بنام خدا«ج»
«طرحی پیرامون حل تنش های افغانستان و پاکستان»
تحت عنوان فوق قبلا طرحی را جهت رفع تنش های افغانستان و پاکستان تهیه
و خدمت خوانندگان محترم ارایه نمودم و ضمنا در کتابی که با عنوان « افغانستان، هند
و پاکستان بروایت تاریخ و تحلیل » بصورت الکترونیکی پخش شد نیز گنجانیده شده است.
اینک در جهت اجرایی شدن آن، طرحی را بصورت پنج مرحله ای آماده نمودیم که در ذیل آن
تقدیم خوانندگان و پژوهشگران می شود. قابل تذکر میدانم که طرحی که قبلا آماده کرده
بودم و اینک بخاطر اجرایی شدن آن مطالبی را نوشته ام کاملا تکیه برحل مسالمت آمیز
موضوع میباشد، زیرا من جنگ را راه حل ندانسته و حل تنش بین افغانستان و پاکستان را
یک ضرورت میدانم و انسداد راه ها و گاهی حملات ظالمانه هوایی نه تنها به حل معضل
کمک نمی کند بلکه به تیره گی روابط و خصومت ها می افزاید آنرا تقبیح می کنم.
اینهم طرحی که بخاطراجرایی شدن طرح قبلی تهیه گردیده است:
طرح پنجمرحلهای همسایگی مسالمتآمیز افغانستان و پاکستان:
مرحله اول: توقف فوری چرخه انتقام
نخستین کار باید ایجاد یک توافق عدم تشدید تنش باشد.
یعنی:
حمله هوایی به خاک یکدیگر متوقف شود؛
گلولهباران مرزی متوقف شود؛
هیچ طرفی تهدید نظامی علیه طرف مقابل نکند؛
اگر حادثهای در مرز اتفاق افتاد، قبل از پاسخ نظامی، یک کانال ارتباط
فوری فعال شود.
این مرحله بسیار مهم است، زیرا وقتی گلوله شلیک شد، حتی یک حادثه کوچک
میتواند افکار عمومی دو کشور را تحریک و دولتها را به واکنش متقابل مجبور کند
وچه بسا که جنگهای که ماه ها و سالها دوام کرده معمولا با فیریک گلوله آغاز گردیده
است که آنهم اکثرآ توسط افراد مغرض و استفاده جو بوده است.
مرحله دوم: جدا کردن امنیت از ملتها
به نظر من یکی از اشتباهات بزرگ این است که اختلاف امنیتی میان دو دولت،
به دشمنی میان دو ملت تبدیل شود.
پاکستان باید بداند که افغانستان مساوی طالبان نیست و افغانستان نیز
باید بداند که پاکستان مساوی ارتش یا حکومت پاکستان نیست.
این یک واقعیت است و شاید هم به زعم عده ای خوش نیابد چه در افغانستان و چه در
پاکستان.
میان دو ملت پیوندهای فراوان وجود دارد: دین، زبان، فرهنگ، تاریخ،
خانوادهها، تجارت و جغرافیا. حتی وزارت خارجه پاکستان نیز بر اشتراکات دینی،
فرهنگی و تاریخی دو کشور تأکید میکند و مرز دو کشور را بیش از ۲۶۰۰ کیلومتر اعلام
کرده است.
بنابراین، حتی اگر دولتها اختلاف داشته باشند، ملتها نباید گروگان
اختلاف دولتها شوند.
مرحله سوم: ایجاد یک کمیسیون مشترک امنیتی:
به نظر من گره اصلی امروز همین مسئله است.
پاکستان میگوید از خاک افغانستان علیه پاکستان حمله صورت میگیرد،
افغانستان این اتهام را رد میکند. در چنین وضعیتی، هر طرف خودش قاضی پرونده خودش
شده است.
راه حل این است که یک کمیسیون دائمی تشکیل شود با حضور:
افغانستان + پاکستان ودوکشوردیگرمنطقه به توافق دو کشور.
این کمیسیون باید درباره حوادث امنیتی تحقیق کند.
مثلاً اگر در پشاور انفجاری رخ داد و پاکستان گفت عاملان از افغانستان
آمدهاند، موضوع باید به کمیسیون ارائه شود. اگر افغانستان ادعا کرد پاکستان در
خاک افغانستان حمله کرده، آن نیز باید از طریق کمیسیون بررسی شود.
یعنی از این پس:
اتهام - تحقیق - شواهد - نتیجه - اقدام
نه:
اتهام - خشم - حمله - تلافی - جنگ.
این به نظر من مهمترین قسمت طرح است.
مرحله چهارم: تجارت را از سیاست جدا کنیم.
این موضوع برای افغانستان و پاکستان بسیار حیاتی است.
مرز افغانستان و پاکستان نباید هر بار که روابط سیاسی خراب شد، به روی
تاجران بسته شود. در سال ۲۰۲۶ نیز اختلال طولانی در تجارت و ترانزیت یکی از عوامل
استمرار تنش بوده است.
