۱۳۹۷ خرداد ۱۷, پنجشنبه

سرقت آبهای افغانستان و موضع انفعالی دولت «بقلم عزیزالله طهماسی »


سرقت آب های افغانستان و موضع انفعالی دولت:

در آموزه های دینی ما عنصری بنام (( آب ))  از اهمیت والای برخوردار می باشد. و در متن مقدس آمده است :
"من الماء کل شی ء حی " تمامی اشیاء حیات خود را مدیون آب است . و این عنصری بی بدیل سبب مایه و بقای تداوم زنده گی تمامی جانداران و پدیده ها معرفی شده است .                                                  مت‍أسفانه محدوده ی جغرافیای موجود کشور ما ، طوری از سوی استعمار کهن طراحی و مهندسی گردیده است که این سرزمین از دسترسی به آب های آزاد بین المللی محروم ساخته شده است . از دیگر سو خوشبختانه کشور ما با بارش نزولات آسمانی ( برف و باران ) و از طرف دیگر با عطف توجه به ساختمان طبیعی ناشی از لطف واسعه ی الهی ، موجودیت کوه های مرتفع برف گیر و دره های زیبای طبیعی ، که حیثیت ذخیره گاههای نزولات یاد شده را دارند ، و پس از مایع شدن ، آب غیر آلوده را به فرآورده های انرژی پاک تبدیل می کنند و به مقدار ضرورت و حتی مازاد بر نیاز ، سخاوتمندانه هدیه می نمایند . بر بنیاد آمار تخمینی ، افغانستان سالانه بطور میان گین بیش از هفتادو پنج میلیارد متر مکعب  آب شیرین را در ذخایر خود جا میدهد . که از این بابت از جمله اندک کشور های است که از این نعمت خدا دادی بر خوردار می باشد . شاید عده ی از هموطنان ما نمی دانند که پس از داشته های عناصر زیر زمینی دست نخورده مانند : نفت ، گاز ، ذغال سنگ ، یورانیوم ، طلا ، لیتیم ، مس ، آهن و غیره پر ارزش ترین ثروت اهدایی از سوی خالق هستی ، برای ما که متضمن حیات می باشد " آب " است . با عطف توجه به تغییر اقلیم جهانی اگر بهره برداری مسؤلانه از این ثروت بی نظیر به عمل آید ، افغانستان در آینده نه چندان دور در ردیف ثروت مند ترین کشور های منطقه و حتی جهان قرار خواهد گرفت و ظهور پر رونق اقتصادی پیدا خواهد کرد . چه ؛ همین حالا یک متر مکعب آب شیرین در مارکیت های جهان برابر با یک دالر آمریکایی معامله می شود . عده ی از تحلیل گران دانشمند باور دارند که جنگ آینده نه جنگ " تمدن ها " بل جنگ بر سر منابع " آب " پیش خواهد آمد .                                                                                 بد بختانه موجودیت فساد همه گیر در تار و پود نظام ناکار و به تبع آن نبود مدیریت سالم و فقدان برنامه های کار ساز ی که بتواند این منبع عظمی را تبدیل به نقدینگی های معتبر جهانی نماید ، و مردم پا برهنه افغانستان را از در آمد که پس از فروش نفت حایز مقام اول رادر نظام اقتصاد بین الملل  دارا می باشد محروم ساخته است .   سهم استفاده از سرمایه ملی ( هفتادو پنج میلیارد متر مکعب آب ) موجود در ذخایر خدا داد خود ساز افغانستان سالانه صرفاً در حدود بیست و پنج میلیارد متر مکعب برای ما می باشد که بیشترینه از اثر موجودیت سیستم آبیاری کهنه و سنتی تلف شده و از بهره برداری می افتد .                                                            دولت و در کنار آن حامیان جامعه جهانیش ،کار های زیر بنایی که بتواند از پای بست زنده گی ساکنان این سرزمین را به استقامت تحول مثبت سمت و سو دهد در 12 سال پیشین روی دست نگرفته و انجام نداده است . ، البته هر گونه انتظار هم در این راستا بی جا  و خیال پلو ی بیش نخواهد بود ؟ ! ! زیرا جامعه جهانی برای اهداف غیر از این نیرو و سرمایه هزینه کرده است ، تا باز سازی و نو سازی زیر ساخت های افغانستان ویرانه .      نا گفته پیداست که افغانستان عنوان و جایگاهی کشوری را دارد که به لحاظ ثروت های زیر زمینی دست نخورده و ساختار مستعد جغرافیای طبیعی برای احداث بند و انهار احتمالاً کم مانند می باشد . به نظر می آید غارت و چپاول داشته ها و سرمایه های ملی ما به یک امر سیستماتیک و مهندسی شده در آمده است زیرا نهاد های مسؤل کمترین اقدام در راستای پیش گیری از این یورش مافیایی نکرده اند.                                     شایسته است مرتبط با عنوان این نوشتار به یک جستار ی که از سوی یکی از اساتید دانشگاه بیرون داده شده است توجه نمایید : (( در سال 1355 خورشیدی قرار داد ی که در پیوند با استفاده ایران از آب دریای هلمند با دولت وقت افغانستان بسته شد بر طبق مفاد آن برای ایران در هر ثانیه سی و چهار متر مکعب حقابه تعیین گردید . که جانب ایران در سالهای بحران از مقدار حقابه تعیین شده تجاوز کرده و این مقدار را تا 100 صد متر مکعب در ثانیه به سود خود افزایش داده است . به همین لحاظ است که بخشی زیاد آب مورد استفاده شهر های  زابل و مشهد ایران از همین طریق تأمین می گردد ایران به این سرقت آشکار آب بسنده نکرده و از احداث سد  " سلما " و نصب توربین سوم بند  " کجکی " با شگرد های ویژه مانع می شود . و با تمویل و تجهیز نیرو های مخالف مسلح ، آتش نا امنی ها را در مناطق یاد شده شعله ور تر می سازد . در نهایت اینکه ایران در سی سال گذشته 150 میلیون متر مکعب آب را بطور غیر قانونی دست برد زده است .                                         از آن سو پاکستان که از دشمنی دیرینه با مردم افغانستان تا هنوز اشباع نشده است و خصومت با افغانستان در اولویت بر نامه های خارجی آن قرار دارد ، بیشتر از سه دهه می شود که سالانه بطور اوسط 18 میلیارد متر مکعب آب شیرین افغانستان به درون خاک پاکستان سرا زیر می گردد . در این میان سهم همسایه های شمالی ما با بهره گیری رایگان از آب های بی صاحب افغانستان قابل گذشت نمی باشد . کما اینکه بستر دریای آمو که مرز مشترک با کشور های یاد شده می باشد با وقوع هر آبخیزی ، به ضرر افغانستان تغییر و گسترش می یابد )) .
ظرفیت های تولید انرژی برقی افغانستان  
انرژی برق آبی را انرژی پاک می گویند زیرا هیچگونه آسیب و زیانی به محیط زیست وارد نمی سازد . بر اساس یک سروی ابتدایی از سوی کار شنا سان ، آبهای موجود افغانستان ظرفیت تولید بیش از 25000MWH  ساعت برق را دارد . اگر افغانسان به سوی صنعتی شدن هدایت شود و این روند ادامه یابد کشور ما تا ده سال آینده نیاز به انرژی برقی تا حدود 4000MWH   را می داشته باشد ،‌و ما می توانیم ضمن تأمین نیاز داخلی ، تا مقدار  20000MWH صادر نماییم .
پاکستان به تناسب ازدیاد جمعیت خود حد اقل در ده سال گذشته هیچ منبع انرژی پاک ونا پاک ی را برای تأمین نیاز های خود نکرده است چون ظرفیت با القوه که بتواند انرژی آفرین باشد در آنکشور وجود ندارد.                                                                                                                                                
تنها امید دولت فدرال پاکستان به بند " کا لا باغ " است که در ایالت پختون خواه قرار دارد و حکومت ایالتی یاد شده و پشتون های ملی گرا از احداث این سد به دلیل زیان های که از ناحیه ساختمان آن متصور می باشد به شدت جلو گیری می کنند .
پاکستان به دلیل کمبود فزاینده ی انرژی در آینده نه چندان دور به طور حتم و یقین دچار یک بحران عمیق اجتماعی خواهد گردید ؟ ! ! بحرانی که از همین حالا نشانه های آن قابل رویت می باشد .
به همین لحاظ است که پاکستان  به دلیل ظرفیت های موجود انرژی که شاهرگ حیاتی برای  آن کشور می باشد و همچنان به لحاظ موقعیت بی بدیل ژیو پولیتیک ، افغانستان را به صفت عمق استراتیژیک خود بر گزیده است . تا حذف خود را از نقشه جغرافیای سیاسی جهان پیش گیری نماید .                                                                               شرم آور و بسا جای تأسف است که کمر نه چندان استوار دولت افغانستان را سیاست منفعلانه اش در نظام بین الملل در پیش گاه همسایه گان به رکوع وا داشته و تعریف واحد از دوست و دشمن و در عرض آن از مفاهیم همچون امنیت ملی ، امنیت منطقه ی و امنیت جهانی خود ندارد . و اگر دارای سیاست خارجی مدون و تعریف شده می بود ، با داشتن ظرفیت های با القوه این چنینی بلند انرژی پس از طی دوازده سال حضور جامعه جهانی نه تنها انرژی مورد نیاز خود را از منابع داخلی تولید و تأمین می کرد که خود یکی از صادر کننده گان انرژی برقی به کشور های مثل پاکستان و هندوستان در جایگاه بلند ی قرار می داشت ، افسوس و البته صد افسوس که اینک خود یکی از وارد کننده گان انرژی برقی از کشور های همسایه شمالی می باشد .                                                                                                                      
عبور دوازده سال پر از جزر و مد ، فرصت کم پیدای طلایی بود تا از سرمایه های نقدی داخلی و بیشتر خارجی واریز شده به حساب افغانستان ، جا داشت که چندین پروژه زیر ساختاری که اقتصاد این کشور را به سوی تغییر مثبت دگرگون می ساخت قد می کشید و به بهره برداری سپرده می شد . که شور بختانه چنین نشد .
اتلاف سالانه نزدیک به پنجاه میلیارد متر مکعب آب شیرین ، ضایع غیر قابل جبران دیگریست که هر باشنده این سر زمین را دچار شوک می سازد . و می بایست تاوان آنرا کسانی بپردازد که از کنار این مهم بی اعتنا می گذرند. البته از یاد به دور نداشت که نرخ هر متر مکعب آب شیرین در مارکیت های جهانی برابر با یک دالر آمریکایی سنجش و معامله می گردد . به این معنا که سالانه پنجاه میلیارد دالر سرمایه ملی ما بالاثر ضعف و سوء مدیریت کلان سیاسی جامعه خواسته و نا خواسته از کیسه افغانستان فرار می نماید .
افغانستان از اینکه موقعیت ژیو پولیتیک و ژیو ایکونومیک کم مانندی را حایز می باشد ، یکی از نسخه های پر سود دیگری که اقتصاد بیمار افغانستان را شفا می بخشد ، خرید انرژی ارزان و فروش بالا تر از نرخ خرید است کاری که همین حالا بسیاری از کشور ها مثل ترکیه و ایران می نمایند . 
افغانستان می تواند انرژی برقی را از کشور های همسایه شمالی که از این بابت دارای ظرفیت های بلندی هستند خریداری نماید و با اضافه مثلاً پنج سنت در هر کیلو وات ساعت برق ، آن را به کشور های متقاضی که رقم آنها کم نیستند به فروش برساند .  بطور نمونه اگر افغانستان سالانه به اندازه 1000 MWH  برق خریداری و آنرا با                  
 سود پنج سنت عرضه نماید در آمد حاصله از آن در یک سال (43,800,000,000 )  دالر آمریکایی به نفع افغانستان واریزمی شود که در منطقه و یا احتمالاً در جهان کم تر کشوری را می توان با این مقدار در آمد بی زحمت سراغ داشت .
اما :
کار هر بز نیست خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و مرد کهن
اگر از ثروت های خدا دادی افغانستان بهره گیری در خور شأن منافع ملی ما به عمل آید جامعه جنگ زده ما دیگر شاهد حضور پا برهنه های که بروی گنجینه های پیدا و پنهان قدم می نهند نخواهد بود .
مسؤلیت پژوهش گران کار شناس پر از درد است که از سر دلسوزی به این مردم و این خطه ی شایسته مشحونی از توجه و عنایت اهمیت دهند و محتوای این نوشتار را با تحقیقات کار شناسانه بسط و توسعه دهند و حتی بسیار مهم می نماید که به یک گفتمان ملی روز برایش جا باز کنند تا شمه ی از سرقت های سازمان یافته دزدان سر گردنه بر ملا گردد .
 این نبشته را با شعری معنا داری از علامه شهید سید اسماعیل بلخی مزین ساخته و پایان می بخشیم .
ما بسر منزل مقصود چسان راه بریم  بریم
راهبر رهزن و خس دزد امام است اینجا 

۱۳۹۷ خرداد ۱۰, پنجشنبه

صلح خواهی یا درماندگی؟


اعزام هیئت به پاکستان، صلح خواهی یا درماندگی ؟
اخیرآ هیأتی از جانب افغانستان که درراس آن حنیف اتمر مشاورامنیت ریاست جمهوری واعضای آن  وزیر داخله (ویس برمک) و رئیس امنیت ملی ( معصوم ستانکزی) بودند، به اسلام آباد رفتند تا در قضیه تامین امنیت در افغانستان و مبارزه با تروریسم با مقامات پاکستانی بحث و تبادل نظر نمایند.
آنچه ثابت و مسلم است و امروز به دنیا هم پوشیده نیست که پاکستان در اخلال امنیت افغانستان دست داشته و مرکزاصلی تروریست پروری در جهان بوده و در تمام نقاط دنیا تروریست از همین کشور صادر می گردد.
نیرو های که در حال حاضر در اکثر ولایات افغانستان حضور دارند و علیه دولت ومردم افغانستان می جنگند، امنیت شهر ها را بهم میزنند، قتل و کشتار های بیرحمانه و تجاوز به مال و دارایی مردم انجام میدهند، اینهمه  راه گیری ها و بهم زدن امنیت شاهراه ها از ناحیه کسانی است که از طرف پاکستان تمویل ، رهبری و کمک میشوند.
این را باید اذعان داشت که معضل بین افغانستان و پاکستان تنها موضوع طالب پروری و بهم زدن امنیت در این کشور نمی باشد و این تنها مدرکی است که پاکستان طی سالهای طولانی دست به آن زده و تحت عنوان مبارزه با تروریسم میلیارد ها دالر پول هم دریافت نموده است. آنچه بیشتر مناسبات و روابط ایندو کشور را به چالش کشیده موضوعات دیگری مثل دیورند، حضورمهاجرین درآن کشور و از همه مهمتر بحث روابط تجارتی و اقتصادی است که از یک طرف کند شدن تجارت افغانستان از طریق بندر کراچی و رونق روز افزون بندرچاه بهار ایران و بهم خوردن رابطه تجارتی و صدورکالا های پاکستانی از طریق افغانستان به آسیای میانه میباشد.
به نظرما آنچه این پروسه را طولانی ساخته و از حل این معضل جلوگیری می نماید موارد ذیل میباشد:
1-   اجرای کمک های اقتصادی برای افغانستان بصورت مستقیم بخود این کشور. پاکستان در طول سالهای جهاد مردم افغانستان علیه روسها این شریان را بدست داشت و کمک های که از طریق کشور های عربی و کشور های غربی بخصوص امریکا برای جبهات و مهاجرین افغانستان صورت می گرفت پاکستان آنرا در اختیار گرفته و به اصطلاح از «گاوغدوت» برای افغانها میداد، و این کار برای پاکستان به یک درد تبدیل گردیده است و ازاینروست که تلاش دارد تا به نحوی از انحا بی کفایتی و بی عرضگی افغان ها را به نمایش گذشته و به کشور های کمک کننده تفهیم نمایند که این کشور توان اداره خود را ندارد و باید این کار به عهده پاکستان گذاشته شود.
2-   بحث دوم موضوع اقتصادی است ، کمرنگ شدن بندر کراچی و محدودیت صدورکالای پاکستانی به آسیای میانه که عرض شد.
3-   گسترش روابط افغانستان با دشمن دیرینه این کشور یعنی هند. باید اعتراف کرد که کشور هندوستان همانگونه که جناب مودی صدراعظم آن کشور در افتتاح ساختمان  پارلمان افغانستان، ساختمانی که خود شان برای پارلمان افغانستان آباد کرده اند ، گفت: ما کشور افغانستان را در مشکلات تنها نمی گذاریم ، ما در بازسازی این کشور سهم خودرا ادا و هرنوع کمک انسانی را که از دست ما بیاید دریغ نخواهیم کرد، ما در کنار شما هستیم اما برای آبادی نه بخاطر تخریب ، ما برای شما آبادی می آوریم ، مطمئن باشید که از جانب ما بسوی شما راکتی پرتاب نخواهد شد.  تا هنوز اعمار بندسلما و ده بند دیگر که در دست اجرااست برای پاکستان با توجه به اهداف شومی که دارد تشویش و نگرانی خلق کرده و از همین روست که امنیت این کشور را اخلال می کند.
4-   بحث چهارم که به نظر ما بحث اساسی و کلیدی هست ، بحث زمامداران افغانستان است که از صدها سال به اینطرف در باتلاق جهل و خود خواهی غرق هستند. جمعی که درگذشته با قلدری و وحشت قدرت این کشور را تصاحب کرده بودند، عده ای امروز هم با همان داعیه میخواهند قدرت بلامنازعه این کشور باشند و بجز خود و اطرافیان شان باقی همه مردم به عنوان برده و غلام از اینها فرمانبرداری نمایند . بحث دیورند که هفتاد و یک سال است مردم افغانستان تاوان ادعا های پوچ و بی اساس یک عده را می پردازند به نظر ما موضوع حل شده است وعقل هم حکم می کند که دیگر زمینه ای برای بازپس گیری آن وجود ندارد، بناء دامن زدن به این مسئله آب به هاون کوبیدن بیش نیست، و به عقیده ما این ادعا های دیورند خواهی از روی وطن دوستی و استقلال طلبی نیست بلکه فاشیستانی دست به اینکار میزنند که انسانیت ، عظمت و همه چیز را در سایه برتری خود شان یعنی همان چند فاشیست دماغ گندیده ای که انسانیت برای شان ملاک نیست، زیرا وقتی اکثریت مردم و هموطنان خود را می بینند که در گوشه گوشه ای این مملکت با عقاید مختلف ، رسوم و عنعنات مختلف ، لسان و لهجه ها و گویش های مختلف زندگی نموده و برای تامین ارتباط خود زبان فراگیر و ادبیات باقدرت فارسی را انتخاب نموده اند ، این فاشیست های نابکار بجای اینکه بیایند در کنار هموطنان خود که در واقع عزت شان همین جاست،قرارگیرند، اما بخل و حسادتی که سرتا قدم شان را فراگرفته از اینکار ابا ورزیده وفقط برای اینکه بتوانند ادعای اکثریت وبرتری جویی های قبیله ای و قومی را حفظ کرده باشند، شعار دیورندخواهی را سرمیدهند که به عقیده ما این از درماندگی  و ناچاری است نه از روی اینکه میخواهند برای برادران آنطرف خط دیورند خدمتی را انجام دهند.
بناء در گام نخست باید اصلاحات را از گردانندگان قدرت این کشور آغاز کرد.  امروز مشکلات افغانستان همه ناشی از ضعف مدیریت و بی عرضگی مدیران ناکار آمد این کشور است و الا افغانستان در حالیکه بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی دنیا(امریکا) و کمک و همیاری سازمان ناتو و دهها کشور دیگر را با خود دارد اما هرروز روبه قهقرا میرود . اردویی که هم از لحاظ نیروی انسانی و هم از لحاظ تجهیزات نظامی دهها برابر از نیروهای مخالف ارجحیت دارد، هرروز در شهری و در سنگری شکست خود را تجربه می نماید.
کشور های کمک کننده مخصوصآ امریکا هم بداند که در تجهیز و به قدرت رساندن عده ای که آنرا به عنوان اکثریت این کشور پذیرفته بودید و حالا هم به همان اعتقاد هستید، دقیقا به اشتباه رفتید و میروید. بقول معروف « این ره که تو میروی به ترکستان است»
افغانستان قبل از همه بیک استراتیژی متین ، استوار و دقیق و فراگیر نیاز دارد و اینکار نه از توان درماندگان به قدرت رسانده امریکا ست و نه از توان استراتیژست های خارجی . استراتیژی برای افغانستان را باید نخبگان خود افغانستان تهیه و تدوین نماید . و تازمانیکه وضعیت موجود ادامه داشته باشد و مردم گروگان گونه در سایه حکومت چند نفر دست نشانده بی عرضه زندگی نمایند بی امنیتی ، خونریزی ، فقر و دربدری همچنان ادامه یافته و روزی فرارسد که از سنگ سنگ این کشور همانگونه که به انگلیسها  و روسها لعن و نفرین نثار می گردد به امریکا هم که صدها میلیارد دالررا ازپول جیب و تکس مردم خوددر این کشور هزینه کرده، نثار نمایند . باد این سخن بگوشت ، ما مرده و توزنده .

۱۳۹۷ خرداد ۹, چهارشنبه

عوامل مهم شکل گیری قدرت........


عوامل مهم شکل گیری قدرت در حکومت های معاصر افغانستان!
بررسی عوامل مهم  شکل گیری قدرت درحکومت های معاصر افغانستان، یک بحث طولانی را ایجاب می نماید، ولی از آنجاییکه ما در پی نگارش مقاله مختصر در این زمینه هستیم ناگزیریم که  روس مطالب را خدمت دوستان و علاقه مندان به تاریخ افغانستان ارائه نموده و شرح مفصل مطالب را در کتب تاریخ مربوطه آدرس بدهیم .
اینرا نیز باید اذعان داشت که در افغانستان حکم به صحت و ثقم  موضوعات تاریخی نهایت مشکل است، زیرا گردانندگان اصلی قدرت هیچگاهی اسناد و شواهد تاریخی را که در اختیار داشتند بدسترس مردم و نویسندگان و پژوهندگان قرار نداده اند و از طرفی بقول علمای تاریخ که تاریخ هرروز در همان روز باید نوشته شود،  اگر برای فردا موکول شد یقینأ تحریف می گردد. بناء در نگارش مسایل تاریخی در افغانستان باید نهایت احتیاط را در نظر داشت .
آنچه را در پیوند به عنوان انتخاب شده در ذیل مطالعه می فرمایید، مطالبی استکه از لابلای کتب تاریخی کشور که اسم همه خدمت ارائه خواهد شد بدست آمده است .
در یک بررسی و نتیجه گیری کلی باید اذعان داشت که در شکل گیری قدرت در حکومت های معاصر افغانستان جدا از دیگر عوامل دوعامل بیشترین اثر را داشته است، و آن عبارت است از : مذهب و قومیت . که در دوره های مختلف با مختصر توضیحی خدمت ارائه می گردد.
--عصر حکومت میروس خان : میرویس خان هوتکی زمانی اقدام به بدست آوردن قدرت نمود که قندهار تحت تسلط حکومت صفوی و بوسیله فرمانده گرگین اداره می شد. درهمین دوره میرویس خان تبعیدأ به مرکزپادشاهی فرستاده شد اما اوبجای اینکه زندانی شود با درایتی که داشت آزاد ماند و از همانجا به سفر حج رفت . در مکه علمای اهل سنت را جمع و از ظلم حکومت صفوی با آنها صحبت و کتبا فتوای جهاد را علیه حکومت شیعه مذهب ایرانی گرفت .
هنگام بازگشت زمانی که گرگین خواست با میرویس ارتباط نزدیک داشته باشد دخترش را به پسر خود خواستگاری نمود، اما میرویس به قوم خود پناه برده و این را بخود ننگ و ذلت تلقی کردند. البته باوجودیکه ایشان دختری از خدمتگاران را به او فرستادند باآنهم اقوام خود را جمع نموده و فتوای علمای مکه را به ایشان نشان داد و مردم را به قیام علیه گرگین دعوت نمود. و بالاخره گرگین را با همین دو انگیزه مذهبی و قومی کشته و حکومت را بدست گرفت.
--احمد شاه ابدالی : انتخاب احمدشاه ابدالی نیز با انگیزه مذهبی و قومی بود،  انتخاب در جرگه که همانا یک ساختار قبیله است و انتخاب هم بوسیله صابرشاه کابلی (بعضا لاهوری) پسر استاد لایخور که یک روحانی مورد احترام همه اقوام قندهار بود صورت گرفت.
احمد شاه در دوران حکومت خود لقب خان ملا یا ملاباشی  را به یکی از روحانیون داد که درواقع همان منصب قاضی القضات امروز است و اکثر موارد از ایشان کمک میخواست و فتاوای احمدشاهی را بوسیله ایشان بوجود آورد که تا عصر عبدالرحمن خان معرعی الاجرا بود.  در جنگ ها همیشه از خان های قبایل کمک میخواست و لشکر کشی ها را بوسیله آنها اداره میکرد. حتی در مورد کار های داخلی، زمانی که شهر احمدشاهی را آباد می کرد دیگران وقتی از دادن زمین ابا ورزیدند  او به قوم پوپلزایی که خود وابسته به آن بود رجوع و آنها هم او را کمک کردند .
بالاخره درنحوه بقدرت رسیدن و ادامه قدرت او بجز همین دو گزینه (مذهب و قبیله ) گزینه موثر تر دیگر را نمی یابیم .
درعصر حکومت تیمور شاه پسرش  این گزینه ها تضعیف گردیدند؛ زیرا او با توجه به اینکه در کنار علما و دانشمند و شاعران نامدار و بزرگ هرات رشد کرده بود چندان سرسازگاری با خوانین و اربابان نداشت و به همین علت بود که بخاطر شکستن قدرت بی حد خوانین پایتخت را به کابل منتقل نمود.
نوت: البته در انتقال قدرت دلایل دیگری هم وجود دارد اما شاخص ترین موضوع همین است .
پسران تیمور با وجود اینکه سالها کشور را با قدرت طلبی های خود گرفتار بحران و آشوب کردند، نقش گزینه های مذهب و قوم در همه دوره ها مخصوصا عصر محمود به مشاهده میرسید و در همین دوره ها حتی یک سلسله جنگ های مذهبی را نیز تاریخ گواهی میدهد که یک نمونه فتوای میرواعظ علیه شیعیان و دستور قتل عام آنها میباشد که آغاز جنگ و آشوب هم در همین کابل بوده است .
در پادشاهی عبدالرحمن خان برجستگی هردو مورد فوق الذکر را بصورت خیلی آشکار می بینیم .
عبدالرحمن با کینه که از چند لحاظ با مردم شیعه و هزاره داشت ، جنگ را علیه این مردم آغاز کرد و طی سه سال 62% مردم هزاره را به قتل رساند، دهها هزار تن را اسیر و به عنوان برده درکابل و قندهار و بیرون ار کشور بفروش رساند، هزاران تن آواره گردیده و تاامروز در ایران، پاکستان و هند زندگی می کنند .
او نیز این همه جنایات ضد بشری خود را رنگ مذهبی داده و با گرفتن فتوا از علمای اهل سنت عمل پست و شنیع خود را توجیه نمود.
او وقتی بزرگترین مصلی و اثر تاریخی کشور را در هرات بدستور انگلیسها تخریب کرد و پنجده را نیز بدستور آنگلیس واگذار نمود مردم این اعمال را بخود ذلت دانسته دست به شورش و تظاهرات زدند اما عبدالرحمن با گرفتن فتوا از چند ملای درباری و بزرگ مجددی ها مبنی بر لزوم تخریب مصلی، آتش قهر مردم را فرونشاند .
حبیب الله پسر ش بمجردیکه به قدرت رسید اضافه از چهار زن را که داشت طلاق کرد،  اوبخاطر جلب حمایت ملا ها و مردم سنتی از جهاد حمایت کرد، برای ملاهای تبعیدی عفو عمومی اعلان کردو سید حسن گیلانی را که عبدالرحمن پدرش اجازه ورود به افغانستان را نداده بود در افغانستان سکنا داد.
برای اعضای خانواده از اعم کارمند و غیرکارمن معاش سالانه تعیین نموده و خان های که به نحوی با خانواده وابستگی داشتند وتعدادی هم از خوانین قبایل از پرداخت مالیات معاف بودند.
اوبا وجود عیاشی و بی بندوباریی که حدو اندازه نداشت ، جمع آوری زنها های خوب صورت در حرم و تشکیل محافل عیاشی بحدی که حسادت ملکه را برانگیخته واو صورت  چندین زن مظلوم را مسخ کرده و طفل چند زن را سقط کرد. از هرقوم و منطقه یک زن داشت،  با وجود این همه فساد اخلاق او تظاهر به دین و مذهب می کردو همیشه این شعر را میخواند:
نزدخردشاهی و پیغمبری
چون دونگینند و یک انگشتری
امان الله خان پسرش با وجودیکه دم از تجدد و تمدن میزد درتحکیم پایه های قدرت خود در نخستین روز های بقدرت رسیدن در گام نخست ملاهای چون فضل محمد و فضل عمر مجددی و بعدأ نورالحقایق و شمس الحایق ،  مولوی فضل الحق، مولوی محمد جان، مولوی عبدالواسع قندهاری  مولوی حمید الکوزایی از او حمایت کردند . 
همچنان دیدار با قبایل مخصوصا آنسوی خط دیورند و پشتیبانی از شورش های قومی و.... اتکای او را به قبیله روشن می نماید .
وقتی تعدادی از مخالفین را حکم به اعدام داد یکی از وزرا گفت که اگر اینها محاکمه شوند بهتر خواهد بود، امان الله در جواب گفت: مگر نمیدانید که من نواسه عبدالرحمان خان هستم ؟
نهایتا امان الله همان گونه که با پشتیبانی علمای دینی برسریرسلطنت تکیه زد، همانگونه با مخالفت علمای دینی سلطنش از بین رفت.
همینطور آمدن و رفتن حبیب الله کلکانی هردو با انگیزه قومی و مذهبی بود.
نادرخان با انگیزه قومی قدرت را بدست گرفت و با تکیه به دین و مذهب رقیب خودش حبیب الله کلکانی را از بین برد، او در حاشیه قرآنی که برای حبیب الله به اصطلاح امان نامه نوشته میگویند در خانواده حبیب الله موجود است .
شورش های مجددی که درمناطق شمالی بوجود آمد نادر خان افراد جنگی جنوبی را با انگیزه قومی به شمالی سوق و آن مناطق را مورد تاراج قرار داده و هزاران انسان را به قتل رساند.
درحکومت پسرش ظاهر که در گام نخست عمویش هاشم خان و بعد شامحمود و بعد پسر عمویش داود قدرت را با عنوان صدارت به دست داشتند. اتکا به قدرت قبیله و مذهب عملا مشاهده می گردد. موضوع رسمیت صرف مذهب تسنن در حکومت و نادیده گرفتن شیعیان کشور، تاسیس پشتو تولنه و توزیع زمین های مردم شمال به اقوام پشتون بهترین دلیل براثبات مدعا میباشد.
کمونیست هارا که اکثرأ تاریخ زنده این دوره هستند، اینها نیز فاشیست تر از هر فاشیست تاریخ عمل کردند.
در نتیجه میتوان گفت که با مطالعه تاریخ میتوان حکم به این موضوع کرد که در تحکیم پایه های قدرت در همه اعصار مخصوصا حکومت های معاصر کشور دوگزینه مهم ( مذهب و قبیله ) نقش مهم و اساسی داشته است. البته با توجه به اینکه در اکثر موارد نقش قیبیله برجستگی خودرا دارد،  حتی در حکومت های همین دوره که به اصطلاح عصر عصرالکترونیک است و دنیا بفکر جوامع فراملیتی و فرامذهبی و فراصنعتی هستند ، ما را افکار پوچ و گندیده فاشیزم و استبداد قبیله به گروگان گرفته است .
امیدوارم مطالعه این مختصر انگیزه ای شود برای مطالعه تاریخ کشور به جوانان و دانشجویان عزیز.
برای شرح بیشتر این مطالب دوستان میتوانند به منابع ذیل رجوع نمایند:
افغانستان در مسیر تاریخ «غبار» - افغانستان در پنج قرن اخیر «فرهنگ » افغانستان در پرتوتاریخ « کهزاد» سراج التواریخ «کاتب » فشرده تاریخ افغانستان «فاروق انصاری» بالاحصار کابل « کهزاد» افغانستان در قرن نزده « رشتیا» رستم التواریخ « هاشم آصف» تاریخ احمدشاهی « محمود حسینی » عین الوقایع«یوسف ریاضی هروی» .
===============================
                                 

سرقت آبهای افغانستان و موضع انفعالی دولت «بقلم عزیزالله طهماسی »

سرقت آب های افغانستان و موضع انفعالی دولت: در آموزه های دینی ما عنصری بنام (( آب ))  از اهمیت والای برخوردار می باشد. و در متن مقدس...