۱۴۰۲ بهمن ۳۰, دوشنبه

روایت 44

 

دومین نشست دوحه برای افغانستان؛ بازهم مشتی در تاریکی!

غلام علی صارم

 یکشنبه 29دلو1402

بحران افغانستان بیش از چهار دهه هست که همچنان ادامه دارد. همانگونه که این کشور از جانب قدرت های بزرگ سالهاست که به میدان آزمایش مخرب ترین سلاح ها قرار گرفته، همانگونه به میدان تمرین بازی های سیاسی  به نوآموزان سیاست نیز مبدل گردیده است.

تاریخ چهار دهه کشور نشان میدهد که نشست ها و جلسات زیادی در کشور های مختلف و با عناوین متفاوت به منظور حل معضل افغانستان تدویر یافته که گاهی به فیصله های انجامیده و گاهی هم بدون نتیجه به پایان رسیده است. جلسات چندباره مسکو، جلسات اوزبیکستان، چین ، ویانا و...... که در هریک از این جلسات تعدادی از کشور ها منطقه و فرامنطقه نیز شرکت داشته اند که هیچکدام برای افغانستان مثمر ثمر نبوده است.

اینک جلسه  و نشستی در حیاط خلود امریکا یعنی دوحه قرار است که امروز (یکشنبه 29 دلو1402__ 18فبروری 2024) برای افغانستان تدویریابد.

دراین جلسه میزبان شخص آقای گوترش سرمنشی سازمان ملل متحد میباشد که گفته شده در آن بیست کشوری که در قضایای افغانستان دخیل هستند شرکت می کنند و این کشور ها شامل تعدادی از کشور های منطقه و فرا منطقه هستند، امریکا، روسیه، چین، ایران و پاکستان شامل لیست کشور های اشتراک کننده میباشند.

تا هنوز آنچه از طریق رسانه ها بدست آمده اینست که دراین نشست روی موضوعاتی همچون  وضعیت اقتصادی، بحران انسانی، حقوق بشرو حکومت آینده بحث و مذاکره صورت خواهد گرفت.

در قسمت اینکه گفته شده دراین جلسه اعضای جامعه مدنی شرکت خواهند کرد و صدای زنان افغانستان شنیده خواهد شد، جای تامل است! این جامعه مدنی که در این نشست شرکت می کنند کی ها هستند؟ ما درگذشته های دورونزدیک جامعه مدنی به معنی واقعی در افغانستان نداشتیم و آنهاییکه از جامعه مدنی نام میبردند، مجموعه ای از پروژه کارانی بودند که با گرفتن پول از موسسات و نهاد های که اکثرا نهاد های اطلاعاتی بودند، به انجام پروژه های آنها می پرداختند.

یکی از مواردی که درآن اتفاق نظر وجود دارد اینست که جامعه مدنی مجموعه خودجوش بوده و بدون معاش هستند و پل ارتباطی بین دولت و مردم میباشند، اما دیده میشد که در این مجموعه ها از گارد و دریور تا بالاترین سطح همه معاش دالری داشتند، دفاترشان در لوکس ترین خانه ها بود و موترهای مودل سال سوارمیشدند. دقیقا میتوان گفت که این مجموعه ها را جامعه مدنی خطاب کردن، ظلم به جامعه مدنی و فکر مدنی است. و همینطور نمایندگان زنان افغانستان. این نمایندگی ها چگونه و از کدام طریق بدست آمده است. « توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل »

با توجه به کاستی های که ما دراین نشست می بینیم، فکر می کنیم که این نشست نیز کماکان یک نشستی تشریفانی که صرف برای برگذار کنندگان مقداری سود مالی داشته و برای درد افغانستان دوای نبوده و نهایتا با یک سلسله توصیه های اخلاقی به پایان خواهد رسید.

جهت جلوگیری ازاطاله کلام به چالش های که میتواند مانع موفقیت این نشست گردد بصورت مختصر اشاره میکنیم و تفصیل این موضوع را می گذاریم به ختم نشست و نتایج حاصله از آن.

اولین چالش اینست که از حضور طالبان در این نشست خبری نیست، همانگونه که این حزب و تشکیلات سال 2001 در بن نادیده گرفته شدند تا اینکه هرآنچه برایند آن جلسه بود همه دیدیم که هم افغانستان به مرکز فساد تبدیل شد و مخصوصا درفساد اداری مقام اول را در جهان احراز نمود و همچنان طالبان پس از تحمل خسارات زیاد به بازسازی تشکیلاتی پرداخته و امروز عملا در این کشور حکومت می کنند. چنانچه اگرگفته شود که این حکومت ضعیف است و همه شمول نیست و تصمیماتش نمیتواند فراگیرومتعلق به همه مردم افغانستان نیست و نباید در جلساتی که برای این کشور تصمیمی اتخاذ می گردد شرکت کنند، اما واقعیت امر این است که این گروه عملا در این کشور حکومت میکنند، کارهای بنیادی زیادی را انجام داده اند و شناسایی آن بصورت دیفکتو توسط بیش ازبیست کشور منطقه و فرامنطقه صورت گرفته است. واردات و صادرات پررونق تراز گذشته ها است و تجارت افغانستان بهبود یافته و اینکه مشکلاتی دراین روند ازجانب پاکستان ایجاد شده، اینهم مشکل سیاسی است که متاسفانه پاکستان آنرا به تجارت بین دوکشور تسری داده است. به نظر میرسد که با عدم حضور طالبان برایند این نشست هم مثل نشست های گذشته بروی کاغذ خواهد ماند.

بحث دوم این است که تاهنوز ما میکانیزمی را برای این نشست نشنیده وندیدیم که اعلان شده باشد که نشست این دور در دوحه با این مکانیزم است، نمیگوییم که اصلامیکانیزم وجود ندارد، شاید بنا برمصلحت تا آغاز جلسه مکتوم نگهداشته شده باشد. و از همین علت است که بررسی های اصلی خود را معطل می نماییم به ختم جلسه.

کشور های شرکت کننده هیچکدام مثل گذشته ها با یک نیت خالص در این جلسه شرکت نمی کنند، نظریات کشورهای شرکت کننده نه تنها توحید شده نیست بلکه دقیقا همه دنبال منافع خود هستند نه اینکه برای افغانستان جهت اتخاذ یک تصمیم عادلانه شرکت کرده باشند.

عدم استقلالیت برگزار کننده این نشست (ملل متحد)؛ حضور کشورها با نظریات مختلف و حتی کشور های درگیرجنگ، هرگز به حال این کشور سودمند نخواهدبود.

بنابراین با توجه به نکات فوق از جمله منافع متضاد، وضعیت پیچیده افغانستان، عدم اعتماد بین شرکت کنندکان، موفقیت این نشست را در حاله ای از ابهام و پیچیدگی قرارداده است.

شاید اینقدر بحال افغانستان مفید واقع شود که صدای مظلومیت مردم این کشورکه اکثرآ امروز در تنگنای شدید اقتصادی و حتی در مرز قحطی و نابودی قرار دارند بگوش جهانیان برسد و اینکه در این مورد تصمیم عادلانه اتخاذ می گردد یا نه اینهم دلیل واضح و روشن ندارد و میتوانیم بگوییم که والله اعلم. و یا به قول شهید بلخی :

حکم به رنگ کی توان پرده نشین بیضه را

جوجه به بال میرسد دیده شود چه میشود.

۱۴۰۲ بهمن ۲۲, یکشنبه

روایت43

  

 آغاز سال سوم جنگ روسیه و اوکراین


غلام علی صارم

22/11/1402

جنگ روسیه و اوکراین که اینک درآغاز سال سوم آن قرار داریم، همچنان ادامه دارد اما نه به آن داغی روز های نخست جنگ و سال اول.

امریکا با اهداف سیاسی و اقتصادی که دارد در این اواخر با راه اندازی تنش ها و تقابل های در جهت حفظ قدرت هژمونی خودش به اشکال مختلف تلاش نموده است که این جنگ یکی از موارد آن میباشد.

امریکا کشور هایی را درگیر جنگ نموده و با کمک های تسلیحاتی مورد حمایت قرار داده است که از آن کشور بدهکار بوده و با دادن تسلیحات جهت کاهش بدهی هایش کشور مورد نظر را حمایت نموده است. امریکا در حال حاضر بدهکار ترین کشور در سطح جهان میباشد.

جنگ اوکراین و روسیه و تحت حمایت قرار دادن اوکراین نیزضمن سایر اهداف استراتیژیک جزء همین برنامه است.

همانگونه که به مشاهده میرسد پس از جنگ جهانی دوم این خونین ترین جنگی است که هم از لحاظ تلفات انسانی واقتصادی و هم از نظر تاثیرات بین المللی در بالاترین سطح قرار داشته است. 

آماری را که ملل متحددر قسمت کشته شده ها و زخمی ها و آوارگان این جنگ پخش نموده است، ما آنرا دقیق و واقعی نمیدانیم و ارقام این همه تلفات و آوارگی را بالا تر از آنچه میدانیم که این سازمان پخش نموده است و طبق گزارش های پخش شده بیشترین تلفات از اوکراینی ها میباشدکه جریان اخبار یومیه و سایت های مختلف خبری همین حکایت را دارند. روسیه نیز بدون تلفات نیست زیرا از قدیم گفته اند که در جنگ نان و حلوا بخش نمیشود، اما در جانب روسیه تلفات بیشتر در بین نظامیان است و افراد غیر نظامی کمتر صدمه دیده اند.خسارات وارده مخصوصا بیشتر متوجه اوکراین است که ذیلا مختصر اشاراتی به آن داشته و بعد میپردازیم به آنچه میخواهیم در این ارتباط بگوییم. قابل ذکر میدانم که یاداشت های ذیل، یاداشت های روزانه است که از اخبار و گزارشهای رسانه ها یاداشت برداری گردیده است.


درنخست اوکراین :

دربعد اقتصادی

بر اساس برآوردهای بانک جهانی، اقتصاد اوکراین در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۰ درصد کوچکتر شده است. این میزان کاهش تولید ناخالص داخلی، بزرگترین کاهش تولید ناخالص داخلی در تاریخ اوکراین است.

خسارات مستقیم جنگ در اوکراین شامل تخریب زیرساخت ها، ساختمان ها و تجهیزات است. بر اساس گزارش بانک جهانی، تخریب زیرساخت های اوکراین در سال 2023 به بیش از 60 میلیارد دلار می رسد. این تخریب شامل تخریب پل ها، جاده ها، فرودگاه ها و ساختمان های مسکونی و تجاری است.

همچنان خسارات غیرمستقیم جنگ در اوکراین شامل کاهش تولید، افزایش بیکاری و کاهش صادرات است بر اساس گزارش بانک جهانی، کاهش تولید در اوکراین در سال 2023 به بیش از 20 درصد می رسد این کاهش تولید ناشی از اختلالات در زنجیره های تأمین، قطع واردات و کاهش تقاضای داخلی است.

افزایش بیکاری در اوکراین در سال 2023 به بیش از 20 درصد می رسد این افزایش بیکاری ناشی از تعطیلی کارخانه ها و مشاغل و خروج سرمایه گذاران خارجی است.

کاهش صادرات در اوکراین در سال 2023 به بیش از 50 درصد می رسد این کاهش صادرات ناشی از بسته شدن بنادر و فرودگاه ها و کاهش تقاضای جهانی است که در مورد عواقب ادامه این جنگ باید به عرض برسانیم که: جنگ در اوکراین می تواند عواقب بلندمدتی بر اقتصاد این کشور داشته باشد این جنگ می تواند منجر به کاهش رشد اقتصادی، افزایش فقر و نابرابری و افزایش آسیب پذیری اوکراین در برابر شوک های خارجی شود. که با این حال میتوان پیش بینی کرد که اگر در 2024اوضاع بسوی بهبودی پیش برود و جنگ هم خاتمه پیدا کند، این تاثیرات منفی سال ها در اقتصاد این کشور مشاهده خواهد شد.

همچنین، بیش از ۳ میلیون نفر از جمعیت اوکراین به دلیل جنگ آواره شده اند، این آوارگان در داخل اوکراین و در کشورهای همسایه، مانند لهستان، رومانی و مجارستان، اسکان داده شده اند.


 

دربعد تسلیحاتی

در دو سال اخیر، اوکراین علاوه بردارایی های خودش، میلیاردها دلار تسلیحات از کشورهای غربی دریافت کرده است.این تسلیحات شامل موشک های ضد تانک، موشک های ضد هوایی، توپخانه و هواپیماهای بدون سرنشین است.

