تیرهگی در روابط افغانستان و پاکستان، از سوءمحاسبههای سیاسی
تا پیامدهای انسانی
غلام علی صارم
پنجشنبه 6قوس 1404
پس از استقرار دوباره حکومت طالبان در افغانستان چهار سال پیش،
روابط این گروه با پاکستان که سالها رنگِ دوستی و صمیمیت داشت بهتدریج رو به تیرگی
گذاشت. در همین زمان، پاکستان خود درگیر موجی از ناامنیهای داخلی، بحرانهای اقتصادی
و خسارات ناشی از رخدادهای طبیعی گردید و در برابر افکار عمومی کشورش، برای بسیاری
از مشکلات پاسخ قانعکنندهای نداشت.
در سیاست جهانی معمول است که دولتهای گرفتار بحران، برای انحراف
افکار عمومی، به سیاست «توجیهسازی» و «فرافکنی» روی میآورند. در چنین شرایطی، آسیبپذیرترین
قشر، مهاجرانی هستند که در آن کشور پناه جستهاند. ما این واقعیت تلخ را سالهاست که
در دو کشور همسایه و مسلمان خود تجربه میکنیم؛ تجربهای که همچنان ادامه دارد. تازهترین
گزارشها نشان میدهد که در پاکستان، تعدادی از مهاجران افغانستان در اسلامآباد بازداشت،
لتوکوب و سپس از مرز تورخم اخراج شدهاند، حتی زنان و کودکان. در یک کلیپ تصویری،
زنی دیده میشد که از برخورد خشونتبار پولیس پاکستان حکایت میکرد و آثار جراحت بر
گونه و چشمش نمایان بود. این رویکرد، نمادی آشکار از رفتارهای غیرانسانی و غیرمسئولانه
در برابر مهاجران بیدفاع است.
تشدید بیثباتی و مشکلات داخلی در پاکستان سبب شد رفتار این
کشور نسبت به افغانستان تغییر کند و بهتدریج جنبه خصمانه بگیرد. پاکستان زمانی از
طالبان حمایت میکرد و تصورش این بود که در صورت بهقدرترسیدن آنها، موضوعات مورد
اختلاف از جمله مناقشه خط دیورند حل خواهد شد. اما سخنان وزیر دفاع طالبان، ملا محمد
یعقوب مجاهد، که «امضای قرارداد دیورند را مربوط مردم افغانستان» دانست، این محاسبات
پاکستان را برهم زد. از آن پس لحن و رفتار دو طرف خشنتر شد و روابط به سرعت رو به
تیرگی نهاد و سرانجام به درگیریهای مرزی و عملیات نظامی کشید.
در ماههای اخیر، پاکستان چندین بار ولایات مرزی و حتی کابل
را هدف حملات هوایی قرار داده است، حملاتی که قربانیان اصلی آن مردم بیگناه، بهویژه
زنان و کودکان، بودهاند. تنها در حمله اخیر پاکستان بر ولایتهای کنر، خوست و پکتیا
بنا بر گزارشها نه کودک جان باختند. درگیریها همچنان بهصورت پراکنده ادامه دارد
و پاکستان عمدتاً بر حملات هوایی تکیه دارد، زیرا آگاه است که افغانستان سالهای دشواری
را پشت سر گذاشته و توان دفاع هواییاش تضعیف شده است. اما این وضعیت، دائمی نخواهد
بود.
حملات هوایی پاکستان سابقهای دیرینه دارد. تنها دو سال پس از
تشکیل پاکستان، در سال ۱۹۴۹ میلادی، این کشور نخستین حمله هوایی خود را بر خاک افغانستان
انجام داد. در آن سال، پس از آنکه پاکستان مناطق قبایلی را جزء خاک خود اعلام کرد،
افغانستان این اقدام را نقض وعدههای محمدعلی جناح دانست و اعتراض کرد. چندی بعد، طی
حمله هوایی بر قریه «مغلگی» در سمت جنوبی کشور، ۲۳ نفر کشته شدند. این رخداد تنش بزرگی
در روابط دو کشور ایجاد کرد، تا جایی که شورای ملی افغانستان در ۲۶ جولای همان سال،
الغای معاهدات پیشین از جمله خط دیورند را اعلام نمود. از آن پس اختلافات، بهجای حلشدن،
به معضلی پیچیده و مزمن تبدیل گردید. پایههای روابط افغانستان و پاکستان از همان ابتدای
شکلگیری پاکستان متزلزل بود. سیاستهای دو دیکتاتور وقت، جنرال ایوب خان در پاکستان
و سردار محمد داودخان در افغانستان، تیرگی روابط را تشدید کرد، تیرگیای که پاکستان
همچنان به آن ادامه میدهد.«1»
بهنظر میرسد پاکستان از گذشته چنین تصور میکرد که با فشار
و تهدید، افغانستان خاموش خواهد ماند، تصوری که بارها نادرستی آن ثابت شده است. مردم
افغانستان در یک قرن گذشته تجاوز دو ابرقدرت را شکست دادهاند و امروز بهمراتب آگاهتر
و مقاومتر از گذشتهاند. ادامه حملات پاکستان تنها اوضاع را بحرانیتر میکند و ضرر
اصلی نیز متوجه خود پاکستان خواهد بود، نمونهاش انسداد گذرگاهها که اکنون اقتصاد
پاکستان را بهطور جدی متأثر کرده است.
البته افغانستان نیز از بستهشدن گذرگاهها زیان میبیند، اما
نه به اندازه پاکستان. افغانستان با پنج کشور دیگر مرز دارد و از مسیرهای گوناگون میتواند
تجارت کند، در حالی که پاکستان با از دستدادن راه تجارت با آسیای میانه، زیان بزرگی
را متحمل خواهد شد.
ادامۀ این وضعیت برای دو کشور غیرقابل تحمل است، بهویژه بمباردمانهای
بیرحمانه اخیر. چنین رویکردی نهایتاً باعث بسیج عمومی مردم افغانستان خواهد شد؛ و
پاکستان بخوبی میداند که کوچکترین شعلهای در مناطق پشتوننشین، بهویژه خیبرپشتونخوا
و بلوچستان، میتواند اوضاع داخلیاش را دگرگون کند. آنگاه پشیمانی سودی نخواهد داشت.
پس شایسته است که پاکستان بهجای سیاستهای تنشزا، عقلانیت
سیاسی و دیپلماسی را در پیش گیرد و راهی انسانی و منطقی برای حل اختلافات بجوید، زیرا
صلح و ثبات، به سود هر دو ملت است.
منبع:
1- میرمحمدصدیق فرهنگ. افغانستان در پنج قرن اخیر. جلد2 صفحه 669،

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر