۱۴۰۵ شهریور ۲۱, شنبه

افغانستان خانه مشترک همه ماست

 

افغانستان خانه مشترک همه ماست

غلام علی صارم

22 سنبله 1405

افغانستان سرزمینی است که قرن‌هاست اقوام، زبان‌ها، مذاهب و فرهنگ‌های گوناگون در آن زندگی کرده‌اند. امروز نیز افغانستان خانه مشترک همه شهروندان آن است، خانه‌ای که متعلق به یک قوم، یک زبان، یک مذهب و یا یک جریان سیاسی نیست. طبق آمار های صورت گرفته در افغانستان بیش از سی و دو گروه قومی زندگی می‌کنند و هرکدام بخشی از تاریخ، فرهنگ و هویت این سرزمین را تشکیل می‌دهند.

با تأسف باید گفت که بسیاری از افغانستانی‌ها، چه در داخل کشور و چه در خارج، بخش بزرگی از وقت و انرژی خود را صرف نقد، توهین، تحقیر و تخریب یکدیگر می‌کنند. گاهی این اختلافات قومی است، گاهی زبانی، گاهی مذهبی و گاهی سیاسی، اما نتیجه تقریباً همیشه یکی است: عمیق‌تر شدن فاصله‌ها و دشوارتر شدن زندگی مشترک.

سؤال اساسی این است که از این همه دشمنی و خودبزرگ‌بینی چه چیزی نصیب ما شده است؟

چهار دهه جنگ و درگیری داخلی باید برای همه ما یک درس بزرگ تاریخی باشد. در این مدت گروه‌های مختلف سیاسی، قومی و نظامی با یکدیگر جنگیدند. هر گروهی در مقطعی تصور می‌کرد می‌تواند رقیب خود را شکست دهد و از صحنه حذف کند. اما تاریخ نشان داد که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.

هیچ قوم افغانستان نتوانسته و نخواهد توانست قوم دیگری را از این سرزمین حذف کند. هیچ زبان افغانستان نمی‌تواند زبان دیگری را از میان ببرد. هیچ مذهب و هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند تمام جامعه را مطابق خواست خود شکل دهد. افغانستان واقعیتی متنوع دارد و این تنوع را نمی‌توان با زور، توهین و تبلیغات از بین برد.

بنابراین، اگر چهار دهه جنگ نتوانست ما را از یکدیگر جدا کند، چرا هنوز باید به دنبال نابودی، تحقیر و حذف یکدیگر باشیم؟

ما باید یک واقعیت ساده را بپذیریم: اگر افغانستان خانه مشترک ماست، باید راهی برای زندگی مشترک پیدا کنیم.

زندگی مشترک به معنای آن نیست که همه مانند هم فکر کنیم. اتفاقاً جامعه سالم جامعه‌ای است که انسان‌ها در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف نظر دارند، اما اختلاف خود را به دشمنی تبدیل نمی‌کنند.

ممکن است یک نفر پشتون باشد و دیگری تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، نورستانی، پشه‌ای، قزلباش و یا متعلق به یکی دیگر از اقوام افغانستان. ممکن است یکی سنی باشد و دیگری شیعه. یکی دری صحبت کند و دیگری پشتو یا زبان دیگری. این تفاوت‌ها نباید دلیل دشمنی باشند زیرا انسان پیش از آنکه متعلق به قوم و زبان و مذهب باشد، انسان است.

مشکل بزرگ ما آنجاست که گاهی هویت خود را با تحقیر هویت دیگران تعریف می‌کنیم. تصور می‌کنیم برای بزرگ نشان دادن قوم، زبان یا گروه خود باید دیگران را کوچک کنیم. در حالی که بزرگی واقعی در احترام گذاشتن به دیگران است.

کسی که برای اثبات برتری خود مجبور است به دیگران توهین کند، در حقیقت هنوز معنای واقعی بزرگی را نفهمیده است.

امروز فضای مجازی نیز این مشکل را تشدید کرده است. بسیاری از افراد پشت نام‌های مستعار یا صفحات شخصی، سخنانی می‌نویسند که اگر در یک مجلس رو در رو قرار می‌گرفتند شاید هرگز جرأت بیان آن را نداشتند. توهین قومی، دشنام مذهبی، تحقیر شخصیت‌ها و انتشار مطالب تحریک‌آمیز، هر روز بر آتش اختلافات می‌افزاید و آنرا شعله ور تر می سازد.

باید بدانیم که هر نوشته و هر سخنی مسئولیت دارد. ممکن است یک جمله چند ثانیه طول بکشد تا نوشته شود، اما آثار آن سال‌ها باقی بماند.

افغانستان بیش از هر چیز به عقلانیت، تحمل و گفت‌وگو نیاز دارد. اگر کسی طرحی برای آینده افغانستان دارد، آن را مطرح کند. اگر فکر می‌کند نظام سیاسی باید تغییر کند، راه‌حل خود را توضیح دهد. اگر درباره حقوق اقوام، زنان، جوانان، زبان‌ها، مذهب‌ها، اقتصاد، آموزش، عدالت و توسعه نظری دارد، آن را با استدلال بیان کند.

اما توهین به دیگران طرح سیاسی نیست.

تحقیر یک قوم برنامه ملی نیست.

دشنام دادن به مخالف، دلیل بر حقانیت انسان نیست.

اگر کسی توان ارائه یک طرح قابل قبول برای زندگی مشترک را ندارد، حداقل نباید به آتش نفاق دامن بزند.

ما نیازمند طرحی هستیم که در آن هیچ شهروند افغانستان احساس نکند که شهروند درجه دوم است. طرحی که حقوق همه را به رسمیت بشناسد و به انسان‌ها اجازه دهد با حفظ هویت قومی، زبانی و مذهبی خود، در کنار یکدیگر زندگی کنند.

افغانستان زمانی می‌تواند از بحران‌های پی‌درپی عبور کند که به جای پرسیدن اینکه «چه کسی باید بر دیگری پیروز شود؟»، این پرسش را مطرح کنیم که «چگونه می‌توانیم با وجود اختلافات، در کنار یکدیگر زندگی کنیم؟»

پیروزی واقعی آن نیست که یک قوم بر قوم دیگر غلبه کند، پیروزی واقعی آن است که فرزندان همه اقوام افغانستان بتوانند در امنیت، عزت و آرامش زندگی کنند.

چهار دهه گذشته برای ما کافی است. هزاران کشته، میلیون‌ها مهاجر، ویرانی شهرها و روستاها، فقر، بی‌اعتمادی و عقب‌ماندگی باید به ما آموخته باشد که ادامه دشمنی راه نجات نیست.

بیایید دست‌کم از یکدیگر متنفر نباشیم.

اگر نمی‌توانیم یکدیگر را دوست داشته باشیم، یکدیگر را تحمل کنیم.

اگر نمی‌توانیم همدیگر را تحمل کنیم، حداقل به یکدیگر توهین نکنیم زیرا اینکار نه انسانی است و نه اسلامی.

و اگر توان ارائه راه‌حل نداریم، حداقل آتش اختلاف را شعله‌ورتر نسازیم.

افغانستان متعلق به همه ماست و هیچ‌کس با حذف دیگری به تنهایی صاحب افغانستان نخواهد شد. آینده این سرزمین نیز نه با خودبزرگ‌بینی یک گروه، بلکه با پذیرفتن واقعیت تنوع اجتماعی و سیاسی آن ساخته خواهد شد.

بیایید به جای اینکه تمام روز یکدیگر را نقد و تحقیر کنیم، بخشی از همان انرژی را صرف ساختن راه‌حلی کنیم که برای اکثریت مردم قابل قبول باشد.

افغانستان خانه مشترک ماست، خانه‌ای که اگر آن را بسوزانیم، همه با هم زیان خواهیم کردو خواهیم سوخت  و اگر آن را آباد کنیم، همه با هم سود خواهیم برد. به امیدروزی که سخن از نفاق، و دیگر اعمال غیراسلامی و انسانی نبوده و قانون انسانیت و اسلامیت حاکم باشد......

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر