستی با هند برای پاکستان به یک نگرانی جدی تبدیل گردیده و با این سیاست دست پاچگی هر روز دست به اقدامی می زنند که خود را به درد سر تازه ای گرفتار می نمایند.
اعزام تروریست ها به افغانستان و متشنج شدن اوضاع افغانستان را به عنوان یک هدف دنبال می کنند.
همین نیت شوم و غیر انسانی، امروز خود شان را به چالش کشیده است، انفجار، حملات تروریستی، حمله های انتحاری که هر کدام دهها و صد ها کشته و زخمی بجای می گذارد در شهر های مختلف پاکستان نشان میدهد که پاکستان این آتش را که برای از بین بردن خانه ها مردم افغانستان افروخته بود دامن خودش را فرا گرفته است.
گروههای تروریستی را که روزی بخاطر جنگ و تخریب بنا های هند درست کرده بودند همه امروز به رخ اربابان و ولی نعمت های خودشان تیغ کشیده و بزرگترین درد سر برای خود شان گردیده و هیچ کدام امروز از پاکستان اطاعت نمی کنند.
شامل شدن پاکستان در لیست حامیان تروریسم بین المللی، قطع راه تجارتی با آسیای میانه، بد نامی در سطح جهان و ... این آغاز کار است.
حملات موشکی پاکستان در ولایت کنرکه از مدتها به اینطرف جریان داشت نشان برتری پاکستان نه بلکه نشان دست پاچگی این کشور و برد باری افغانستان بود که اینک با دستور رئیس جمهوری پاسخ به مثل در برابر این حملات هم آغاز گردیده تا ببینیم که آینده چگونه رقم خواهد خورد. اما اینقدر هست که تا چندی قبل اختلاف پاکستان و افغانستان را همه اختلاف سیاسی می گفتند و مردم پاکستان و افغانستان را ازین معضل بدور میدانستند، اینک مردم هم نسبت به پاکستان به دیده یک دشمن نگاه می کنند. زیرا کمتر خانواده ای هست که از اقدامات تروریستی پاکستان متضرر نشده باشد. پاکستان باید بپذیرد که در همسایگی خود کشوری را که در طول 2200 کیلومترمرز بعنوان دوست و برادر داشت اینک آنرا بدست خود بیک دشمن تبدیل نموده است. واینکه گفته میشد افغانستان ازاین ناحیه آسیب پذیر است،بعد از این، این آسیب پذیری یک جانبه نخواهد بود و همچنان تدیر جلسات صلح همچون جلسه لاهور که کاملا با رنگ و رخ منافقت است گذشته ها را جبران نخواهد کرد . از نظر ما پاکستان برای مبری شدن از این قضیه فقط یک راه دارد ، جلسات نمایشی کارساز نیست فقط پاکستان زمانی میتواند اعتماد مردم افغانستان را کسب نماید که دست از تروریست پروری و صدور آن به افغانستان بکشد. والسلام . صارم 

۱۳۹۸ فروردین ۱۷, شنبه

بنام خدا«ج»



اولویت های امنیت در افغانستان
غلام علی صارم 
حدود  چهار دهه می شود که افغانستان در آتش جنگ و ناامنی می سوزد ، عوامل مختلفی در این بی نظمی و عدم امنیت دخیل میباشد که قسمتی داخلی و قسمتی هم خارجی است .
سوال اصلی در این مختصر این است که در افغانستان اولویت های امنیتی چه می باشد و یا چگونه میتوان آرامش را در این کشور باز گرداند . و در شرایط فعلی چرا این اولویت ها رنگ باخته و جای خود را به مسایل دیگری داده است .
و اما قبل از پرداختن به سوال اصلی لازم می پنداریم که مروری به چستی امنیت داشته باشیم ، و اینکه آنرا چگونه باید تعریف کرد. تا در روشنایی آن به بحث اصلی خود بپردازیم .
واژه «امن » یعنی بی گزند و بی آسیب و دارای آرامش . 
امنیت هم بی گزند و بی آسیبی ، یا حالتی که در آن گزند و خطر و آسیب و ضرر رساندن راه نداشته و آرامش برقرار باشد .
در تعریف امنیت میتوان گفت: امنیت در لغت حالت فراغت از گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویا رویی با هر تهدید و حمله را گویند .  دراصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی ، امنیت ملی و امنیت بین المللی بکار برده می شود. «1»
امنیت به معنی حراست از یک فرد، جامعه، ملت و یک کشور در برابر تهدید های خارجی است و نقطه مقابل «تهدید» به شمار می رود، هر کشوری که بتواند تهدید های بالقوه و بالفعل را از میان بردارد، به آسایش و امنیت رسیده است.
این واژه ابتداء در ادبیات سیاسی امریکا متداول گردید و در پی تغییراتی که بعد از جنگ جهانی دوم در سیاست بین الملل پدید آمد، واژه امنیت کار آیی بیشتر پیدا نمود «والتر لیپمن» محقق و نویسنده امریکایی نخستین کسی است که مفهوم امنیت ملی را به روشنی تعریف کرد: «یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش های اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ بتواند آنرا به پیش ببرد.»(2)
از نظر اصطلاحی، تعریف های مختلفی برای امنیت بیان شده که به دو مورد به عنوان نمونه اشاره می کنیم:
تعریف آرنولد ولفرز، که می گوید: «امنیت در معنی عینی، فقدان تهدید در برابر ارزشهای کسب شده را مشخص می کند و در معنی ذهنی فقدان ترس و وحشت از جمله علیه ارزشها را تعین می کند.
لورنس فردمن، امنیت را دارای مفهوم دو وجهی می داند که از یک سو به معنی ایمنی، نفوذ ناپذیری و عدم شکست در برابر عوامل برونی است، از سوی دیگر به معنای عدم تشویش و اضطراب در برابر عوامل درونی. (3)
دلیل اینکه امنیت را چرا به ابعاد داخلی و خارجی تفکیک می کنند این استکه، پدیده نا امنی بر آیندی از تهدید ها و آسیب پذیری های که در اینصورت نحوه داخلی و خارجی این آسیب ها و تهدید ها هم متمایز هستند.
موضوع دیگر مفهوم امنیت است، آنچه که در مباحث سیاست خارجی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد مفهوم امنیت ملی است نه تنها «امنیت».
امنیت ملی از مفاهیمی استکه عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد، ریشه آن بر می گردد به انقلاب کبیر فرانسه، زمانی که برای اولین بار واژه های چون ملی و ملیت خلق شد و هر کدام تعاریف خاص و محدوده های خاصی را بخود اختصاص دادند، و تا امروز اگر بررسی شود در می یابیم که مفهوم امنیت دچار تحولات مختلفی شده است که انشا الله بصورت مستقل در نوشتاری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
و اما فرهنگ علوم سیاسی علی اقا بخشی امنیت را اینگونه بیان میدارد:
1.     تضمین ایمنی، یعنی قرار های تضمینی سیاسی برای کاهش احتمال بروز جنگ، بر قراری مذاکره بجای محاربه و قصد حافظت از صلح به عنوان شرط طبیعی بین دولتها.
2.     مصئونیت از تعرض و تصرف اجباری و بدون رضایت و دور ماندن از مخاطرات و تعدیات به حقوق و آزادی های مشروع.
3.     وجود اطمینان به سلامت تن و جان، مال و ناموس (4)
عوامل داخلی :
در معنی و تعریف امنیت که در واقع به روشنایی بخشی بحث اصلی ما کمک می کند همینقدر کافی است. پس می پردازیم به پاسخ سوال اصلی مطلب کشوری که قوای ثلاثه آن (مقننه، قضائیه  و اجرائیه) عملاً فعال است و هر سه قوه از جانب دهها کشورمورد حمایت های اقتصادی، نظامی، سیاسی  و ... قرار می گیرند باز هم هر روز بی امنیتی تشدید می یابد. و ضعف های امنیتی و یا به تعبیر دیگر عدم امنیت وجب وجب خاک کشور ما را تهدید می نماید.
راههای مواصلاتی بین مرکز و ولایات کاملا نا امن است. حتی در نزدیکترین ولایت به مرکز کشور (میدان وردک) رفت و آمد همراه با دنیای از خطر است.
چنانچه در همین نزدیکی ها شاهد کشته شدن یازده نفر از کارمندان ریاست محکمه ولایت میدان حین باز گشت شان از کابل وبودیم.
از نظر ما جواب به سوال مطرح شده این است که: امنیت کشور، امنیت خطوط مواصلاتی، امنیت زیر ساخت های اقتصادی کشور، امنیت آبرو و حیثیت و عزت مردم کشور، برای کسانی که در رأس هستند و وظیفه دار تأمین آن هستند به جوی ارزش ندارد.
آنچه امروز درین کشور از لحاظ امنیتی ارزش دارد مردم و مملکت نیست بلکه سلامت اقایونی است که مافیایی گونه در رأس قدرت اداری قرارگرفته اند .
شاهد ما بر این مدعا وجود دیوار های ضخیم کانکریتی در اطراف خانه ها و دفاتر کاری ایشان، و مسدود نمودن کوچه و سرکهای فرعی و در بعضی موارد سرکهای عمومی  می باشد.
نمونه مهم تر از همه محاصره کردن ارگ ریاست جمهوری با کانتینر های آهنین در برابر تظاهرات مدنی مردم در بیست هفتم ثور همین سال بود. اگر همین مصارف و همین تدابیری که در برابر یک حرکت مدنی اتخاذ کرده بودند، در کندز اتخاذ می نمودند امروز ما شاهد این همه خونریزی و فجایع  نبودیم.
بودجه دولت بجای اینکه در پروژه های تولیدی و زیر ساخت های اقتصادی مصرف شود، به سنگ ها و دیوار های کانکریتی و لنکروز های قیمتی مصرف می شود.
هر وزیر و وکیل و هر والی و قوماندان بعضا تا ده و پانزده عراده موتر های همرنگ را با خود دارند.
جناب آقای استاد ورسجی نویسنده و دانشمند شهیر کشور در مطلب کوتاهی به این موضوع اشاره فرموده اند: «در افغانستان امنیت مقام های حکومتی بر امنیت بردم برتری پیدا نموده است. برتری که حکومت و حکومتی ها را نزد مردم بی ارزش و به تروریستان فایده رسانده است.» (صفحه فیسبول ایشان )
واقعا امنیت و عزت مردم و کشور نزد آنهایی که مسئولیت آنرا به عهده دارند به اصطلاح حکومتی ها چنان بی ارزش شده که وقتی خبر از کشته شدن دهها هموطن مظلوم و بیگناه ما، مثله کردن و سر بریدن اطفال که قلب مردم دنیا را تکان میدهد اما در ین کشور آب از آب تکان نمی خورد.
در نتیجه میتوان گفت که در افغانستان با توجه به اینکه امنیت مردم، کشور، خطوط مواصلاتی زیر ساخت های اقتصادی، خط تولید و انکشاف زراعت برای بهبود وضع زندگی مردم در اولویت قرار داده شود تامین امنیت شخصیت های کاذب و تحمیلی که با معامله گری و زور آوری نبض حکومت را بدست گرفته اند اولویت اصلی و اساسی گردیده است. از همین روست که هر روز خسارت بی امنیتی و فشار دشمن را مردم کشور متحمل می شوند.
بناء تا زمانیکه این وضعیت تغییر نخورده و امنیت مردم و رشد اقتصاد و فرهنگ مردم در اولویت قرار داده نشده بد بختی ها همچنان پا بر جا و ازدیاد خواهد یافت. بقول معروف:
گر همین مکتب است و این ملا
حال طفلان خراب می بینم
عوامل خارجی :
شکی نیست که طی پانزده سال گذشته  قوت های خارجی به سرمداری امریکا شاهرک های اساسی امنیت و سایر مسایل کشوری را بدست داشته است، که حتی در این ارتباط (تامین امنیت در افغانستان ) قرارداد های هم به امضا رسیده است که با تاسف سودی بحال این مملکت و مردمش نداشته.
باید اذعان داشت که امریکا پولی را که با آن زمانی اروپا را آباد کرد و به اصطلاح روی پایش ایستاد ه نمود، با مقدار بیشتر از آن در افغانستان حتی نتوانست اعتمادسازی نموده حداقل تامین امنیت نماید.
دلیلی که میتوان به این موضوع ارائه کرد این استکه : در افغانستان چنانچه مشاهده میشود سالهاست که حکومت تک قومی و یا حکومت قبیلوی با پشتبانه خارجی ، بیداد نموده است . 
تاریخ گواه است که بار بار ولایات این کشور بین فرزندان شاه تقسیم گردیده ،‌ و همچنان بار بار قربانی جاه طلبی های شهزادگان احمق گردیده است .