با استفاده از این تسلیحات، اوکراین نیز توانسته است به ارتش روسیه تاحدی آسیب برساند.

علاوه بر تلفات انسان، اقتصادی و تسلیحاتی، جنگ روسیه و اوکراین خسارات زیادی به زیرساخت های این کشور وارد کرده است، تخمین زده می شود که بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار زیرساخت های اوکراین در این جنگ تخریب شده است.

همچنین، جنگ روسیه و اوکراین باعث ایجاد بحران مواد غذایی در جهان شده است،  اوکراین یکی از بزرگترین صادرکنندگان غلات در جهان است و جنگ باعث اختلال در صادرات غلات این کشور شده، این امر باعث افزایش قیمت مواد غذایی در جهان مخصوصا در اروپا شده است.

ودر روسیه:

تلفات انسان در روسیه عمدتاً در میان نظامیان بوده است. ارتش روسیه در دو سال اخیر، تلفات نسبتا سنگینی در جنگ اوکراین متحمل شده است.

دربعد اقتصادی

بر اساس برآوردهای بانک جهانی، اقتصاد روسیه در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۰ درصد کوچکتر شده است . این میزان کاهش تولید ناخالص داخلی، بزرگترین کاهش تولید ناخالص داخلی در تاریخ روسیه است.

همچنین، تحریم های غرب علیه روسیه باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات در این کشور شده است. این امر باعث کاهش قدرت خرید مردم روسیه شده است.

خسارات اقتصادی روسیه در سال 2023، به دلیل تحریم های گسترده ای که توسط کشورهای غربی اعمال شده است، نسبتا زیاد بوده است. خسارات مستقیم تحریم ها شامل کاهش صادرات انرژی و کالاهای صنعتی، قطع واردات و خروج سرمایه گذاران خارجی است.

خروج سرمایه گذاران خارجی از روسیه در سال 2023، حدود 50 درصد پیش بینی شده بود که آنهم غیرواقعی ثابت شد، این خروج سرمایه گذاران، ناشی از نگرانی ها در مورد آینده اقتصاد روسیه گفته شده بود.

و خسارات غیرمستقیم تحریم ها شامل افزایش تورم، کاهش ارزش روبل و اختلالات در زنجیره های تأمین است. بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول، تورم در روسیه در سال 2023، به بیش از 20 درصد خواهد رسیدو این افزایش تورم، ناشی از افزایش قیمت کالاهای وارداتی و کاهش ارزش روبل است که این هم در حدپیش بینی است و تا هنوز اثبات آن عملا به مشاهده نرسیده است .

یکی دیگر از پیش بینی ها ارزش روبل روسیه در سال 2023، حدود 70 درصد کاهش خواهد یافت. این کاهش ارزش روبل، ناشی از تحریم ها و خروج سرمایه گذاران خارجی است.

اختلالات در زنجیره های تأمین روسیه در سال 2023، ادامه خواهد داشت. این اختلالات، ناشی از تحریم ها و جنگ در اوکراین است.

اینها همه پیش بینی های رسانه های غربی است که تا هنوز هیچکدام به واقعیت نپیوسته و به نظر میرسد که روسیه با همپیمانانش برای این جنگ که دقیقا میدانستند ناتو را به همراه دارد برآورد کاملا دقیق و استراتیژیک داشته و پیش بینی تضعیف روسیه از لحاظ اقتصادی و یا تسلیحاتی در کوتاه مدت دقیقا غیر واقعی ثابت خواهد شد.

دربعد تسلیحاتی

در دو سال اخیر، روسیه میلیاردها دلار تسلیحات در جنگ اوکراین هزینه کرده است. این تسلیحات شامل تانک ها، نفربرهای زرهی، سامانه های موشکی و هواپیماها است.

با این حال، بر اساس برآوردهای وزارت دفاع روسیه، روسیه نیز تلفات تسلیحاتی قابل توجهی در جنگ اوکراین متحمل شده است.

سایر موارد تلفات

در مجموع، جنگ روسیه و اوکراین تلفات انسانی، اقتصادی، تسلیحاتی و سایر موارد زیادی را برای دو کشور به همراه داشته است. این جنگ همچنان ادامه دارد و مشخص نیست که چه زمانی به پایان خواهد رسید.

تاثیرات جنگ روسیه و اوکراین در جهان و اروپا

جنگ روسیه و اوکراین تاثیرات گسترده ای بر جهان و اروپا داشته است. این جنگ باعث شده است که جهان با یک بحران جدید روبرو شود.

جنگ روسیه و اوکراین باعث افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی در جهان گردیده و این امر باعث افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم شده است.

همچنین، جنگ روسیه و اوکراین باعث اختلال در زنجیره تامین جهانی شده است. این امر باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات در جهان شده است.

تاثیرات سیاسی

جنگ روسیه و اوکراین باعث ایجاد تنش میان روسیه و غرب شده است. این تنش باعث افزایش احتمال جنگ سرد جدید ویا جنگ های خیلی مخرب تر و ویرانگر و حتی سقوط ابدی و کامل بشریت گردیده است.

درمواردی هم میتوان از ناامنی ها نیز سخن گفت. اما یک سلسله تاثیراتی که کاملا مشهود است میتوان بصورت ذیل خلاصه کرد:

·         افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی: جنگ روسیه و اوکراین باعث افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی در اروپا شده و این امر باعث افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم شده است.

·         افزایش ناامنی: جنگ روسیه و اوکراین باعث افزایش ناامنی در اروپا گردیده ، این جنگ باعث شده است که کشورهای اروپایی برای تقویت دفاع خود تلاش نموده و دست به تحرکاتی بزنند که میتوان اولین جرقه آمادگی را در آلمان مشاهده کرد.

·         افزایش احتمال گسترش ناتو: جنگ روسیه و اوکراین باعث افزایش احتمال گسترش ناتو به شرق شده و این امر باعث افزایش تنش میان روسیه و ناتو شده است.

آنچه را که فوقا گفته آمدیم اشاراتی بود از تاثیرات این جنگ اولا در سطح هردوکشور درگیر و ثانیا در سطح بین المللی مخصوصا در اروپاکه بیشترین مواد سوخت و غله جات مورد ضرورت خود را از این دوکشور وارد می کنند. اما بررسی این خسارات و تلفات ضرورت به یک تحقیق همه جانبه دارد و اینک مطلب کوتاهی که قرار است در سالگرد این جنگ ارائه شود از آن ظرفیت برخوردار نیست. میپردازیم به گفته های خود ما:

سوال اینجاست که روسیه با وجود برتری نظامی و اقتصادی چرا این جنگ را تا هنوز تمام نکرده است ؟

این سوال و وضعیت موجود ما را وادار به این می کند که نگاهی به روش های استراتیژیک و آنطوریکه  در بحث های استراتیژی مطرح شده است داشته باشیم :

«از نظر تهاجمی هشت طرح و حالت وجود دارد که اولی حمله است که میتواند قبل یا پس از یک تهدیدنظامی و سیاسی صورت بگیرید؛ بعد غافلگیری یا حمله خدعه آمیز؛ وانمود حمله یا شبه حمله؛ اغفال و نیرنگ؛ رخنه؛ فرسایش دشمن و بالاخره تعاقب.

از نظر دفاعی هم شش حالت وجود داردکه عبارت اند از: حالت آمادگی دفاعی، دفع حمله یا نوعی طفره و گریزاز مقابله، جواب سریع یا ضربه در مقابل ضربه، حالت متارکه مشکوک و ایجاد بیم و امید دردشمن، متارکه موقت یا ترک صحنه و بالاخره حالت جدا شدن و توقف موقت جنگ.

تا آنجا که نیروی واقعی مطرحند، پنج نوع تفوق وجود داردکه عبارت اند از: تمرکر، گسترش و تفوق، صرفه جویی، تشدید و تخفیف.

بدین ترتیب 19 جز ترکیب کننده و حالات مختلف در اختیار یک استراتیژیست قرار دارد که باید در کنار یکدیگرقرارگیرند و در پرتو عوامل زمان و مکان با یکدیگرمقایسه شوند و این عوامل اند که در حقیقت مقیاس فرمانها و اساس تصمیمات را تشکیل می دهند.»( ر. ک استراتیژی و رویه های استراتیژیک =صارم و حسینی)

در بحث های جنگی و استراتیژی های تهاجمی و تدافعی اینها روشهای علمی و استندرد هستند که در جنگ روسیه و اوکراین صورت عملی آنرا مشاهده میکنید.

ازطرفی هم لینن که یکی از رهبران بلندپایه و متفکر روسها میباشد، میگوید: « مطمئن ترین استراتیژی در جنگ آنست که آن قدر عملیات را به تعویق انداخت تا نیرو های دشمن روحیه خود را از دست بدهند، و آنگاه ، موقع مناسبی برای حمله است. این وضع دشمن بهترین موقعیت را برای یک ضربه مرگبارهم ممکن و هم آسان می سازد.» (مقدمه ای براستراتیژی – اندره بوفر-ص 33)

وقتی وارد بحث های استراتیژی شویم می بینیم که طبق بررسی های که محقیقین این خط انجام داده اند لینن هم یکی از استراتیژیست های مطرح در جهان است که تا امروز نظریاتش بکار بسته میشود و ما در جنگ روسیه و اوکراین از جانب روسیه طبق برداشت خود ما همین روش و استراتیژی را دقیقا مشاهده می کنیم.

روش روسیه در این جنگ و به تاخیر انداختن نتیجه نهایی جنگ، چنانچه مطالعه می شود طرفداران این جنگ را که به اصطلاح دار و دسته امریکا هستند از گرمی و داغی های ایام آغاز جنگ به پائین آورده است، کشور های زیاد که در روز های نخست مخصوصا از اروپا وعده های بالا بلندی به اوکراین داده بودند اکثرآ عقب نشسته و دست از کمک کشیده اند و به نظر میرسد که کم کم اوکراین در این جنگ تنها خواهد ماند.

امریکا که در پی باقی ماندن به قدرت هژمونی خودش از راه زور و فشار است و طی سه دهه گذشته خرابی های زیاد را مخصوصا در آسیاد ببار آورده عملا در همه موارد شکست خورده که ما بار ها آنرا بصورت مشروح نوشته ایم.

دانشمندی گفته بود که : کشور گشا ها پولی را که بخاطر گسترش خاک خود در جنگ مصرف می کنند اگر زمین بخرند بیشتر از آنچه هدف شان در جنگ است میشود. امریکا نیز اگر این همه امکانات را در جهت آسایش بشریت هزینه میگرد امروز نفرتی که نسبت بخود در دلهای مردم جهان دارد، نداشت. بلکه در قلب ها حکومت میکرد.

برای جنگ موجود تاریخ ختم تعیین کردن بی نهایت مشکل است اما آنچه به نظر میرسد اینست که در طول سه دهه گذشته تمام فشار های که در کشور های مختلف از جانب امریکا اعمال شده نتیجه همه عکس آن چیزی بوده که امریکا از آن توقع داشته است. بعنون مثال: چهل سال تحریم ایران، ایران را نه تنها وادار به تمکین در برابر امریکا نکرد بلکه به یک قدرت نظامی نه تنها در سطح منطقه بلکه در سطح جهان تبدیل نمود.  9 سال بمبارد حوثی های یمن، گرچه ظاهرا گفته میشد که عربستان است که یمن را بمباران می کند، اما واقعیت امر این بود که طیارات امریکایی و پیلوت های امریکا بودند که این حملات را سازماندهی می کردند، اما نتیجه را می بینیم که امروز حوثی های یمن به یک قدرت نظامی در منطقه تبدیل شده و مرد مردانه در مقابل تجاوز امریکا و اسرائیل ایستاده و حتی یک کشتی امریکایی در دریای سرخ اینک امنیت ندارد و حوثی هم بصورت آشکار می گویند که ما زدیم و باز هم می زنیم. تلاش های در جهت کاهش توان نظامی روسیه و دامن زدن به جنگ اوکراین یکبار دیگر روسیه را بصورت یک بلاک قدرتمند جهانی مطرح ساخت که برای امریکا و متحدینش در حال حاضر بی نهایت مشکل است که ادعای قدرت هژمون جهانی را داشته باشند.

اتحاد ها و روابط تنگاتنگ کشور های چین، ایران، افریقای جنوبی، هندو تعدادی از کشور های قدرتمند اقتصادی دیگر با روسیه عملا خواب قدرت هژمونی جهانی را از سرش بدور ساخته است.

اتحادیه سازمان حوزه شانگهای ، بریکس  در واقع کلید استارد نابودی امریکا است.

گرچه امریکا در همه عملیات های که تاهنوز در شرق انجام داده محکوم به شکست بوده، اما اخیرآ کمک و طرفداری علنی از اسرائیل، این کشور را در اذهان بین المللی کاملا مفتضح ساخت. اسرائیلی که کشور های مختلف جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان آنرا تروریست میخوانند یگانه حامی اش امریکا است، چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ مالی و نظامی که این خود بزرگترین ضربه حیثیتی برای امریکا گردیده است.

بحث ما جنگ روسیه و اوکراین است. در آستانه آغاز سال سوم این جنگ هستیم، تلفات انسانی و اقتصادی کماکان ادامه دارد و دنیا همه میدانند که اگر امریکا دست از حمایت اوکراین بکشد دیگر جنگی نیست و روسیه هم بارها اعلان نموده که در پی اضمحلال اوکراین نیست. این جنگ باعث گردیده که میلیون ها انسان در جهان خسارت دیده و توان خرید حتی احتیاجات اولیه خود را از دست بدهند. بنا براین آرزوی ما اینست که جهان غرب و سایر کشور ها بجای فرستادن تسلیحات که باعث تشدید و ادامه جنگ میشود، کمر همت بسته به حل این معضل اقدام نمایند و یا این دو کشور را بحال خود واگذار کنند که در این صورت ما یقین داریم با اعمال هریک از این دو پیشنهاد به این جنگ خانمان سوز نقطه پایان گذاشته خواهد شد و در غیر آن مسئولیت اینهمه تباهی ها بدوش کسانی خواهد بود که در جهت ادامه این جنگ گام برمیدارند.

۱۴۰۲ دی ۲۹, جمعه

روایت 42

 

از مسدود شده گذرگاه ها پاکستان بیشتر متضرر میشود نه افغانستان !

غلام علی صارم

30جدی1402

پاکستان و افغانستان دوکشوری که بیش ترین تنش را در روابط خود داشته است . این دو کشور بیش از دو هزارو دوصد کیلومترمرز مشترک دارد که هرنقطه اش قابل عبور و مرور بوده و هیچ مانعی مثل آب و کوه های صعب العبور در این بین وجود ندارد.

تجارت بصورت واردات و صادرات بین این دو کشورهمیشه وجود داشته و با وجودیکه هردو برای همدیگر بهترین مارکیت تجارتی هستند مخصوصا برای میوه های تازه و خشک و سبزیجات، با آنهم گاه گاهی شاهد بروز تنش ها نیز بوده ایم.

واردات و صادرات بین این دو کشور از ینج گذرگاه صورت میگیرد که مهم ترین آنها بنادر تورخم و سپین بولدک میباشد.

متاسفانه دراین یک هفته اخیر این گذرگاه ها از جانب پاکستان مسدود گردیده و در دو طرف مرز هزاران لاری حاوی میوه های تازه و سبزیجات متوقف گردیده و مقدار زیاد آن روزانه فاسد و غیر قابل استفاده می گردد.  برآورد ها حاکی از این است که روزانه یکصد هزار دالر به تاجران مذکور خسارت تحمیل میشود.  البته این معضل تنها برای تاجران افغانستان نه بلکه تاجران پاکستانی نیز شامل آن میباشد.

مسئولین مرزی پاکستان پافشاری دارند که دریواران افغانستانی که وارد پاکستان میشوند باید پاسپورت و ویزه داشته باشند در غیر آن حق ورود به خاک پاکستان را ندارند. با توجه به اینکه مراودات و رفتار ها بین دوکشور شامل قواعد بالمثل میشود، مسئولین افغانستانی نیز از رانندگان پاکستانی خواستار پاسپورت و ویزه شدندکه نهایتا موتر های باربری هردو طرف متوقف گردیدند. زیرا در گذاشته همان اسناد تجارتی و ترانزیتی قابل اعتبار بود و از دریواران پاسپورت و ویزه سوال نمی شد. 

این وضعیت بعد از ایجاد پاکستان در 1947 و تنش های که بین دوکشور پیش آمده باربار صورت گرفته و مرز ها بروی تاجران و مسافرین بسته گردیده است و این تنش ها گاهی به حدی پیش رفته که قونسلگری ها و سفارت خانه های همدیگر مورد حمله قرار گرفته ، به دفاتر همدیگر داخل شدند، بیرق های همدیگر را آتش زدند و گاهی هم حتی منجر به قتل گردیده است.

اینک بازهم یک سلسله تنش ها از مدتی به اینطرف پیش آمده که متاسفانه روابط سیاسی و اقتصادی هردوکشور را به بحران کشیده است.

پاکستان از مدتی به اینطرف گرفتار یک سلسله بی امنیتی ها گردیده که متاسفانه در اکثر موارد باعث قتل و کشتار های هم گردیده است.

ناامنی ها معمولا از جانب کسانی در این کشور تحمیل می گردد که روزی نظامیان پاکستان خود آنها را ایجاد کرده بودند که شبیه عملیات های که فعلا آنها در پاکستان انجام میدهد، در افغانستان و جای جای دیگر انجام میدادند که پاکستان درآن روزگارآنرا عملیات های آزادی خواهانه خطاب میکردند که اینک همان عملیات ها در خاک خود شان صورت میگیرد و پاکستان آنرا حمله های تروریستی میخواند.

ما چیزی در این مورد نمی گوییم تا خداینخواسته آنرا حمل به شماتت نکنند. ما واقعا از قتل و کشتار مردم پاکستان که برادران دینی ما هستند ناراحت هستیم و همیشه به شهدای شان بهشت برین و به زخمی های شان شفای عاجل استدعا نموده ایم و معتقدیم که باید تنش ها بین ما و پاکستان حل و روابط کاملا حسنه باشد.

اما پاکستان دوسال است تنش ها و نا امنی های کشور شانرا به افغانستان نسبت میدهند که مقامات افغانستان همیشه این ادعا ها را بی اساس خوانده است .

این یک واقعیت است که افغانستان کشوری است که در یک محدودیت بین المللی قرار داشته و هیچ کشوری حکومتش را به رسمیت نمی شناسد، اما اینگونه هم نیست که ما فقط محتاج و وارد کننده همه چیز باشیم. همانگونه که ما بعضی وسایل را جهت رشد اقتصادی خود و یا بخاطر میکانیزه کردن زراعت و یا به وسایلی که برای استخراج معادن نیاز است ضرورت داریم، کشور های که این وسایل را تولید میکنند آنها نیز به بازار فروشش ضرورت دارند.

پاکستان گمان نکند که اگر مااز کشور شان واردات نداشته باشیم می میریم، مقایسه میزان صادرات و واردات بین کشور ما و پاکستان در سال گذشته نشان میدهد که تقریبا بین این دو تعادل برقرارشده است. و در صورت بسته ماندن گذرگاه ها تنها ما نیستیم متحمل خسارت می گردیم بلکه پاکستان نیز طعم تلخ این خسارت را تجربه خواهد کردو در بسیاری موارد بیشترازما. و از طرفی این مرز طولانی که بین ما هست در دو طرف این مرز کسانی زندگی می کنند که همه با همدیگر نسبت های فامیلی و خانوادگی دارند و جدا ساختن شان ناممکن است.

بندر کراچی درست است که برای تاجران افغانستانی یک راه تجارتی خوب است، اما پاکستان بداند که تجارت افغانستان محدود به این بندر نیست، راه های دیگر مثل نیمروز که به چابهار وصل است، اسلام قلعه ، تورغندی، کلفت، آقینه، حیرتان ، شیرخان بندر، آی خانم، اینها راه های هستند که ما را به دنیا وصل میکند اما اگر افغانستان برای پاکستان که کشور های آسیای میانه یگانه مارکیت برای تجارتش است فقط میتواند از طریق افغانستان وصل شود. البته تجارت پاکستان هم تنها از طریق افغانستان نیست، راه های دیگر هم دارند اما بیشترین اقلام تجارتی ایشان که اتفاقا آسیب پذیر هم هستند راه تجارتی اش تنها و تنها افغانستان است. پس بنا براین برای حل معضل و تنش های موجود باید راه های عاقلانه را پیش گرفت. و پاکستان بجای اینکه ضعف های مدیریتی خویش را در جهت تامین امنیت کشور شان به افغانستان نسبت بدهند بخاطر حل آن از عقلانیت کار بگیرندو تهمت زدن به افغانستان جایی را هم نخواهد گرفت زیرا دنیا مشکلات افغانستان را لمس می کنند و به این ادعا ها معمولا حکم به بی اساس بودنش می نمایند.

۱۴۰۲ دی ۲, شنبه

روایت 41

 

بریکس خار دیگری در گلوی امریکا

غلام علی صارم

اول جدی 1402

پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جاهیر شوروی سابق انتظار آن میرفت که جهان بسوی آرامش واقعی خواهد رفت ودیگر از مسابقه تسلیحاتی و تکرار قضایای ضد بشری چون یوریشیما و ناکازاکی خبری نخواهد بود.

متاسفانه جریان حوادث نشان داد که پایان جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی و ختم رقابت های نظامی، خیالی بیش نبوده است.

مخصوصا طی دوسال اخیر روگشایی از هزاران سلاح مرگبار شاهد این مدعا است. امریکا طی سه دهه اخیر که ظاهرا به عنوان قدرت یکه تاز دنیا مطرح گردید، نه تنها از تولید انبوه سلاح های مخرب و کشتار جمعی دست نکشید بلکه هرروزسلاح های مخرب تر و کشنده تری را تولید نمود که یک نمونه تولید موشک های زیر دریایی « اوهایو» است که قدرت تخریب هریک آن بیشتر از بمب های است که در یوریشیما و ناکا زاکی استعمال گردید.

امریکا به عنوان تنها قطب قدرتمند جهان در این سه دهه اخیرنه تنها گامی برای صلح و آرامش بشریت برنداشت، بلکه تا توانست در گوشه گوشه ای دنیا آتش جنگ را مشتعل ساخت.

اگر گذشته ها را سرجایش بگذاریم و صرف همین سه دهه اخیر را که امریکا به عنوان قدرت برتر و بلا منازعه جهان مطرح گردید، تحت فوکس قرار بدهیم و جنگ های که صورت گرفته و میلیون ها انسان را بخاک و خون کشیده است، از کشور های اسلامی گرفته تا اوکراین و روسیه که جریان حوادث آن قلب هرانسانی را بدرد می آورد، دقیقا یک طرف هریک از این جنگها و قتل و کشتار ها امریکا است که بصورت مستقیم و یا با اسلحه و مهماتش در شعله ور ساختن آتش جنگ و قتل و کشار ها نقش فعال داشته است.

اگر تا اینجای کار کمی با پرده حرکت می کرد اما اخیرآ حمایت از اسرائیل در ارتباط قتل عام و بمباران های وحشیانه اسرائیل آنهم بصورت کاملا عریان و بیشرمانه چهره ناپاک این رژیم را بیشترنمایان ساخت.

با صراحت باید بگوییم که امروز امریکا عامل اصلی جنایات و بحران های بشری در دنیا است که بشریت را در پرتگاه سقوط قرار داده است.

شدت جنایات و دست یازیدن به شرارت های بیش از حد باعث شد تا کشور های که از اعمال جنایتکارانه امریکا آسیب دیده بودند دست بکار گردیده و این قدرتی که بعد از فروپاشی شوروی و تقسیم شدنش به جمهوریت های متعدد به عنوان قدرت هژمون مطرح گردید و عملادر این جهت و حفظ وجهه هژمونی خود خلق هزاران جنایت را وسیله گردیده،  تصمیم گرفتند تا جلو این خودسری ها را بگیرند.

اولا این نکته را یاد آور شوم که شرارت های امریکا نه تنها باعث تضعیف رقبایش در شرق نشد بلکه آنها را تقویت کرد. بطور مثال امریکا از چهار دهه به اینسوکشور ایران را از لحاظ اقتصادی و سیاسی نظامی مورد تحریم قرار داد که نتیجه این تحریم را اگر بصورت خلاصه بیان کنیم اینست که ایران درحال حاضر به یک سوپر پاور اقتصادی و نظامی تبدیل گردیده است. موشک های ایرانی و پهباد هایش برای امریکا و همپیمانانش بیک کابوس تبدیل شده است. وقتی امریکا تهدید نظامی کرد، ایران درجوابش گفت: اگر زدی ماهم میزنیم. امریکا سردار سلیمانی جنرال ورزیده ایران را زد، ایران هم پایگاه عین الاسد امریکا را چنان با موشک مورد حمله قرار داد که بعضا گفته میشود هزاران نفرتلفات داشته است.

شکست ذلیلانه امریکا در خاور میانه، در اندیجان اوزبیکستان، قزاقستان، قیرقیزستان، اوکراین و در 9 کشور اسلامی که بیش از یازده میلیون انسان را به قتل رساندند، در افغانستان بعد از بیست سال تلاش و مصارف کمر شکن و اخیرآ در جنگ اسرائیل با فلسطین که در واقع همه کاره این جنگ امریکا است، تجربه تلخی به این کشور و همپیمانانش می باشد.

ما نمی گوییم که امریکا در هیچ یک از این میادین جنگ کاری از پیش برده نتوانسته، مثلا امروز در جنگی که اسرائیل با حمایت صددرصدی اش با مردم مظلوم فلسطین دارد، در میدان جنگ موفقیت از آن اسرائیل است، اما در اذهان عامه جهان اسرائیل و حامی اش امریکا چنان شکست خورده اند که هرگز آنرا جبران نخواهند توانست. امروز اسرائیل در سطح بین المللی به عنوان یک کشور تروریست و جنایت کار مطرح است که آنهم تحت حمایت امریکا است.

مطرح شدن اسرائیل به عنوان تروریست که تنها حامی منافع امریکا در خاور میانه است، برای امریکا بی نهایت سنگین است. امروز حتی یهودیانی که در سایر کشور ها از جمله امریکا زندگی می کنند براسرائیل و امریکا لعنت فرستاده و اعمال ضد انسانی شانرا تقبیح می نمایند.

یکی دیگر از اقدامات صورت گرفته در راستای شکست دادن این کشور و برانداختنش از مسند هژمون بودن، ایجاد اتحادیه حوزه شانگهای است که ظاهرا با رویکرد اقتصادی اما در واقع رقابت با ناتو و شکستن قدرت پوشالی غرب در راس امریکا بودو هست که اینک به عنوان یک حوزه اقتصادی بزرگ دنیا مطرح است.

گرچه صحبت های متواضعانه وزیرخارجه امریکا در پی مانور نظامی چین در اطراف تایوان بیانگر این بود که امریکا با وجود تلاش در جهت حفظ قدرت هژمونی خودش، به شکست ها و ضعف های خود نیز پی برده است.

روزی بایدن رئیس جمهور امریکا با شی جین پینگ رئیس جمهور چین از طریق اسکایب صحبت نموده و با رئیس جمهور چین در ارتباط تایوان با نهایت غرور صحبت می کرد، رئیس جمهور چین برایش گفت: کسانیکه با آتش بازی می کنند به تنهایی می سوزند. روزیکه چین در اطراف جزیره تایوان مانور نظامی را آغاز کرد، وزیر خارجه امریکا با لحن متواضعانه از چین خواست که از خویشتن داری کاربگیرند.

جناج مقابل امریکا که مهم ترین آن نه تنها از لحاظ نظامی بلکه از لحاظ اقتصادی هم قدرت برتر بحساب می آید چین است که امروز روسیه و ایران را هم که از لحاظ اقتصادی و نظامی در جمع قدرت های برتر دنیا هستند، نیز در کنار خود دارد. حرکت دیگری را در 2009انجام دادند که اینکار وضعیت اقتصادی امریکا را کاملا تحت تاثیر قرار داده است و آن ایجاد گروه بریکس است که در 16 ژوئن2009 در روسیه با حضور بزرگان هند و چین و برازیل صورت گرفت و با هدف اصلاح وضعیت مالی جهان فعالیت های را آغاز کردند.

تشکیل بریکس با کشور های قدرتمند چین، روسیه، هند، برازیل و افریقای جنوبی و عضویت قدرتمندان اقتصادی دیگر(ایران، عربستان سعودی،ارژنتاین، اتیوپی و مصر) که فعالیت شان در این سازمان از اول جنوری سال جدید میلادی (2024) آغاز میگردد و اینک تقاضای عضویت 16 کشور دیگر جرقه های قدرتمندانهء است که چشم امریکا را خیره کرده.

به نظر میرسد که شکست های پی در پی امریکا چه در میادین جنگ و چه در اذهان عامه جهان حاصل شرارت های خودش میباشد. بقول حافظ: هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت.

با تاسف باید بگوییم که امروز در هرجای دنیا که جنگ است،  پای سلاح و مهمات امریکایی به چشم میخورد که عملا این کشور را به سوی پرتگاه سقوط می کشاند. اتحادیه شانگهای وبریکس اینها سازمان های اقتصادی خالص نیستند و نباید امریکا آنرا نادیده و یا دست کم بگیرد و از طرفی تضاد افکار عامه جهانی علیه امریکا و اسرائیل که بی نهایت سنگین است. چنانچه اگر امریکا به شرارت های که فعلادنبال می کند که البته همه با اهداف غیر انسانی است ادامه بدهد سقوط شرم آوری را تجربه خواهد نمود و چه بهتر که از همین حالا تصمیم بگیرند که بجای این همه مصرف در جهت قتل عام و کشتار بیگناهان، کمر همت به رفاه و آسایش بشریت ببندند. و تنها با همین تصمیم انسانی میتوانند که از سقوط ابدی که خود به پای خود بسوی آن روان هستند نجات یابند. والسلام

۱۴۰۲ آذر ۲۵, شنبه

روایت 40

 

پاکستان در سراشیب سقوط سیاسی

غلام علی صارم

24/9/1402

از مدتی به اینطرف پاکستان با افغانستان اعم از مهاجرین ساکن در کشورش ، تاجرانی که از مسیر کراچی اموال تجارتی شانرا وارد کشور می نمایند و این حق ترانزیت را بیش از شصت سال است که طی توافقاتی بدست داشتند و دارند ، با بهانه گیری های واهی هرروز مشکلی را از نو می آفرینند.

سالهاست که این کشور با روش های تروریستی افرادی را برای مختل نمودن امنیت افغانستان، هند و بعضا کشور های دور ونزدیک دیگر تربیه نمودند. در حالیکه اینها را به منظور گسترش سیاست های تروریستی و کسب عواید درست کرده بودند اینک طبق همان ضرب المثل ما افغانها (نیت بد قضای سر) گردیده و آتشی را که برای سوختن و سوختاندن دیگران خلق کرده بودند، دامن خود شان را فراگرفته است.

جای بسا تاسف است که هنوز هم پاکستان بجای اینکه فکری به وضعیت بحرانی و قتل و کشتار های کشورش نماید، در همین حال بازهم به فکر شرارت هستند و هر روز اتهامی علیه افغانستان وارد می نمایند. اخراج غیر قانونی مهاجرین افغانستان نیز بهانه و سرپوش گذاشتن به روی بی کفایتی ها و ضعف مدیریت حکام پاکستانی است که بخاطر تبرئه خود صدها هزار خانواده بی پناه افغانستانی را گرفتار مصیبت تازه نمودند.

ما در ارتباط سخن نخست وزیر موقت پاکستان که گفت بما امنیت پاکستان اولویت دارد نه افغانستان، میگوییم که این آغا پسر خیلی غیر مسئولانه اظهار نظر نموده است و اما نظر ما اینگونه نیست، بما همانگونه که امنیت افغانستان از اهمیت بالا برخوردار است، امنیت پاکستان که کشور برادر و همسایه ماست نیز از اهمیت بالا برخوردار می باشد.  بما نه تنها امنیت پاکستان بلکه امنیت همه جهان و مخصوصا همسایه های ما اولویت دارد.  زیرا آتش گرفتن خانه همسایه، همسایه را آسوده نخواهد گذاشت و این یک امر طبیعی است.

ما از اینکه اخیرآ با حملات نظامی و انفجار های پیهم که درآن تعداد کثیری از برادران پاکستانی ما قربانی شدند ناراحتیم، به کشته شدگان بهشت برین و به مجروحین شفای عاجل استدعا می نماییم. اما ناراحت کننده تر اینکه مقامات پاکستانی همین هایی را که روزی خود تجهیز و تسلیح کرده بودند اینک تروریست میخوانند و از افغانستان خواسته اند که آنها را دستگیرو به پاکستان تحویل بدهند. در حالیکه خود نیز معترف اند که این مجموعه که دست به چنین حملات می زنند همه پاکستانی و اعضای تی تی پی تحریک طالبان پاکستان هستند نه از افغانستان .

پشت پا زدن به قوانین بین المللی چه در مورد اخراج اجباری مهاجرین و چند مرتبه احضار سفیرو یا شارزدافیر افغانستان در پاکستان برخلاف توافقات وین و سرباز زدن از تمام کنوانسیون های بین المللی، روشی است که اخیرآ اسرائیل در برابر فلسطین به پیش گرفته که با عرف اسلامی ، انسانی و قوانین بین المللی و حتی همسایه داری موافقت ندارد.

سخنان حاکم بلوچستان و بعضی از بزرگان دیگر پاکستان مبنی براینکه باید گزینه های حمله نظامی مورد بررسی قرار گیرد، واقعا ناراحت کننده است.

افغانستان کشور جداگانه، مستقل و دارای حاکمیت و مردم و سرزمین آزاد میباشد و در حال حاضر در وضعیتی قرار ندارد که پاکستان برایش تصمیم بگیرد.  مردم این کشور صد ها سال است که انواع شکنجه های روحی و روانی را تحمل کرده، اما اینرا یقین داشته باشند که مردم این سرزمین حتی برای یک ساعت اسارت و بردگی را تحمل نکرده و نخواهد کرد، تاریخ کشور ما و کشور های همسایه گواه این مدعا میباشد.

پاکستان گمان نکند که امروز افغانستان به رابطه سیاسی، اقتصادی، تجارتی و.... با آن کشور و یا کشور های دیگر احتیاج دارد. در حالیکه خود نیز به اینگونه روابط محتاج است.

بلی! ما خود کفا نیستیم، به رابطه های فوق الذکر ضرورت داریم و اینرا هم تصریح میکنیم که پاکستان نیز یک کشور خود کفا نبوده و نیست و به این گونه روابط نیاز مند است.

ما با هم 2200 کیلو متر مرز مشترک داریم و همین داشتن مرزطولانی ضرورت داشتن روابط نیک وحسنه را محرز می نماید. در طول این مرز و دوطرف آن مردمی زندگی می کنند که همه ارتباطات عشیره یی و قومی و فامیلی دارند و همه نقاطش قابل عبور و مرور بوده و هیچگونه موانعی هم وجود ندارد. و از همین لحاظ است که میگوییم ما علاقمند امنیت ایشان هستیم و الا اگر کمر به بی امنیت سازی این کشور ببندیم از هر نقطه هرروز سنگی هم اگر پرتاب کنیم، آرامش را از ایشان خواهیم گرفت. اما اطمینان میدهیم که حتی برای یک لحظه نا آرامی پاکستان راضی نبودیم و نیستیم.

به نظر میرسد که پاکستان بجای این همه حرکات و گفتار های تخریش آورد که جز کینه و عداوت حاصلی ندارد از افغانستان در تامین امنیت خود با حضور در میز مذاکره طلب کمک نمایند.  مردم افغانستان پاکستان را سالها خانه دوم خود خطاب می کردند و امروز نیز بی امنیتی در پاکستان را بخود ضرر میدانند و این تقاضا را نیز دارند که بدبختی های حاصله از نیت بد خود شان را به کشور و مردم ما نسبت  ندهند.  دنیا میداند که افغانستان در حال حاضر گرفتار صدها مشکل است که با توجه به این همه مشکلات مداخله در امور کشور های دیگر را کار شایسته و معقول نمیدانند. مطمئن باشند که افغانستان درحال حاضر حتی فکر مداخله در امورداخلی دیگران و بخصوص کشور های همسایه را نخواهد کرد.

بنابر این از پاکستان خواست ما اینست که لطفا ضعف های مدیریتی و سیاسی نظامی تانرا بما نسبت ندهید و متوجه امور کشوری خود باشیدو چنانچه اگر احساس ضعف و نا توانی نمودید ما همانگونه که عرض شد حاضر به کمک شما هستیم . والسلام