۱۳۹۶ مهر ۴, سه‌شنبه

رمزقرآن از حسین آموختیم زآتش اوشعله ها افروختیم«علامه اقبال»



امام حسین (ع) الگویی برای اصلاح جوامع بشری
غلام علی صارم
نام امام حسین (ع) استوار ترین معنی در کتاب عشق، ایثار ، خود گذری و شهادت است .
چشمه خونرنگ عاشورا ، درس آموز حماسه ، آزاد زیستن ، جهاد و پایداری در راه حفاظت از دین حق ، قرآن مبین و زندگی توأم با عزت و سربلندی است.
عاشورا دریای متلاطمی است که هرآنچه متناسب شرایط و پاسخگوی نیازهای امروزی ما میباشد ، معلم گونه به جواب آن می پردازد، یعنی عاشورا نه یک حادثه بلکه عاشورا یک مکتب است ، و از همین روست که ائمه دین همیشه تاکید ورزیدند تا عاشورا زنده نگهداشته شود.
وقتی به تاریخ عاشورا با دید محققانه نگاه می کنیم ، معمار عاشورا از همان آوان حرکت خود کاری کرد که تا امروز توجه دانشمندان ، مصلحان سیاسی – اجتماعی را بخود معطوف داشته است .
تبیین و ترسیم هدف امام حسین (ع) از همان آغاز  حرکت از مدینه درست همان رسالتی است که قرآنکریم بیان می فرماید، از دیدگاه قرآنکریم رسالت اصلی دین همانا اصلاح فکر و عقل بشر است و پایداری و بقای جوامع انسانی در گرو اصلاح طلبی و اصلاح گرائی است (1)
و سرانجام نیکو و پاداش نیک از آن اصلاح گران است. (2)
امام حسین (ع) در وصیت نامه خود که هنگام حرکت از مدینه به سوی مکه به برادرش محمدحنفیه نگاشت، اهداف حرکت خود را بیان نمود، پس از بیان عقیده خود در باره توحید ، نبوت ، معاد ، اهداف قیام خود را اینگونه تشریح می نماید:( حسین گواهی میدهد به توحید  و یگانگی خداوند(ج) و گواهی می دهد که برای خدا شریکی نیست و شهادت می دهد که محمد(ص)  بنده و فرستاده اوست، و آئین حق (اسلام) را از سوی خدابرای جهانیان آورده است. و شهادت می دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند (ج) همه انسان ها را در چنین روزی زنده خواهد کرد.
و من نه از روی خود خواهی و یا برای خوش گذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می گردم ، بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت اصلا ح مفاسد است ( احیا و زنده کردن سنت و قانون) جدم رسول خدا(ص) و پدرم علی بن ابیطالب (ع) است ، پس هرکس از من این حقیقت را بپذیرد ، راه خدا را پذیرفته است و هرکس رد کند من با صبر و استقامت راه خود را در پیش خواهم گرفت، تا آنکه خدا بین من و قومم حکم نماید و اوست بهترین حکم کنندگان .
برادرم این وصیت من است به تو.
توفیق از جانب خداست ، براو توکل می کنم و برگشتم بسوی اوست. (3)
 و در سرزمین منی نیز در جمع عده ای از خواص فرمودند:
( پروردگارا  این حرکت ما نه بخاطر رقابت برسرحکومت و قدرت ، و نه به منظور بدست آوردن مال دنیا است ، بلکه بخاطر آنست که نشانه های دین تو را به مردم نشان دهم و اصلاحات را در کشور اسلامی اجرا کنم تا بندگان ستم دیده ات از چنگال ظالمان در امان باشند، و واجبات احکام و سنت های تعطیل شده تو دو باره اجراگردد.
در این سخنرانی امام (ع) بازهم چهار اصل بنیادین را که همانا ، بازگشت به اصول واقعی اسلام ، تحول بنیادین در وضع زندگی معیشتی و اقتصادی مردم، تحول بنیادین و اساسی در روابط اجتماعی و تحول ثمر بخش و اسلامی در نظام های مدنی و اجتماعی ، میباشد تشریح و نسبت به آن تاکید می نمایند.
اینجاست که میتوان باصراحت بیان داشت: قیام امام حسین(ع) یک قیام وحرکت اصلاحی بوده که از همان آوان حرکت از جانب خودایشان گام بگام توضیح و تشریح گردیده است. و عاشورا روزیست که مشت خیانت و چهره های دروغین را آشکار نموده و برای کسانی که میخواهند زندگی آزاد و انسانی داشته باشند ، درس جاودانه ارائه میدارد . 
امروز کشور و جامعه ماهم چه از نظرحکومتی ، اجتماعی ، اخلاقی و... به اصلاحات ضرورت دارد و مکتب عاشورا هم بهترین مرجع برای آموزش این حرکت بنیادین است و ماهم این مطلب را باصراحت می گوییم که بخاطر بهبود وضعیت فعلی بیایید به مکتب امام حسین (ع) رجوع و از آن الهام بگیریم که خیر دنیا و سعادت آخرت در آن نهفته است . والسلام
منابع
1-سوره هودآیه 117
2-سوره اعراف آیه 170
3-بحارالانوار ج44 ص329

۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه

طرح استراتیژی برای افغانستان کاریست بس دشوار!



استراتیژی برای افغانستان !
غلام علی صارم
طرح استراتیژی در هرکشوری نهایت مشکل است، زیرا اوضاع و شرایط مخصوصأ در عصر حاضر هرروز در حال تغییر و تحول است،  اما در افغانستان بی نهایت مشکل،  زیرا تنوع قوم ، مذهب ، جغرافیای متفاوت ، رسوم و عنعنات متفاوت ، و از همه مهم تر عدم ملت واحد کار طرح و تدوین استراتیژی را دشوار ساخته است.
به اعتقاد ما البته به گواهی تاریخ استبداد دست نشانده در گذشته ها و در همین عصر کشور ما را به تباهی کشانده است . این همه نابسامانی که در عصر حاضر می بینید یقینا میراث گذشته است، که با تاسف میراث دار این همه بدبختی ما شده ایم .
بعد از سال 1381کشور های که ظاهر به کمک ما شتافته اند هرکدام استراتیژی بخصوص خود را دارند و از همین روست که طی شانزده سال گذشته با وجود مصارف هنگفت،  اوضا ع این کشور اعم از سیاسی ، نظامی ، اقتصادی، فرهنگی و.....هرروز بدتر و بدتر می گردد.
بعد از جنگ جهانی دوم اروپا با طرح  بنام طرح مارشال و کمک صدمیلیارد دالری امریکا بپای خود ایستاد ،  به اصطلاح آباد شد و امروز در تمام عرصه ها ی زندگی  از جایگاه عالی برخوردار است . اما در افغانستان ده ها برابر این پول مصرف شد اما اوضاع کشور در کل هرروز بدتر از دیروز خود گردید،  البته این موضوع به تحلیل و بررسی عمیق نیاز دارد تا عوامل آن روشن گردد که ما اینک قصد آنرا نداریم .
قبل از سال 1381 با وجودیکه کشور دهه چهارم جنگ و بی امنیتی را تجربه می کرد، وضعیت به این حد خراب نبود، شاهراه ها همیشه بروی ترافیک باز بود و مردم به کار و زندگی خود میرسیدند اما در حال حاضر همین شاهراه ها  روزانه ساعت ها بروی عابرین بسته  و در بی امنیتی کامل بسر می برند.
مساجد و عبادتگاه ها همه نا امن هستند ، کشتن زنان ، اطفال و پیرمردان در این کشور نه تنها سابقه نداشت که یک ننگ به حساب می آمد که با تاسف امروز به یک امر عادی و برای یک عده انسان های درنده خوی  به یک افتخار تبدیل شده است .
سال 1381 وقتی دنیا به سردمداری امریکا ظاهر به کمک ما شتافتند در همان مقطع زمانی هم افغانستان گرفتار مصیبت های عظیم بود،  و ما کمک رسانی در آن مقطع را مثبت ارزیابی می کنیم ، اما اینکه نقطه های اصلی بحران را از بین نبردند و خواستند قسمتی از بحران را حفظ و مدیریت کنند که متاسفانه مدیریت هم نتوانستند ، آنرا یک اشتباه تاریخی برای کشور های کمک کنند مخصوصا امریکا میدانیم .
باربار تکرار کردیم که اگر امریکا میخواهد مردم افغانستان برای همیشه ممنونش باشد به این کشور امنیت تامین کند همانگونه که بعد از جنگ جهانی دوم امنیت جاپان را تضمین نمودند و جاپان با خاطر آرام بودجه نظامی خود را در ساحه صنعت و تکنالوژی به مصرف رساند و امروز به یکی از غول های اقتصادی دنیا تبدیل گردید. اگر امریکا پول های کمکی را بجای اینکه بدست افراد بی مسوولیت بدهد روی زیر ساخت های اقتصادی و فرهنگی به مصرف میرساند ، امروز افغانستان به این وضعیت گرفتار نبود.
یکبار دیگر تکرار می کنم که : استراتیژی امریکا بعد از سال 1381 در افغانستان کاملا غلط بود و ثابت هم شد که غلط بوده است ، دست یازیدن به استراتیژی جدید در حال حاضر خود اعترافی است به غلط بودن استراتیژی قبلی .
اینرا هم خاطر نشان می کنم که استراتیژی فعلی هم از نظر من قناعت بخش نیست و کاری از آن در افغانستان بحران زده ساخته نخواهد شد .  من نمی گویم که طراحان این استراتیژی آدم های ضعیف هستند و توانایی طرح استراتیژی را ندارند،  به نظر من اینها آنگونه که با افغانستان ، مردم افغانستان، ترکیب قومیت در افغانستان ، رسوم و عنعنات در افغانستان و... آشنا باشند نیستند .
به نظر من امریکا قبل از اینکه به غلط بودن استراتیژی قبلی اش در افغانستان اعتراف کند ،  با ید اینرا می پذیرفت که مستخدمینش در این کشور باعث فریب و درد سر لاعلاجش گردیده ، و باید استراتیژی جدیدش را قسمی تدوین می کرد که با مشوره نخبگان غیر وابسته افغانستان می بود.
دقیقا به عرض می رسانم که  زمانی استراتیژی امریکا در افغانستان کارساز خواهد بود که امریکا تصمیم بگیرد تا با همه مردم این کشور کار کند نه با عده ای از مهره های خاص و حرف شنو زیرا همین ها بودند که طی شانزده سال صدها میلیارد دالررا به مصرف رساندند اما جدا از اینکه اوضاع کشور را کاملا در جهت خرابی و بدتر شدن سوق دادند که خود امریکا را نیز در باتلاقی فروبرده اند که اینک بیرون شدن از آن هم کار ساده ای نیست .
رعایت بافت های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و... در این کشور از ضروریات است و بدون در نظر داشت اینها هیچ حکومتی در این کشور دوام نخواهد آورد.
افزایش تعداد نظامیان ، مصارف پول های گزاف با همان روال قدیم گرهی از مشکل این کشور باز نخواهد کرد. والسلام

۱۳۹۶ مرداد ۲۸, شنبه

لطفا به صدای مظلومیت افغانستان پاسخ دهید.











افغانستان  را دریابید!


مادر کشوری زندگی می کنیم که وحشت و اختناق درآن حاکم است، از طفل شش ماه تا پیرمرد هشتادو پنج ساله به قتل میرسد،  اموال مردم را تاراج و به عنوان غنیمت تقسیم می کنند.  کجاست انسانیت؟ کجاست حقوق بشر؟ کجاست جامعه مدنی ؟وکجاست....

غلام علی صارم « 28 اسد 1396»


این کشور به حدی مظلوم است که حتی صدای مظلومیتش در معرض سانسور قراردارد، وقتی فجایع و حوادثی چون قتل عام و کشتار های بیرحمانه وسربریدن ها صورت می گیرد دولت به رسانه ها اجازه نمی دهد که تصاویر و آمار کشته شدگان و گزارش های واقعی را پخش نمایند.
روزانه صد ها قتل اعم از طفل، جوان، پیر وزن ومرد، صورت می گیرد، آنهم نه تنها از نیروهای نظامی بلکه اکثرا افراد ملکی هستند که طعمه آتش این جنگ نیابتی قدرت های بزرگ می گردند. لطفا به احصائیه های سازمان های بین المللی مراجعه کنید، گرچه دقیق نیست اما تاحدی قرین به واقعیت است . 
بهترین شاهد مثال دوتصویر فوق میباشد،  پیرمرد هشتادو پنج ساله و کودک شش ماهه که در فاجعه هولناک میرزا ولنگ بتاریخ 14 اسد 1396 توسط دژخیمان اجیر به شهادت رسیدند.  باید اذعان داشت که در این حادثه دهها نفر شهید ، اموال و دارایی و مواشی مردم تاراج و قسمتی هم به آتش کشیده شد.
تعدادی از قربانیان قابلیت انتقال به مرکز ولایت را نداشتند که همانجا پارچه ای بروی شان انداخته و با خاک پوشاندند ، اما جمعی که تعداد مجموعی شان به سی و شش تن میرسید به مرکزسرپل انتقال و بعد از مراسم نماز بصورت دسته جمعی به قبرستان توغنی در فاصله یک کیلومتری مرکز شهر دفن گردیدند.  قابل ذکراست که سرهای اکثر همین شهدا هم بریده شده بودند.
به همین صورت با گستردگی غیر قابل وصف، جنایت ، قتل و خونریزی، تجاوز به مال و ناموس مردم در سراسر کشورما جاری است .
گرچه سالهاست که این همه جنایت در کشور ما به وقوع می پیوندد، اما از روزیکه پیمان امنیتی توسط هموطنان اجیر خود ما باامریکا به امضا رسید ، این جنایات هرروز بیشتر از روز قبل اوج گرفته افزایش یافت ، تا جاییکه همه می بینند که روزانه صدها انسان بدون جرم و بدون محاکمه راهی دیار عدم می شوند و در این دنیای پهناورهم کسی پیدانمی شود که حتی خم به ابرو بیاورد.
واضح است جنایاتی که در افغانستان صورت می گیرد ازبیرون کشور سازماندهی می شود و به عقیده ما دقیقا پول و برنامه های یهود است که از جانب عده ای با نام اسلام عمل می گردد.
مظلومیت ما در این است که همین دشمنان اسلام تحت عنوان اسلام مردم مسلمان را در مسجد، در حال ادای نمازبه قتل می رسانند، مسجد را به آتش می کشند، صدها جلد قرآنکریم را آتش زدند، اطفال و زنان را به قتل می رسانند، خانه ها را آتش می زنندو...
در همچو موارد سازمانهای بین المللی یا همه سکوت و یا نهایتأ در حد یک اعلامیه تقبیح می نمایند.
جمعی از علمای که ظاهرأ با ریش های چند وجبی و عمامه های مچرخ آراسته اند و ظاهرأ درصف آدم کشان نه بلکه از جانب اوقاف در مساجد توظیف شده اند خوب میدانند که معاش شان از پولی تادیه می شود که از جانب یهود و امریکا است. یعنی آینها نیز معاش خوران یهود اند، در برابر این جنایات چنان ساکت و مهر خموشی به لب زده اند که از سنگ صدا برمی آید اما از اینها نه،  گویا مرده های متحرک اند و با تاسف که حتی بعضا تایید هم می کنند.
اخیرأ در ولایت سرپل فاجعه هولناکی صورت گرفت اخبار رسمی حاکی از کشته شدن 52 نفر، آوارگی بیش از پنجصد خانواده و تاراج اموال و مواشی مردم که امروز(28 اسد ) آنرا به عنوان غنیمت بین خود شان در قریه لغمان ولسوالی کوهستان تقسیم کردند. شما صفحات اجتماعی ، روزنامه ها و جراید، اخبار تلویزیون ها همه و همه را مرور کنید یک ملاو مولوی را نمی بینید که این جنایت را حداقل مثل به قول خودشان کفار تقبیح کرده باشند، حتی در این مورد روشنفکری بنام وحید مژده افراطی تر از اینها عمل نموده و تمام این جنایات رامنکرشده و دروغش  خواند.
حکومت افغانستان،  اولا چگونه حکومتش بخوانیم درحالیکه هیچ مبنای قانونی بر موجودیتش نیست .
مردم دنیا بدانند که در کشور ما نه حکومت، نه پارلمان و نه ..... قانونیت ندارد،  برمبنای قانون اساسی کشور برای اینها هیچگونه جایگاهی را نمیتوان تعریف کرد،
اما با تاسف این حکومت با تمام فسادش تحت حمایت امریکا که خودرا سردمدار دموکراسی میداند و مهمترین شرط ارتباطش با کشور ها رعایت حقوق بشر است، میباشد.
از شانزده سال به این طرف که امریکا با عنوان کمک به افغانستان وارد این کشور شده است عملا می بینیم که میزان جرایم ، قتل عام ها ، بی امنیتی ها، سال تا سال نه بلکه روزبروز افزایش یافته وافزایش می یابد.
حتی شاهراه های که درطول دوران جنگها هیچ گاهی بروی مردم بسته نشده بود حالا روزانه ساعت ها مسدود می گردد،  شعار های دفاع از افغانستان و محو تروریزم عملا می بینیم که معکوس است .
مظلومیت دیگراینکه : امریکا در خاورمیانه از روسها شکست خورد و حالا همان جنگ نیابتی را در سرزمین مظلوم ما آغاز کرده اند. من جملاتی را که اینجا به شما می نویسم کاملا بدور از پوشش قرار دادن جملات ادبی و کلمات کنایه آمیزسیاسی  است، زیرامن سیاستمدار نیستم و این همه، آتشی است که طی سالها ما را سوختانده .
مارا می کشند ، خانه های ما را آتش می زنند، اما همین قاتلین که عده ای از ایشان داعش و عده ای هم طالب نامگذاری شده توسط امریکا و روس تقویه می شوند. وجودسلاحهای جدید سبک و نیمه سنگین روسی بدست طالبان و نشست هلیکوپترهای مشکوک آنهم شبانه در مناطق تحت تسلط داعش شاهد این مدعا است.  اینها با استفاده از فقر فرهنگی و اقتصادی مردم که مهم ترین عامل بدبختی کشور های جهان سوم است ، جنگ نیابتی را راه انداخته که قربانیانش مردم مظلوم افغانستان است .
امریکا بخاطر  اینکه بتواند نفوذ خود را در آسیای میانه داشته باشد  با ایجاد گروه های دهشت افگن مثل طالب و.... افغانستان را به اتش کشید و این اعترافی است که وزیر خارجه وقت خانم کلنتون بیان نمود، و همین گروه اینک شکار روس ها وبلای جان خود شان شده و امریکا داعش را به میدان آورده که یقینا فردا به شر این هم خواهد گرفتار شدند ، البته زمانی که خون میلیون انسان ریخته شده و امریکا و روس هردو ی شان به عنوان دوجنایتکار تاریخی و قاتل انسانیت در تاریخ ثبت شده باشند.
باید اذعان داشت که در این همه جنایات هولناک و تاریخی دو کشور همسایه و مسلمان ما نیز شریک هستند ، عملا می بینیم که سالهاست که اینها نمی گذارند آتشی که خانه های مارا می سوزاند خاموش شود.
مصرف سیل آسای پول و مهمات از جانب نیرو های داعش و طالب دلیلی است بر اثبات حمایت های خارجی از این گروه های جانی،  زیرا این همه مصرف محال است که از مدرک جمع آوری ده یک تریاک تهیه گردد، به نظر ما باورکردن این مطلب که طالبان مصارف شانرا از زکات تریاک تهیه می کنند حماقتی بیش نیست .
افغانستان سالهاست که قربانی سیاست های قدرت های بزرگ گردیده و یا حداقل متاثر از سیاست گذاری های آنها بوده است ، تقاوتی که با شرایط و اوضاع فعلی دارد در این است که حد اقل در گذشته قتل عام نبود، سربریدن و .... نبود اما امروز می بینیم که فجیع ترین جنایت در این کشور بوقوع می پیوندد. درگذشته بازی ها بیشتر سیاسی بود  اما حالا قتل و غارت و نسل کشی است.
آنچه به عرض رسید مشت نمونه خروار است که از حوادث افغانستان عرض شد .
از مردم جهان، آنهاییکه به انسانیت فکر می کنند تقاضا می کنیم که به داد انسانیت در افغانستا ن برسید،  افغانستان به سرزمین ظلم و وحشت تبدیل شده ،  قتل و تاراج اموال مردم ، به اسارت گرفتن زنان و مردان ، کشتار بیرحمانه اطفال  یک عمل عادی است که بعضا همین جنایات توجیه هم می شوند .
ما به دستگیری نیاز داریم ، لطفا به فریاد های مظلومانه این مردم لبیک بگویید ، مرجعی که باید به این صدای مظلومیت جواب میگفت ملل متحد بود که مبینیم خواب است و دست به هیچ اقدامی نمی زند و بزرگترین عمل شان فقط یک اعلامیه است .
اینجا همه چیز بهم ریخته ، انسانیت درحال نابودی است لطفا به داد ما برسید ، لطفا.   

۱۳۹۶ تیر ۳۰, جمعه

باسفارش دوستی که میخواهد در این مورد تحقیق نماید :



ديوار بزرگ چين


غلام علی صارم 
همانطوريكه مي دانيد يكي شاهكاري هاي معماري بشر، ديوار چين است. ديوار چين در سال 1987 توسط سازمان يونسكو جزو يكي از آثار باستاني دنيا قرار گرفت، اين ديوار مانند يك اژدهاي عظيم به طول 6700 كيلو متر از ميان صحرا ها، چمن زار ها، كوه ها و فلات ها از غرب تا شرق كشور چين عبور كرده است.
اين ديوار در حدود 2700 سال پيش ساخته شده است كه در حال حاضر قسمت هاي از اين در حال تخريب است يا بكلي ناپديد شده است.  ديوار چين تنها ساخته بشر است كه اگر از جو زمين خارج شويم  ميتوانيم آنرا ببينيم. با اين حال، اين ديوار هنوز هم يكي از جاذبه هاي گرد شگري در دنيا به شمار مي رود كه داراي معماري با شكوه و عظيمي است و از لحاظ تاريخي ارزش بسيار و با عظمتي  داردكه هزاران چشم را به خود خيره نگه ميدارد.
پيشينه اين ديوار:
اين ديوار عظيم الجثه در اصل در ايالت «يان» «زائو» و «كين» در فصول مختلف سال در برابر هجوم لشكر هاي متخاصم، همانند يك ديوار دفاعي و يك اثر نفوذ ناپذير براي جلو گيري از يورش قبيله هاي وحشي به شهر ها ساخته شده است.
اين ديوار كه در طول حكومت پادشاهان مختلف بار ها تعمير و باز سازي شده و گسترش يافته است، در حقيقت هنگامي كه براي اولين بار بناشد، بعنوان دژ مستحكم و مستقل به شمار مي رفت و پس از آن در هنگام امپراتوري «كين» به ديوار عظيمي مبدل شد.
امپراتور «كين شيهوانگ» پس از متحد شدن ايالات چين تلاش كرد تا با مرتبط ساختن قسمت هاي ان ديوار در قسمت هاي شمالي به يكديگر، حملات لشكريان هان را دور سازد.
از آن پس اين ديوار بزرگ بعنوان بناي ياد بود ملت چين در طول تاريخ بر شمرده مي شده است. ديدار و گشت و گذار ازين ديوار همانند سفري به گذشته هاي تاريخ است. زيرا در هر قدمي كه بر ميداريد با شاهكاري ها و عجائب معماري روبرو مي شويد.
معماري و ساختمان ديوار:
نحوه ساخته شدن اين ديوار بسيار جالب است. در ساختن اين ديوار از مصالح و نيرو هاي انساني بيشماري از جمله سربازان، زندانيان و مردم بومي استفاده شده است.
ديوار چين سمبل و نشانه بارزي از خرد، پشتكار و سخت كوشي  مردم چين است.
اما يكي از نكات جالب توجه كه در ساخت اين ديوار وجود دارد استفاده از ارد برنج در ساختار خشت هاي آن است به اين شكل كه معماران و طراحان ديوار چين براي آنكه به خشت هاي ديوار استحكام بيشتري ببخشند به تركيبات سازنده آن آرد برنج نيز افزودند تا دوام و قدرت ديوار را افزايش دهند.
در قسمت هاي مختلف ديوار تفاوت نژاد ها و قوم هاي مختلف به نحو بسيار چشمگير و باور نكردني، قابل مشاهده است.
قسمت اعظم در شرق چين شروع shanhaiguan اين ديوار كه امروز شاهد آن هستيم، در زمان امپراتوري مينگ ساخته شد كه از گذر گاه Beijing, Tianjin Lioaning, Heber در غرب ادامه دارد كه درين ميان از ولايات jiayuguan شروع شده و تا گذر گاه shanxi, Inner Mongolia, Shaanxi, Gansuo عبور مي كند.

نگهداري و محافظت از ديوار:
اكادمي ديوار بزرگ چين، براي محافظت ازين اثر باستاني تاسيس شده است. پس از بررسي و تحقيقي كه بر روي اين ديوار در ولايات مختلف انجام شد در  تاريخ 12 دسامبر 2002 ميلادي مسئوولين اين اكادمي اعلام كردند كه بلاياي طبيعي از يكسو و تخريب وويراني به دست افراد از سوي ديگر باعث شده است كه تنها 30 فيصد ازين ديوار از شرايط خوب و قابل قبولي بر خور دار باشد. اين تحقيق بمدت 45 روز بر روي يكصد و يك  قسمت مختلف ديوار انجام شد.

سابقه فرهنگي ديوار:‌
اين ديوار نمادي قابل توجه از فرهنگ مردم چين به شمار مي رود، درين ديوار تركيبي از سمبل هاي مردمي و اسطوره هاي چين به چشم مي خورد. اما زيبا ترين و در عين حال غم انگيز ترين افسانه اي كه درين باره نقل شده است، در باره فرو ريختن قسمتي ازديواربه خاطر «منگ چيانگنو» است. وي پس از كشته شدن شوهرش در حين ساخت اين ديوار در غم او بسيار گريست و پس از آن سر گذشت تلخ و غم انگيز پيدا كرد. اين داستان در كتاب ها و ترانه هاي عاميانه و اپراهاي قديمي نقل شده است و در ميان مردم چين بسيار مشهور است.

مسافرت در طول ديوار:
اگر تمايل داريد كه ازين ديوار باز ديد نمائيد، بهترين منطقه براي شروع، «سيماتاي» است كه در يكصد و ده كيلومتري شمال شرقي بيجينگ «پكن» قرار گرفته است، زيرا اين منطقه ازديوار، هنوز هم فرم اصلي و واقعي خود را حفظ كرده و به علت كمبود وسايل نقليه عمومي درين ناحيه از طرف توريست هاي ديگر هنوز مورد توجه قرار نگرفته است.