اگر از گذشته های دور صرف نظر کنیم و نگاهی به سالهای حکومت ظاهرشاه نماییم می بینیم که با فرمان شاه بچه چنداولی (بچه شیعه ) حق نداشت در وزارت خارجه کار نماید .
دانشکده های طب ، حقوق مخصوص به قوم خاص و احیانا به بکس برداران شان بود، بورس های تحصیلی مخصوصا حقوق و علوم سیاسی مخصوص یک طبقه بود ، که امروز اکثریت آنها در کشور های خارج بسر می برند، و همه با وجودیکه سالهاست در دنیای مترقی زندگی می کنند حتی لحظه ای هم از فکر مردود عصبیت های قومی بدور نبوده اند .
از همین قماش افراد که امروز در دنیای غرب زندگی می کنند همه بشمول امریکا از آنها به عنوان مشاوردر امور افغانستان استفاده می نمایند و آنها هم که فکر شان محدود به قبیله ای است که سالها با پول و سرمایه خارجی اعم از امریکا و انگلیس و جا های دیگر بر مقدرات این کشور حکومت کرده اند به امریکا مشوره ای بالاتر از این نمیدهند .
زمانی زباله های مارکسیزم (ترکی ، امین ، ببرک و آخرین مهره فساد شان نجیب) به ارباب شان شوروی وقت مشوره دادند که 99% مردم افغانستان با ماست بیایید و یک شبه افغانستان را تسخیر نمایید تا در آینده نزدیک به آبهای گرم هند دسترسی پیدا نموده و خواب های پطر کبیر را به واقعیت تبدیل نمایید. روسها فریب این مشوره را خورده و خودرا به گرداب افغانستان انداختند و بالاخره دیدیم که غرق شدند . ما یقین داریم که اگر روسها فریب این مشوره های غلط را نمی خوردند هرگز به چنین شکست فاحش روبرو نمی گردیدند .
امریکا نیز آنطوریکه عملا دیده می شود فریب مشوره های کاذب کسانی را که میخواهند حاکم مطلق این کشور باشند نوش جان نموده است ، زیرا می بینیم که حلقه های که امروز به افغانستان خیانت می کنند ، عملا قدرت سیاسی را هم بدست دارند،  امریکا از آنها حمایت می نماید .
کم کاری ها، مدیریت ضعیف و سیاست های خائینانه که هم با تروریسم می جنگند و هم از آنها حمایت می کنند و نهایتا همه بدبختی ها را که از ناحیه خود شان است به کشور های خارجی نسبت میدهند، که به عقیده ما این خصلت حاکمان ضعیف و مدیران نالایق است که تقصیرات خود را از ناحیه دیگران دانسته و دست به تبلیغات می زنند، و کم کاری های خود را بدیگران نسبت میدهند، تا در برابر کشور های تمویل کننده توجیهی داشته باشند.  
امریکا خوب بداند، سرمایه های را که سنت سنت از جیب مردم امریکا گرفته و به افغانستان مصرف می کند، در اختیار کسانی قرار داده که موفقیت خود را در بی امنیتی افغانستان می دانند، و خود تلاش می ورزند که این کشور همچنان در بی امنیتی قرار داشته باشد تا اینها بتوانند سودی کسب وزری اندوخته  و در بانک های خارج ذخیره نمایند. 
عین عمل را سالها قبل انگلیس ها در افغانستان انجام داد که نتیجه اش در افغانستان همین است که امروز کلمه انگلیس در این کشور فحش به حساب می آید، یعنی کسی که بخواهد کسی را تحقیر و توهین نماید و یابا کلمه زشت و رکیک مخاطب قرار دهد، انگلیسش خطاب می کند.
پاکستان نیز طی چند دهه اخیر این سیاست شوم را در افغانستان دنبال نموده است وهنوز هم به آن پافشاری می نمایند ، وقوم خاصی را تحت پوشش و حمایت خود قرار داده و چنان زمینه سازی نموده اند که سیاست و  سرمایه ، هردو را اینها در دست داشته باشند .
اما به نظر ما  وضعیت حاکم  در افغانستان و جهان این گونه افکار شوم و خائنانه را نمی پذیرد و این اندیشه  جای پایی برای خودتهیه نخواهد توانست. و مردم افغانستان هم از لحاظ فکری این توانمندی را بدست آورده اند که با افکارفاشستی عده ای که میخواهند سرنوشت همه را به بازی بگیرند ، مبارزه نمایند.