من پیشنهاد میکنم دو کشور یک معاهده مصونیت تجارت از اختلافات سیاسی
امضا کنند.
یعنی حتی اگر روابط سیاسی خراب شد:
مواد غذایی، دارو، کالاهای تجارتی و ترانزیتی نباید قربانی اختلافات
سیاسی شوند.
گذرگاههای تورخم، سپینبولدک و سایر گذرگاهها باید تحت مقررات مشخص
فعالیت کنند و بستهشدن آنها فقط در شرایط استثنایی و با سازوکار مورد توافق دو
کشور امکانپذیر باشد.
در اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد: تاجر افغانستانی و تاجر پاکستانی دشمن یکدیگر نیستند، آنها از
صلح سود میبرند.
مرحله پنجم: مسئله مهاجران را از اختلاف سیاسی جدا کنیم.
یکی از دردناکترین موضوعات روابط دو کشور، مسئله مهاجران افغان است.
حتی اگر حکومتهای دو کشور اختلاف داشته باشند، مهاجر نباید وسیله
فشار سیاسی شود.
باید یک توافق دوجانبه ایجاد شود که:
بازگشت مهاجران تدریجی، زیرنظر ملل متحد و با برنامه باشد؛
اموال و داراییهای آنان محترم شمرده شود؛
خانوادهها از هم جدا نشوند؛
کودکان و بیماران در روند بازگشت مورد توجه قرار گیرند؛
و هیچ تصمیم سیاسی علیه حکومت افغانستان به صورت جمعی علیه مردم
افغانستان اعمال نشود.
اما درباره مسئله دیورند:
به نظر من این مسئله باید فعلاً از میز مذاکرات امنیتی و اقتصادی جدا
شود.
چرا؟
زیرا اگر از همان روز اول مذاکره، افغانستان و پاکستان بر سر مالکیت
یا وضعیت نهایی خط دیورند وارد بحث شوند، احتمالاً تمام مسائل دیگر تحتالشعاع آن
قرار میگیرد.
میتوان گفت:
ما این اختلاف تاریخی را انکار نمیکنیم، اما اجازه نمیدهیم اختلاف
تاریخی مانع زندگی مسالمتآمیز دو ملت در قرن بیستویکم شود.
این یعنی مسئله حذف نشده، بلکه برای حل مسائل فوری، موقتاً در مسیر
جداگانهای قرار گرفته است.
یک پیشنهاد مهم دیگر: «شورای بزرگ همسایگی»
من حتی فراتر از مذاکرات معمول دیپلماتیک میروم.
پیشنهاد میکنم یک شورای دائمی افغانستان ـ پاکستان ایجاد شود که فقط
متشکل از سیاستمداران نباشد.
در آن نمایندگان:
دولتها، دیپلماتهای
سابق، علما، تاجران، دانشگاهیان، شخصیتهای قومی و اجتماعی، رسانهها و کار شناسان
امنیتی حضور داشته باشند.
چون مشکل افغانستان و پاکستان فقط مشکل دو وزارت خارجه نیست، یک مشکل
تاریخی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و انسانی است.
و مهمتر از همه: یک معامله بزرگ.
اگر بخواهم کل طرح خودم را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
افغانستان همانگونه که بارها از طریق منابع رسمی خود گفته است با آنهم
تضمین قابل راستیآزمایی بدهد که خاکش علیه پاکستان استفاده نشود، پاکستان نیز
تضمین بدهد که از خاک افغانستان علیه افغانستان استفاده نظامی نکند و تجارت، مهاجران
و مردم افغانستان را وسیله فشار سیاسی قرار ندهد.
این دو تعهد باید همزمان و متقابل باشند.
پاکستان در سال ۲۰۲۶ صریحاً گفته است که برای ازسرگیری دیپلماسی،
تضمین قابلراستیآزمایی درباره استفاده نشدن از خاک افغانستان علیه پاکستان را
ضروری میداند از سوی دیگر، افغانستان نیز
بارها بر توقف حملات و حل اختلافات از راه گفتوگو تأکید کرده است، مذاکرات
اورومچی( مرکزایالت سینکیانگ چین) در ماه آگست نیز در فضای سازنده توصیف شد.
پس میتوان از همین اختلاف موجود، نقطه شروع توافق ساخت.
من طرحم را اینگونه خلاصه میکنم:
امنیت در برابر امنیت؛
تجارت در برابر تجارت؛
احترام در برابر احترام؛
عدم مداخله در برابر عدم مداخله؛
و صبر تاریخی در برابر اختلافات تاریخی.
به گمان من، اگر روزی کابل و اسلامآباد به چنین فرمولی برسند، دیگر
لازم نیست هر اختلافی با بستهشدن مرز، اخراج مهاجران، حمله هوایی یا گلوله باران
پاسخ داده شود.
در نهایت، صلح افغانستان و پاکستان زمانی پایدار میشود که هیچکدام
احساس نکند صلح به معنای تسلیمشدن در برابر دیگری است.
صلح باید برای هر دو طرف قابل قبول باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر