۱۴۰۴ شهریور ۱۵, شنبه

طرح سیستم مدیریتی کمک ها

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سیستم مدیریتی برای مدیریت کمک‌های بشردوستانه پس از حوادث طبیعی

حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس

در بند آن  مباش که نشنید  یا شنید

مقدمه:

تجریه نشان میدهد که وقتی در پی حوادثی همچون زلزله، سیلاب، طوفان، رانش کوه ها و...  که در منطقه ای صورت گرفته است، در پی آن کمک های ملی و بین المللی در این منطقه سرازیر گردیده است. بنا برعدم مدیریت صحیح و سالم و نفوذ افراد سود جو و مغرض این کمک ها کاملا به فساد آلوده گردیده و به مستحقین آن نرسیده است. نهایتا دیده شده که در وضعیت مالی و معیشتی مستحقین هیچگونه تغییری رونمانگردیده است.

در بیست سال حکومت دست نشانده امریکا هزاران میلیون دالر بخاطر رسیدگی به فقرا، نجات کودکان از سوء تغذی و تهیه سرپناه برای فقرا و آسیب دیدگان به این کشور آمد، اما نه فقیری از فقر نجات پیدا کرد، نه کودکی از سوء تغذی بهبود یافت و نه بی سرپناهی صاحب خانه شد.

همه بیاد دارند که یکبار قرار شد برای مردم گندم توزیع کنند، سوسل بچهء بی بندوباری که سمت مشاوریت را در ارگ به لحاظ ارتباط خانوادگی با یکی از بزرگان بدست آورده بود در راس مقسمین گندم قرار داشت. او به هر نفر به مقدار هفتصد گرام گندم توزیع کرده بود که این وضعیت سرو صدای زیادی ایجاد کرد، پارلمان این بچه را احضار و مورد استیضاح قرار دادند، او هم با بسیار الفاظ سطحی و کودکانه در واقع پارلمان را به مسخره گرفته و گفت که این یک عمل امتحانی بود و اصل کار بعدا آغاز می شود و آنهم دیده شد که نشد.

یک بار هم نان توزیع کردند که فسادش فراموش هیچ کس نگردیده است.

ما در پی اینهمه گفته بودیم که اگر میخواهید کمک به فقرا به فساد آلوده نشود در توزیع این کمک ها از معلمین و اساتید دانشگاه که در هر محلی زندگی می کنند کمک بگیرید، زیرا معلم صادق و امانتدار جامعه است و هر گز دست به خیانت نمی زند. دقیقا در توزیع اینگونه کمک ها اگر دست ارباب و قریه دار و آنعده کلاه بردارانی که در گذشته ها تحت عنوان جامعه مدنی کار کردند و نماینده ملل متحد دخیل شد قطعا به فساد آلوده گردیده و کمک به مستحق آن نخواهد رسید. درآنزمان این طرح و پیشنهاد جمعی را که منافع شان در آن بود احساساتی ساخت و ما نیز گفتم که این برداشت و فکر ماست کسی اگر خواسته باشد ما به دفاع از آن آمادگی داریم.

اینک نیز که با تاسف حادثه زلزله درشرق کشورما جان هزاران تن اعم از زن و مردو کودک را گفت و هزاران تن دیگر زخمی شدند و حدود ده هزار خانه کاملا از بین رفت، بازهم کمک های جهانی و ملی در این منطقه سرازیر گردیده است. هنوز آمدن کمک ها جریان دارد. از همین ابتدا شنیده میشود که توزیع کمک ها شفاف نیست، بعضا افراد بدون ارتباط و داوطلبانه به عنوان کمک گر به ساحه رفته اند. بعضی خود شان بنام زلزله زدگان از مردم پول جمع آوری می کنند.

دقیقا این گونه حرکات گرچه ظاهرا اعمال انسانی و اسلامی و عاطفی است اما از اینکه تحت پوشش یک مرکز و مدیریت نیست خود بخود منجر به بینظمی می گردد.

بنابراین ما طرحی را آماده کردیم تا به این حرکات و توزیع کمک ها نظم بخشیده شود. البته این طرح را میتوان برای همیشه و در سراسر کشور در مواقع اضطراری و پیش آمدن حوادث و جذب کمک ها عمومیت داده اجرایی ساخت.

1. تشکیل یک نهاد هماهنگی مستقل

ایجاد «ستاد مدیریت بازسازی و کمک‌رسانی» متشکل از:

نمایندگان دولت محلی و مرکزی

نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی UN، صلیب سرخ و غیره

نمایندگان نهادهای مدنی و اجتماعی محل

ناظران بی‌طرف (مثلاً رسانه‌ها، دانشگاهیان، شخصیت‌های معتبر محلی)

وظیفه اصلی: هماهنگی، شفافیت و جلوگیری از موازی‌کاری و حیف و میل کمک‌ها.

2. ثبت و شفافیت کمک‌ها

تمام کمک‌های نقدی و غیرنقدی در یک سیستم دیجیتال (پایگاه داده مرکزی) ثبت شوند.

هر کمک‌کننده (کشور، نهاد، فرد) رسید و گزارش دیجیتالی دریافت کند.

اطلاعات به‌صورت عمومی در یک وبسایت/اپلیکیشن منتشر شود: مقدار کمک، مصرف و محل مصرف.

3. نیازسنجی دقیق

تیم‌های ارزیابی محلی موظف به جمع‌آوری داده‌های واقعی از خسارت در هر روستا و ناحیه.

اولویت‌بندی بر اساس:

میزان خسارت (روستاهای کاملاً تخریب شده در اولویت)

تعداد آسیب‌دیدگان

نیازهای فوری (غذا، سرپناه موقت، خدمات صحی)

نتایج نیازسنجی در اختیار عموم قرار گیرد تا شفافیت حفظ شود.

4. مدیریت منابع مالی

تشکیل «صندوق بازسازی» با حساب‌های بانکی مشخص و قابل پیگیری.

استفاده از سیستم‌های پرداخت دیجیتال برای جلوگیری از فساد نقدی.

تدوین بودجه مشخص برای هر بخش:

سرپناه موقت و دائمی (مسکن مقاوم در برابر زلزله)

خدمات صحی و درمانی

آب آشامیدنی و صحی

زیرساخت‌های اولیه (راه‌ها، برق، مکتب‌ها)

5. ساخت مسکن مقاوم

قرارداد با شرکت‌های معتبر ساختمانی و نظارت بر کار آن‌ها.

استفاده از مصالح مقاوم در برابر زلزله و سیل.

آموزش مردم محل برای ساخت‌وساز ایمن (توانمندسازی جامعه)

6. مشارکت مردم محل

ایجاد شوراهای محلی در هر ولسوالی برای نظارت بر توزیع کمک‌ها.

استفاده از کارگرهای محلی در بازسازی تا هم اشتغال ایجاد شود و هم هزینه‌ها به جامعه بازگردد.

7. نظارت و حساب‌دهی

ارائه گزارش ماهانه عمومی در مورد مقدار کمک، مصرف و دستاوردها.

ایجاد خط تماس و اپلیکیشن برای ثبت شکایات مردم از توزیع ناعادلانه.

دعوت از ناظران بین‌المللی و رسانه‌ها برای بررسی عینی پیشرفت.

8. پایداری و آینده‌نگری

بخشی از کمک‌ها به ایجاد صندوق اضطراری برای بحران‌های آینده اختصاص یابد.

اجرای برنامه‌های آموزشی در زمینه آمادگی در برابر حوادث طبیعی.

سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مقاوم (پل‌ها، مکاتب، شفاخانه‌ها)

نتیجه:
با چنین سیستمی، کمک‌ها از حالت مقطعی و بی‌اثر خارج شده و به یک روند شفاف، پاسخ‌گو و پایدار تبدیل می‌شوند. این نه تنها از حیف و میل جلوگیری می‌کند، بلکه باعث بازسازی واقعی و توانمندسازی مردم می‌شود. به امیداینکه دیگر مردم ما گرفتار بلایا و غذاب نگردیده زندگی شان مملو از خوشی و سعادت باشد.

والسلام

غلام علی صارم کارشناس ارشد مدیریت دولتی

 

۱۴۰۴ شهریور ۱۴, جمعه

قرن بیست و یکم قرن آسیا است

 

در مسیر افول: تحلیلی بر آینده نظم جهانی



با توجه به معادلات سیاسی نظامی و تکنالوژیی موجود، ظهور قدرت های شرقی و روگشایی از تجهیزات و فناوری های محیر العقول درچین میتوان گفت که : "قرن بیست و یکم قرن آسیا است " وجهان دراین قرن آسیایی خواهد شد.

غلام علی صارم

پنجشنبه 13سنبله 1404

مقدمه

جهان امروز در آستانه تحولی عمیق در موازنه قدرت‌های بین‌المللی قرار دارد. رژه نظامی اخیر چین با حضور قدرت‌های شرقی همچون روسیه، کره‌شمالی و ایران، نشان داد که دوران یک‌جانبه‌گرایی نظامی ایالات متحده به پایان نزدیک می‌شود. این تحولات تنها به عرصه نظامی محدود نیست، بلکه در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی نیز نمود یافته است. در سوی مقابل، غرب با چالش‌های گسترده‌ای از بدهی‌های عظیم اقتصادی گرفته تا بحران‌های اجتماعی و سیاسی درونی دست به گریبان است. از همین‌رو، پرسش اصلی این مقاله آن است که: آیا جهان به سوی یک نظم دوقطبی جدید با محوریت شرق در حال حرکت است و آیا غرب واقعاً در مسیر فروپاشی قرار دارد؟

۱. پیام رژه نظامی چین به جهان:

رژه نظامی چین در امتداد نشست سازمان همکاری شانگهای، تنها یک نمایش قدرت داخلی نبود، بلکه پیامی ژئوپولیتیک به جهانیان مخابره کرد. چین با رونمایی از سلاح‌های استراتژیک، از جمله موشک‌های بالستیک قاره‌پیما مجهز به کلاهک‌های هسته‌ای، نشان داد که اکنون به سطحی از بازدارندگی رسیده که می‌تواند نه‌فقط آسیا، بلکه جهان را تحت پوشش قرار دهد.

حضور روسیه، ایران و کره ‌شمالی در این رژه، نمادی از شکل‌گیری یک «جبهه متحد شرق» بود. چنین ائتلافی می‌تواند معادل‌سازی خطرناکی برای ناتو در نظر گرفته شود. پیام نهفته این مراسم روشن است: دوران یک‌جانبه‌گرایی آمریکا پایان یافته و موازنه قدرت در حال تغییر است.

۲. اسرائیل در مسیر انزوا و تغییر سیاست آمریکا:

یکی از تحولات مهمی که نشانگر افول نفوذ غرب است، تغییر جایگاه اسرائیل در سیاست جهانی است. برای دهه‌ها، اسرائیل به‌عنوان «جزیره‌ای امن برای غرب در خاورمیانه» عمل می‌کرد. اما اکنون شاهد چند روند هستیم:

عقب‌نشینی تدریجی آمریکا از حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل:

انزوای تل‌آویو در منطقه و محدودیت‌های زمینی و هوایی که برخی کشورها علیه آن اعمال می‌کنند.

افزایش تمایل دولت‌ها برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین.

حتی در گفت‌وگوهای رسانه‌ای، نقل قولی از ترامپ قابل تأمل است که خطاب به شی جین‌پینگ می‌گوید: «سلام من را به پوتین و کیم جونگ‌اون برسان، اگرچه علیه آمریکا کار می‌کنید.» این جمله خود اعترافی تلویحی به کاهش قدرت آمریکا در هدایت متحدانش است.

۳. اقتصاد آمریکا: قدرتی بر شانه‌های لرزان:

یکی از ستون‌های اصلی قدرت آمریکا اقتصاد آن است. اما این ستون اکنون ترک برداشته است. بدهی عمومی ایالات متحده به بیش از ده‌ها تریلیون دلار رسیده و روندی صعودی دارد. این حجم از بدهی، به‌ویژه در شرایط تورمی و رکود احتمالی، توانایی واشنگتن در تأمین هزینه‌های نظامی و سیاسی را محدود می‌کند.

در همین حال، کشورهای بریکس به‌طور جدی در پی یافتن جایگزین برای دلار هستند. تلاش‌ها برای ایجاد «ارز مشترک بریکس» یا گسترش استفاده از یوآن دیجیتال چین، می‌تواند سلطه دیرینه دلار را متزلزل کند. اگر دلار موقعیت برتر خود را از دست دهد، آمریکا بزرگ‌ترین ابزار قدرت نرم خود را نیز از کف خواهد داد.

۴. تحقق پیش‌بینی‌های تاریخی:

دانشمند محترم جناب آقای سید اسحق حسینی سرپلی که قبل از فروپاشی شوروی وقت مصروف سپری نمودن دور کارشناسی ارشد در خدمات اختصاصی در مسکو بودند پیش بینی های را از یک استاد جاپانی الاصل بنام "ریخه زورکی" برایم گفته بودند.

سخنان استاد ژاپنی‌الاصل «ریخه زورکی» که سال‌ها پیش فروپاشی شوروی، سلطه موقت آمریکا و سپس صعود شرق را پیش‌بینی کرده بود، امروز بیش از هر زمان دیگری معنا می‌یابد. او تأکید داشت که پس از یک دوره کوتاه قدرت‌نمایی، آمریکا نیز مانند شوروی رو به زوال خواهد رفت و جای خود را به قدرت‌های شرقی همچون چین، روسیه و ایران خواهد داد.

این پیش‌بینی‌ها امروز در حال تحقق‌اند. آمریکا همان اشتباهی را مرتکب شده که شوروی در اواخر دهه ۱۹۸۰ گرفتارش بود،یعنی گسترش بیش از حد تعهدات خارجی و بار مالی سنگین برای حفظ سلطه.

۵. هند: متحد متزلزل غرب

هند به‌عنوان یکی از بازیگران مهم آسیا، وضعیتی دوگانه دارد. از یک‌سو، رقابت ژئوپولیتیک با چین و تنش تاریخی با پاکستان، دهلی‌نو را به آمریکا نزدیک کرده است. اما از سوی دیگر، نیاز اقتصادی به انرژی روسیه و بازار چین، هند را در موقعیتی دشوار قرار داده است.

در جنگ اخیر با پاکستان، ضعف ارتش هند آشکار شد و این واقعیت را نشان داد که هند هنوز توان ایستادگی در برابر محور شرقی را ندارد. دیر یا زود، هند ناچار خواهد شد میان پیوستن به بلوک شرق یا انزوای استراتژیک یکی را انتخاب کند.

۶. بریکس و شانگهای: ابزارهای نهادی شرق

دو نهاد کلیدی در این نظم نوین جهانی در حال ظهورند:

سازمان همکاری شانگهای (SCO): با تمرکز بر همکاری‌های امنیتی و نظامی، می‌تواند به‌نوعی به «ناتوی شرق» تبدیل شود.

بریکس (BRICS): با محوریت اقتصادی و مالی، در حال طراحی جایگزینی برای سیستم مالی تحت سلطه غرب است.

این دو سازمان، با گسترش عضویت و جذب کشورهایی چون ایران، عربستان و دیگر قدرت‌های منطقه‌ای، به‌تدریج ستون‌های نظم جدید را بنا می‌نهند.

۷. عقب‌نشینی آمریکا از خاورمیانه:

یکی از شاخص‌های افول قدرت آمریکا، کاهش نقش مستقیم آن در خاورمیانه است. واشنگتن به‌خوبی دریافته که حضور نظامی گسترده در این منطقه چیزی جز هزینه‌های سنگین و شکست‌های پی‌درپی به همراه ندارد.

خروج پرشتاب از افغانستان.

کاهش نقش در عراق.

واگذاری بخشی از ابتکار عمل به متحدان منطقه‌ای.

در مقابل، چین با پروژه «کمربند و جاده» و روسیه با حضور در سوریه و روابط استراتیژیک با ایران، جای خالی آمریکا را پر کرده‌اند.

۸. نظم دوقطبی جدید: تفاوت با جنگ سرد

برخلاف دوران جنگ سرد که رقابت عمدتاً بر سر ایدئولوژی و توان نظامی بود، دوقطبی جدید ابعاد گسترده‌تری دارد:

اقتصاد: شرق دیگر صرفاً به توان نظامی تکیه ندارد، بلکه موتور اقتصادی جهان نیز در حال انتقال به آسیاست.

فناوری: چین در حوزه هوش مصنوعی، 5G و انرژی‌های نوین پیشتاز شده است.

انرژی: روسیه و ایران با ذخایر عظیم انرژی، اهرم فشار مؤثری علیه غرب دارند.

به بیان دیگر، شرق امروز از «قدرت جامع» برخوردار است که ترکیبی از اقتصاد، نظامی، انرژی و دیپلماسی است.

با توجه به آنچه گفته آمدیم آینده جهان شرقی‌تر خواهد بود.

با کنار هم گذاشتن شواهد، می‌توان گفت:

غرب، به‌ویژه ایالات متحده، در مسیر افول است، بدهی‌های سنگین، ناکامی‌های نظامی، و بحران‌های اجتماعی نشانه‌های آن هستند.

شرق در حال صعود است؛ چین با اقتصاد، روسیه با انرژی و نظامی‌گری، ایران با نفوذ منطقه‌ای و کره‌شمالی با بازدارندگی هسته‌ای.

به نظر میرسد که جهان به‌سمت چندقطبی شدن می‌رود، دیگر نه غرب می‌تواند یک‌جانبه عمل کند و نه شرق به‌تنهایی سلطه خواهد یافت، بلکه رقابت و توازن جدیدی شکل می‌گیرد.

بدین‌ترتیب، پیش‌بینی قدیمی متفکران سیاسی در حال تحقق است «قرن بیست‌ویکم، قرن آسیاست.»

 

۱۴۰۴ شهریور ۱۳, پنجشنبه

زلزله کنر

 

 

زلزله‌های مرزی افغانستان؛ طبیعت یا دست‌های پنهان؟



غلام علی صارم 

پنجشنبه 13 سنبله 1404

وقتی زلزله هولناک هرات رخ داد و در پی آن هزاران خانواده داغدار و بی‌خانمان شدند، ذهن پرسشگر ما آرام نگرفت. این فاجعه فقط تلفات جانی و خسارات مالی نبود، بلکه زخمی بر روان مردم گذاشت که شاید سال‌ها التیام نیابد. اما در کنار این اندوه، دل بدگمان ما پر از سؤال شد: آیا همه‌چیز را می‌توان تنها به طبیعت نسبت داد؟

زلزله‌های ویرانگر پکتیا، که ده‌ها هزار انسان در آن قربانی شدند و خانه‌ها بر سرشان فروریخت، نیز همین پرسش را در ذهن ما زنده کرد. این بار اما فاجعه کنر، ننگرهار و لغمان، به‌ویژه ولسوالی‌های وایگل و سوکی، بار دیگر ما را به اندیشه فرو برد. قریه‌های کامل زیر آوار رفتند و زندگی هزاران انسان در چشم برهم زدنی خاکستر شد.

نکته‌ای که تردید ما را بیشتر می‌کند این است که چرا اغلب این زلزله‌های ویرانگر در ولایات سرحدی افغانستان رخ می‌دهد؟ در ولایات دیگر هم زلزله می‌آید، اما نه با این شدت و گستردگی در تلفات و خرابی‌ها. آیا این فقط یک اتفاق طبیعی است یا نشانه‌ای از چیزی پنهان؟

شنیدن سخنان استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل متحد، بر این شک و تردید صحه گذاشت. او گفت که حدود ۲۵ کیلومتر مربع از مناطق زلزله‌زده آلوده به مواد منفجره بوده است. این جمله، پرسش‌های ما را به یقین نزدیک‌تر ساخت. آیا زلزله‌های اخیر تنها حاصل لرزش زمین‌اند، یا دست‌های پنهانی نیز در پس این فجایع نقش دارند؟

این پرسش، هم‌زمان هم علمی و هم سیاسی است. از یک‌سو، باید نقش واقعی لرزه‌خیزی طبیعی کشور بررسی شود، و از سوی دیگر، ارتباط میان مناطق مرزی، جنگ‌های طولانی‌مدت، مین‌ها و انفجارها با شدت ویرانی‌ها روشن گردد. آنچه مسلم است این‌که مردم بی‌دفاع افغانستان قربانیان اصلی این بازی‌های آشکار و پنهان‌اند.

شاید زمان آن رسیده که پژوهشگران مستقل، سازمان‌های بین‌المللی و رسانه‌ها با شفافیت بیشتری این موضوع را بررسی کنند تا مردم ما بدانند که ریشه این همه ویرانی در کجاست، آیا در دل زمین است یا در دست‌های انسان.

 

۱۴۰۴ شهریور ۱۰, دوشنبه

همدردی با زلزله زدگان کندز، ننگرهار و کنر

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز کندز، ننگرها و کنر!



ما شریک غم شما هستیم.

دوشنبه 10 سنبله 1404

با قلبی لبریز از اندوه و دلی غرق در ماتم، خبر جانگداز زلزله‌ی اخیر در ولایت‌های کندز، کنر و ننگرهار را دریافتیم، حادثه‌ای که همچون خنجری بر روح و روان هر انسان باوجدان فرود آمد و ده‌ها خانواده را به کام خاک سپرد و هزاران تن دیگر را داغدار و بی‌پناه ساخت. هیچ واژه‌ای توان آن را ندارد که عمق رنج و تراژیدی این فاجعه را بیان کند. زمین لرزید، دیوارها فرو ریخت، خانه‌ها ویران شد و در یک چشم به‌هم زدن، صدها رویا و امید در زیر آوار ها نابود خاکستر شد.

این مصیبت جانسوز نه تنها غم مردم مظلوم کندز، کنر و ننگرهار است، بلکه زخم عمیقی بر پیکر همه‌ی مردم افغانستان و حتی بر وجدان جامعه‌ی بشری می‌باشد. انسان وقتی به چهره‌ی کودکانی می‌اندیشد که دیشب در آغوش مادر خوابیده بودند و امروز بی‌هیچ نشانی در دل خاک آرمیده‌اند، قلبش می‌شکند. وقتی به پدرانی فکر می‌کنیم که همه هستی و عزیزان‌شان را در یک لحظه از دست دادند، زبان از سخن بازمی‌ماند. و هنگامی که چشم به مادرانی می‌افتد که بر مزار فرزندان جوان‌شان نوحه می‌کنند، اشک بی‌اختیار جاری می‌شود.

تراژیدی این حادثه فراتر از ویرانی خانه‌هاست، این زخم جانکاه، آینده‌ای را که می‌توانست پر از امید و شکوفایی باشد، در هم شکست. انسان‌هایی که روزی با هزار آرزو برای فردای بهتر تلاش می‌کردند، اکنون در میان خاک سرد آرام گرفته‌اند. زلزله نه تنها دیوارها را لرزاند، بلکه قلب‌های ما را نیز به لرزه درآورد.

در چنین لحظات تلخ، تنها چیزی که می‌تواند اندکی آرامش ببخشد، همبستگی و همدردی است. ما همه در این غم شریکیم و خود را در کنار مردم داغدیده‌ی کندز، کنر و ننگرهار می‌دانیم. هیچ مرزی و هیچ فاصله‌ای نمی‌تواند ما را از این درد جدا کند. امروز اشک همه‌ی ما یکی است، آه همه‌ی ما از یک سینه برمی‌خیزد و دعاهای همه‌ی ما برای آمرزش جان‌باختگان و شفای عاجل زخمیان به آسمان روان است.

ما به خانواده‌های قربانیان این حادثه‌ی سهمگین تسلیت عرض می‌کنیم و خود را در سوگ‌شان شریک می‌دانیم. می‌دانیم هیچ کلامی جای خالی عزیزان‌شان را پر نمی‌کند، اما امید داریم که صبر و بردباری الهی مرهمی بر دل‌های داغدارشان باشد. همچنین، از خداوند بزرگ مسئلت داریم که زخمیان این فاجعه را شفا دهد و سایه‌ی رحمت و آرامش خویش را بر سر همه‌ی بازماندگان بگستراند.

باشد که این زلزله‌ی غم‌انگیز، تلنگری برای ما و جهانیان باشد تا بیش از هر زمان دیگری به ارزش زندگی، انسانیت و همدلی بیندیشیم. دنیا جای آن است که با عشق و مهربانی ساخته شود، نه آن‌که در آوار و غبار غم فرو رود.

روح جان‌باختگان این حادثه قرین رحمت الهی باد. یادشان جاویدان، و غم‌شان در حافظه‌ی تاریخ افغانستان همواره زنده خواهد ماند.

انا لله و انا الیه راجعون

 

۱۴۰۴ شهریور ۹, یکشنبه

شانگهای، تلاش شرق برای رهایی از سلطه اقتصادی و امنیتی غرب

 

شانگهای، تلاش شرق برای رهایی از سلطه اقتصادی و امنیتی غرب



غلام علی صارم

سه شنبه 4سنبله 1404

پس از فروپاشی اتحاد شوروی (۱۹۹۱)، پنج کشور چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان در سال ۱۹۹۶ گروهی به نام «شانگهای پنج» را ایجاد کردند. هدف اصلی آن، حل اختلافات مرزی و ایجاد اعتماد متقابل در نواحی مرزی بود.

با پیوستن ازبکستان در سال ۲۰۰۱، این گروه رسماً به سازمان همکاری شانگهای (SCO) تغییر نام داد.
اساسنامه آن در ۲۰۰۲ تدوین و در ۲۰۰۳ اجرایی شد.

گسترش اعضا:

هند و پاکستان در سال ۲۰۱۷ عضو کامل شدند.

ایران نیز در سال ۲۰۲۳ رسماً به عنوان عضو دائم پذیرفته شد.

کشورهای دیگری مانند ترکیه، بلاروس، مغولستان و برخی دولت‌های آسیای جنوبی و غربی به‌عنوان ناظر یا شریک گفت‌وگو در این سازمان حضور دارند.

اگربصورت مختصر به بیان این بخش بپردازیم اعضای این سازمان از این قراراست :

اعضا دائم (Full Members): چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، هند، پاکستان، ایران، بلاروس.

شرکای گفت‌وگو (Dialogue Partners): آذربایجان، ارمنستان، بحرین، کامبوج، مصر، کویت، مالدیو، میانمار، نیپال، قطر، عربستان سعودی، سری‌لانکا، ترکیه، امارات.

انگیزه‌های ایجاد

سازمان همکاری شانگهای با چندین هدف کلیدی شکل گرفت:

امنیتی و سیاسی:

مقابله با تهدیدهای مشترک مانند تروریسم، افراط‌گرایی و جدایی‌طلبی.

ایجاد تعادل در برابر نفوذ ناتو و امریکا در منطقه، به‌ویژه بعد از جنگوتجاوزامریکا به افغانستان (۲۰۰۱)

تقویت چندقطبی‌گرایی و همکاری منطقه‌ای.

مبارزه با "سه شر:
سازمان از آغاز تمرکز ویژه‌ای بر مقابله با:

تروریسم، جدایی‌طلبی، افراط‌گرایی داشته است.

ایجاد ساختار ضدتروریسم:
در سال ۲۰۰۴ نهادی به نام ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم (RATS) در تاشکند (پایتخت ازبکستان) تأسیس شد.
این نهاد هماهنگ‌کننده اطلاعات امنیتی و عملیاتی میان اعضاست.

از جانبی هم چنانکه دیده میشود کشورهای عضو به‌طور منظم رزمایش‌های بزرگ نظامی برگزار می‌کنند (مثل "ماموریت صلح") که هم پیام بازدارندگی دارد و هم هماهنگی میان ارتش‌ها را افزایش می‌دهند.

موازنه در برابر امریکا و ناتو:
با حضور امریکا در افغانستان پس از ۲۰۰۱، اعضای شانگهای به‌ویژه چین و روسیه خواستند وزنه‌ای منطقه‌ای برای جلوگیری از سلطه نظامی غرب در آسیای مرکزی ایجاد کنند.

اقتصادی:

توسعه همکاری‌های تجاری، سرمایه‌گذاری و انرژی (نفت و گاز آسیای میانه)

ایجاد مسیرهای حمل‌ونقل و اتصال منطقه‌ای (جاده ابریشم نوین چین و پروژه‌های ترانزیتی روسیه)

همچنان سازمان تلاش دارد موانع تجاری میان اعضا را کاهش دهد و سرمایه‌گذاری مشترک به‌ویژه در بخش انرژی و زیرساخت را گسترش دهد.

فرهنگی و اجتماعی:

تبادل فرهنگی، آموزشی و علمی بین اعضا.

تقویت پیوندهای تاریخی و تمدنی در اوراسیا.

ژئوپلیتیک:

چین و روسیه انگیزه داشتند تا با همکاری مشترک، نفوذ امریکا را در آسیای مرکزی و اوراسیا متوازن کنند.

کشورهای آسیای میانه نیز می‌خواستند بین قدرت‌های بزرگ (چین، روسیه، امریکا) موازنه ایجاد کنند و از حاشیه‌نشینی سیاسی و اقتصادی جلوگیری کنند.