امریکا نیز باید متوجه این مسئله باشد که : مگر با شعار دموکراسی و حکومتداری خوب و مبارزه با بی عدالتی در افغانستان نیامده ؟  اما با تاسف  که همان شیوه حکومتداری فاسد قبیله سالاری را که سالهاست در این کشور خیانت نموده و اکثریت ساکنین کشور را در انزوا قرار داده و حق شان را  غصب نموده اند، عملا همکاری نموده و امکاناتی را که به افغانستان تخصیص داده شده همه را در اختیاز جمعی خاص قرار داده که  مافیایی گونه کشور ما را به گروگان گرفته اند.
به نظر ما ادامه وضعیت فعلی در افغانستان و کمک های که از جانب کشور های خارجی دررأس امریکا برای عده ای معلوم الحال صورت می گیرد ، کمک به افغانستان نه ، بلکه خیانت و ظلم به این سرزمین و مردمش میباشد و یقینا این حرکت بجایی نرسیده و روزی شاهد این خواهیم بود که امریکا هم به سرنوشت روسها در این کشور گرفتار آید. ( باد این سخن بگوشت ، ما مرده و توزنده )



منابع:
1.     آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی، چاپ هشتم، ص 38
2.     محمدی، علی، نگاهی به مفهوم امنیت در جهان امروز، جام جم، 30/8/1381
3.     محمدی، عبدالحمید، افغانستان در مسیر صلح و امنیت، ص 68
به نقل از مقاله مفهوم امنیت پژوهشکده مطالعات راهبردی ج 1 ص 319
4.     علی آقا بخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی ص 612

۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

سال نوو بهار طبیعت مبارک

ای شوخ بهار است بیاهمره من شو
بشکفته و خندان چوگل غنچه دهن شو
انواع ریاحین همگی زینت باغ اند
بخرام دراین باغ تو هم زیب چمن شود
تا ازکمکت پاره دل دوخته گردد
برسوزن خیاط طبیعت تو رسن شود
(روح شهید بلخی شاد و خرم باد)
سال نو، بهار طبیعت به همه دوستان مبارک باد. از خداوندبزرگ«ج آرزو می نمایم که سال نو سال ختم جنگ و درگیری و سال صلح و همدلی و برادری باشد ، والسلام 
صارم

۱۳۹۷ اسفند ۸, چهارشنبه

اوج گیری تنشها میان هندو پاکستان













شاخ به شاخ شدن هند وپاکستان ؛ بخاطرتروریست پروری دومی، وتا ثیرآن براوضاع افغانستان
ابراهیم ورسجی
نهم ماه حوت 1397
روزچهاردهم ماه فوریه / بیست وچهارم ماه دلو ،جیش محمد ودراصل جیش شیطان ، یا شاخه ای ریشوی ارتش پاکستان  با یک حمله تروریستی درکشمیر زیر اداره هند ، باعث کشته شدن 41 سربازهندی شد. عمل تروریستی وننگین که هند وپاکستان را باهم شاخ به شاخ کرد. درادامه ای آن، طوریکه دیده شد، سه روز قبل، نیروی هوای هند یک پا یگاه تروریستی جیش شیطان را درکشمیر زیر اداره پاکستان بمبارد وبراساس برآورد منابع هندی ده ها تروریست را روا نه ای دیار عدم کرد. خبرگزاریی پاکستان که زیر اداره ارتش می با شد، از بی تلفات بودن حمله ای هوای هند سخن گفت. اگرحمله هوا ی هند به پا یگاه لشکرشیطان یا تروریستان زیراداره ارتش پاکستان تلفات جانی داشت یا نداشت ، برای من مسئله ای  مهم نمی باشد. برخلاف ،حمله تروریستی نامبرده ارتش های هند وپاکستان را رودرروی هم قرارداده تنشی درمناسبات هردوکشور ایجاد کرده است که بزودی مهارآن آسان به نظرنمی رسد. همین که ، سخن گوی ارتش پاکستان ادعا کرده است که یک هواپیمای جنگی هند را درقلمروسرزمینی خود درکشمیر سرنگون کرده است ،نشان می دهد که مناسبات دیپلماتیک میان دهلی نو واسلام آباد، گرفتاربحران ژرف شده است. بحرانی که تا ثیرخاص خود را براوضاع افغانستان خواهد گذاشت.
با درنظرداشت بحران ژرف زاده ای بم گذاریی تروریستی لشکرشیطان ، یا شاخه ای ریشوی ارتش پاکستان درمناسبات دهلی نو واسلام آباد وتا ثیر منفی آن براوضاع منطقه ، بسیاری رهبران جهان تا کید بر خود داریی هردوطرف ازدامن زدن به تنش های بیشتر کرده اند. ازاین نگاه که ، رقابت میان هند وچین ، دو قدرت بزرگ آسیا یی ادامه دارد وپاکستان توقع حمایت دومی را برای تروریست پروریی خود دارد، موضع پکن برای نویسنده مهم می باشد. طوریکه ازرسانه های جهانی دریا فت کردم ، سخن گوی وزارت خارجه چین هردو طرف را به خود داری ازدامن زدن به تنش دعوت کرده است. یعنی پکن با دفاع ازتروریست پروریی  ارتش پاکستان ، نمی خواهد که مناسبات سیاسی وتجارتی بزرگ خود با دهلی نو را تضعیف نما ید. مسئله ای که یک نوع تو دهنی زدن به پاکستان می باشد. جالب این است که ، روز27 فوریه / هشتم ماه حوت ، گردهمایی وزیران خارجه ای هند ، چین وروسیه دریکی ازشهر های چین برگزارشد که درآن وزیرخارجه ای چین به همتای هند یی خود ازکا هش تنش سخن گفت وا اصرارکرد که  پاکستا ن علیه تروریسم مبارزه می کند. اما خانم سشما وزیر خارجه ای هند به تفاهم جهانی علیه تروریسم تا کید کرد. یعنی جهان به مبارزه پاکستان علیه تروریسم باور ندارد.
ازپیش معلوم  بود که ، هرسه کشورشرکت کننده درگردهمایی چین ، دراین موضوع توافق نظرندارند که پاکستان علیه تروریسم مبارزه می کند. ازاین نگاه که هند به پا یگاه یک گروه تروریستی درخاک پاکستان حمله کرده وپا تریک شنا هان ،سرپرست وزیردفاع امریکا ، وزیران خارجه ای روسیه وچین خواستارنرمش دوطرفه شده اند ، معلوم می شود که ، ازتنبیه پاکستان توسط هند نا راحت نیستند اما ازگسترش تنش درمنطقه نگران می باشند. نگران البته ازدونگاه:نخست،ممکن است که ازتنش میان هردوکشور ، تروریستان بهره برداری کنند. دوم، هند وپاکستان وارد جنگ نشوند. جنگی که درآن با حتمال قوی ارتش پاکستان بخاطرناتوانی درمقابله با ارتش هند ، به کاربرد سلاح اتومی متوسل وفاجعه آفرینی برای خودش ومنطقه خواهد کرد.
برپا یه ای اطلاعی که ازتوان ضعیف پاکستان دربخش های اقتصادی ودفاعی درمقا یسه با اقتصاد ونیروی دفاعی نیرومند هند دارم ، می توانم بگویم که فرماندهی ارتش پاکستان با ارتش  هند ، یا نیروی بسیارقوی ترازخود براه راست درگیر نمی شود وبه استفاده ازتروریستان مذ هبی علیه آن ادامه می دهد. البته ، دردوسنگر:نخست ،در افغانستان. دوم، درکشمیرزیر اداره هند. همین که سفیربی سواد پاکستان درکابل، گفته است که بحران درمناسبات کشورش وهند ، برپروسه ای صلح درافغانستان تا ثیرمنفی می گذارد. درحقیقت، احمقانه ابرازکرده است که تروریسم صا د را تی کشورش به افغانستان بنام مبارزه با هند ادامه پیدا می کند. نا آگاه ازاین که ، امریکا،هند، ایران، چین، روسیه وجهان متوجه تروریست پروریی پاکستان درافغانستان می باشند. یعنی تروریست پروریی پاکستان همزمان با مصیبت آفرینی برای افغانستان ، به خود آن هم ضربه زده ومی زند.
دررا بطه به تروریست پروریی پاکستان درافغانستان ، مسئله جالب این است که ، تروریسم پاکستانی به کشورما محد ود نما نده ودرهند که قبلا ادامه داشت، اکنون به ایران هم رسیده است. ازاین رو، پاکستان درمنطقه منزوی ترشده است. با وجود این که ، پاکستان بطور بی سابقه ای درمنطقه منزوی شده وکشورهای فرا منطقه ای هم دیگر به استد لال های دروغین نظامی ها وسیاسی های پاکستانی مبنی بر این که نه تنها مخالف تروریسم می باشند بلکه تروریستان تلفات زیادی به کشورشان تحمیل کرده اند، باورنمی کنند! بنا براین ،ازدو رخ داد مربوط به پاکستان بسیارخرسند شدم:نخست،بطوربی سابقه ای ، زیرفشارهند قرارگرفته وبا تروردرایران وخوش رقصی به سازعربستان که درسفراخیربن سلمان به اسلام آباد دیده شد،خشم تهران را هم تا حدی علیه خود برانگیخته است! دوم،هم امریکا دروازه های کمک وقرضه دهی به پاکستان را بسته کرده هم چین بخاطربمبارد نیروی هوای هند به یک پا یگاه تروریستان درکشمیرزیراداره پاکستان، بد فاع ازموضع پاکستان نه پرداخت وروسیه هم درزمینه موضع همسازباچین گرفت. به عبارت دیگر، پرسه زدن های پاکستان درپکن ومسکو، بی ثمرتمام شد.
بنا برآن ، سه نوع رفتارمنا فقا نه وتباه کا را نه ازپاکستان دررابطه به افغانستان قابل پیش بینی می باشد:نخست ،گسترش کمک به تروریستان برای امتیازگیری از امریکا ازطریق گفت وگو های دوحه میان خلیلزاد وطالبان. دوم ، درصورت امتیازندادن امریکا، برای جلب کمک های پکن ومسکو، با تقویت تروریستان، ضربه های بیشتری به حکومت دست نشانده آن درکابل می زند. سوم، برای ضربه زدن به هند وافغانستان ،مسیررسا نش کا لای هندی ازطریق چا بهاربه افغانستان وآسیای مرکزی را توسط تروریستان درولایت های نیمروز ، فراه وهلمند ، مختل می کند. معلوم است که این مسیر افغانستان را ازمحاط به خشکه بودن ونیازمندی به مسیر پاکستان آزاد وضربه محکم اقتصادی به آن کشوروارد می نماید. ازاین لحاظ که درمسیرچا بهار، افغانستان ، ایران وهند ، فا یده های اقتصادی واستراتژیک دارند ،مانع تراشی های پاکستان درآن زیان های به خود مانع تراش هم دارد.
بهرحال ، درجهان امروز،همه یا بسیاری کشور ها دنبال توسعه اقتصادی ازطریق رشد تولیدات درونی وتجارت بیرونی می گرد ند. پروسه ای خوشا یندی که پاکستان با تروریست پروری آن را مختل وبه خود و افغانستان  تا کنون ضربه زده است. ازاین رو، حق با احمد رشید ، تحلیل گرپاکستانی می باشد که گفته است:" پاکستان قبلا پوشاک وخوراک تولید وبه جهان صادرمی کرد؛ برخلاف، اکنون، تروریسم طالبانی را تولید وصا درمی کند." ازاین نگاه که ، منطقه وجهان به رشد اقتصادی نیازمبرم دارند وتروریسم مانع بزرگ آن می باشد. امید وارهستم که پاکستان سرعقل آمده با پا یان دادن به کمک به تروریستان علیه افغانستان وهند به خصوص اولی، کمک به توسعه تجارت ورشد اقتصاد یی خود، افغانستان ومنطقه نما ید. درغیرآن ،مسئولیت تاریخی مردم افغانستان به خصوص آگاهان آن ها می با شد که دوکارزیررا انجام دهند:نخست،درجهت ایجاد حکومت داریی خوب مبارزه نما یند. زیراکه ، با حکومت داریی خوب ،می توان حاکمیت سرزمینی را تامین وپاکستان را سرعقل آورد. دوم،مردم افغانستان به خصوص پشتو زبان ها را که درنتیجه ضعف نخبگان سیاسی- فرهنگی آن ها، منبع مواد خام تروریسم طا لبا نی پاکستان شده اند، در مبارزه علیه تروریسم ، بسیج کنند. درغیرآن ، به گفته ای شاعرنغزگوی فارسی: " اگراین مکتب است واین ملا / وضع طفلان خراب می بینم!