سازمان همکاری شانگهای ابتدا برای امنیت مرزی ایجاد شد، اما به‌تدریج به یک پیمان منطقه‌ای چندبُعدی (امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، ژئوپلیتیک) تبدیل گردید که امروز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سازمان‌های منطقه‌ای اورآسیاشناخته می شود.

انرژی و منابع طبیعی:
آسیای مرکزی منابع غنی نفت و گاز دارد، روسیه و چین بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان و انتقال‌دهندگان این منابع‌اند.
بنابراین SCO بستری برای هماهنگی انرژی منطقه‌ای شده است.

طرح "کمربند و جاده" چین:
بسیاری از اعضا بخش کلیدی این طرح هستند.
SCO
به چین کمک می‌کند با کشورهای مسیر جاده ابریشم هماهنگی داشته باشد و پروژه‌های راه‌آهن، جاده و کریدورهای اقتصادی را توسعه دهد.

همکاری مالی:
هرچند بانک توسعه SCO هنوز شکل نگرفته، اما اعضا روی استفاده از ارزهای ملی به جای دالر در مبادلات کار می‌کنند.

بصورت خلاصه میتوان گفت:

امنیتی: ایجاد هماهنگی برای مقابله با تهدیدهای مشترک، کاهش نفوذ غرب در منطقه.

اقتصادی: توسعه تجارت و انرژی، حمایت از پروژه‌های اتصال منطقه‌ای مانند .

در کل، SCO به‌تدریج از یک پیمان صرفاً امنیتی به یک سازمان چندبُعدی تبدیل شده که هم در سیاست و هم در اقتصاد اوراسیا اهمیت زیادی یافته است.

آنچه را میتوان بصورت خلاصه متذکر شد اینست که این سازمان با انگیزه مقابله با غرب و ناتو و یا حد اقل تضعیف قدرت غرب و مهار دست درازی های شان ایجاد شده است.

موقعیت افغانستان دراین سازمان:

افغانستان چند بار در نشست های سازمان همکاری شانگهای (SCO) حضور داشته است، اما عضو دائم نیست. وضعیت افغانستان در این سازمان به شرح زیر است:

سال ۲۰۱۲: افغانستان به‌عنوان کشور ناظر (Observer State) به سازمان پذیرفته شد.

از آن زمان تاکنون، به دلیل شرایط داخلی و سیاسی (به‌ویژه پس از تغییر حکومت در ۲۰۲۱)، عضویت افغانستان به‌عنوان ناظر حفظ شده، اما هنوز به جمع اعضای دائم اضافه نشده است.

حضور هیأت‌های افغانستان در نشست‌ها بسته به شرایط سیاسی و تصمیم اعضای SCO متفاوت بوده است.

افغانستان اگرچه از سال ۲۰۱۲ به عنوان ناظر (Observer) در سازمان همکاری شانگهای (SCO) حضور دارد، اما این وضعیت عملاً تأثیر مستقیم و جدی بر بهبود اقتصاد این کشور نداشته است، دلایل و محدودیت‌های آن به شرح زیر است:

فرصت‌های بالقوه افغانستان در SCO

اگر افغانستان می‌توانست فعالانه و پایدار در این سازمان نقش ایفا کند، مزایای احتمالی‌اش چنین بود:

دسترسی به بازار بزرگ منطقه‌ای
کشورهای عضو SCO نزدیک به ۳ میلیارد نفر جمعیت و بخش بزرگی از اقتصاد آسیا را دربرمی‌گیرند. افغانستان می‌توانست از این مسیر تجارت، ترانزیت و صادرات کالا (به‌ویژه معادن و محصولات کشاورزی) را گسترش دهد.

سرمایه‌گذاری و پروژه‌های زیربنایی
ازبکستان، چین و روسیه علاقه‌مند به استفاده از موقعیت ترانزیتی افغانستان هستند (مثلاً پروژه راه‌آهن، کریدورهای انرژی و اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا)

کمک‌های امنیتی و مبارزه با مواد مخدر و تروریسم:
امنیت پایدار یکی از شروط جذب سرمایه و توسعه اقتصادی است. SCO می‌توانست هماهنگی بیشتری برای ثبات منطقه فراهم کند.

محدودیت‌های واقعی

اما در عمل، وضعیت افغانستان چنین است:

تحریم‌های بین‌المللی علیه حکومت کنونی و عدم شناسایی رسمی آن توسط اکثر کشورها باعث شده که حتی در چارچوب SCO همکاری اقتصادی گسترده صورت نگیرد.

بی‌ثباتی امنیتی و سیاسی مانع اصلی جذب سرمایه‌گذاری خارجی است.

نبود نظام بانکی پایدار و محدودیت‌های انتقال پول، مانع پیوستن افغانستان به پروژه‌های اقتصادی بزرگ منطقه‌ای شده است.

کشورهای عضو SCO (مثل چین، روسیه، ایران و آسیای مرکزی) در حال حاضر بیشتر نگاه امنیتی به افغانستان دارند تا اقتصادی.

با توجه به این موارد حضور افغانستان در SCO به عنوان ناظر بیشتر جنبه سیاسی و نمادین دارد تا اقتصادی.

در شرایط فعلی، تا زمانی که مشکلات شناسایی بین‌المللی حکومت، امنیت داخلی و تحریم‌ها حل نشود، این سازمان نمی‌تواند تأثیر چشمگیر و مستقیمی بر وضعیت اقتصادی افغانستان بگذارد.

با این حال، اگر در آینده ثبات نسبی ایجاد شود، افغانستان می‌تواند از موقعیت جغرافیایی‌اش برای تبدیل‌شدن به پل تجاری و ترانزیتی در SCO استفاده کند.

در کل آنچه ما را به نظر میرسد  و به آنچه به عنوان دستاورد های این سازمان میتوان اشاره کرد اینست:

واقعیت این است که سازمان همکاری شانگهای (SCO) از بدو تأسیس (۲۰۰۱) بیشتر یک نهاد امنیتی ـ منطقه‌ای بود، اما به‌مرور به سمت همکاری‌های اقتصادی، مالی و حتی سیاسی گسترده‌تر حرکت کرده است. یکی از اهداف کلان آن ایجاد وزنه‌ای در برابر سلطه غرب، ناتو و دالر آمریکا است. اینکه این سازمان تا چه اندازه به اهدافش خواهد رسید، بستگی به چند عامل کلیدی دارد:

دستاوردهای کنونی SCO در مسیر استقلال از غرب

وزن ژئوپلیتیک و اقتصادی

اعضای دائم (چین، روسیه، هند، ایران، آسیای مرکزی) بیش از نیمی از جمعیت جهان و بخش بزرگی از منابع انرژی (نفت، گاز، اورانیوم) را در اختیار دارند.

چین و روسیه به‌طور مستقیم روی کاهش وابستگی به دالر کار می‌کنند (مبادلات یوآن ـ روبل، استفاده از ارزهای محلی)

سیستم‌های پرداخت و مالی مستقل

چین سامانه پرداخت CIPS را به‌عنوان جایگزین SWIFT توسعه داده.

روسیه سامانه SPFS را ساخته.

درون SCO صحبت از ایجاد یک واحد پولی منطقه‌ای یا مکانیزم مالی مشترک برای مبادلات مطرح است.

همکاری امنیتی و نظامی

مانورهای مشترک نظامی SCO پیام آشکاری به ناتو می‌فرستد که شرق می‌تواند جبهه دفاعی مشترک داشته باشد.

و اما محدودیت‌ها و چالش‌ها

رسیدن به یک بلوک مستقل و یکپارچه به این آسانی نیست:

اختلافات درون اعضا

هند روابط نزدیکی با آمریکا دارد و همیشه با سیاست‌های چین و پاکستان در تضاد است.

برخی کشورها (مثل آسیای مرکزی) هنوز از نظر اقتصادی به غرب و نهادهایی مثل بانک جهانی نیاز دارند.

وابستگی به دالر همچنان بالاست.

بیشتر تجارت خارجی اعضا هنوز با دالر انجام می‌شود.

حتی چین که پیشرو در بین‌المللی کردن یوآن است، هنوز بخش کوچکی از مبادلات جهانی را به یوآن انجام می‌دهد.

مشکلات سیاسی داخلی:

تحریم‌های سنگین علیه ایران و روسیه مانع از همکاری آزاد آنها با همه اعضا شده است.

بی‌ثباتی افغانستان و رقابت‌های قومی و سیاسی در منطقه نیز سد راه پروژه‌های بزرگ ترانزیتی است.

چشم‌انداز آینده:

در بعد امنیتی: SCO تاکنون موفق شده یک بستر همکاری پایدار برای مهار افراط‌گرایی، تروریسم و حضور ناتو در منطقه فراهم کند.

در بعد اقتصادی: احتمالاً طی دهه آینده نقش یوآن چین در مبادلات منطقه‌ای بیشتر خواهد شد و بخشی از تجارت اعضا بدون دالر انجام می‌شود، اما جایگزینی کامل دالر بعید است.

در بعد ژئوپلیتیک: SCO همراه با بریکس (BRICS) به‌نوعی قطب "جهان چندقطبی"را در برابر سلطه سنتی غرب نمایندگی خواهد کرد.

بالاخره باید به عرض برسانیم که: سازمان همکاری شانگهای توانسته پایه‌های یک بلوک شرقی مستقل را بنا بگذارد، اما رسیدن به سطحی که کاملاً اقتصاد و امنیت منطقه را از غرب و دالر بی‌نیاز کند، نیازمند زمان طولانی، کاهش اختلافات داخلی و یکپارچگی واقعی میان اعضا است. در کوتاه‌مدت این سازمان بیشتر نقش موازنه‌گر در برابر ناتو و غرب را بازی می‌کند، اما در بلندمدت می‌تواند یکی از ارکان اصلی جهان چندقطبی آینده باشد.